تعداد مقالات: 495
تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 25-52

چکیده سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه         « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر این اساس بنا نمایند. تا قبل از سال 2001 ، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد. با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا می‌کند، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود ارزیابی نمود.

حوادث بدخشان؛ ریشهها و پیامدها

حوادث بدخشان؛ ریشهها و پیامدها

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 25-48

چکیده با توجه به شدت گیری و تداوم قیام‌های عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا، یک‌بار دیگر این بحث مطرح شده که آیا دامنه این قیام‌ها به سایر مناطق جهان به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز کشیده خواهد شد؟ در این بین یکی از کشورهای منطقه آسیای مرکزی که اوضاع به مراتب شکننده‌تری نسبت به سایرین دارد، تاجیکستان است. مهم‌ترین رویداد سیاسی ـ امنیتی تاجیکستان را می‌توان جنگ داخلی این کشور در دهه 90محسوب نمود. از آن زمان به بعد، شاید بتوان مهم‌ترین تهدید امنیتی تاجیکستان را مسئله‌ مواد مخدر دانست. در این بین رویدادهایی که در ماه ژوئیه 2012 در منطقه بدخشان رخ داد، نه تنها باعث شد که یک‌بار دیگر خاطره جنگ داخلی تاجیکستان در اذهان زنده شود، بلکه شکنندگی صلح را نیز در این کشور نشان داد. از این رو، بررسی ریشه‌ها و پیامدهای حوادث بدخشان می‌تواند تا حد زیادی بیانگر چشم انداز اوضاع سیاسی و امنیتی تاجیکستان باشد.

روسیه و بهار عربی؛ چالش‌ها و پیامدها

روسیه و بهار عربی؛ چالش‌ها و پیامدها

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 25-53

چکیده وقوع قیام‌های مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه، نه تنها جهان عرب را به لرزه درآورد، بلکه سایر کشورها را نیز در خصوص پیامدهای آن بیمناک کرد. این جنبش که به تغییر و تحول جدی در کشورهای تونس، مصر، لیبی و یمن منجر شد و آبستن تغییرات جدی در سایر کشورها نظیر بحرین، کویت، اردن، سوریه، عربستان سعودی گردید برای روسیه نیز با بیم و امیدهایی همراه شد. در واقع، تحولات موسوم به بهار عربی برای روسیه نیز همانند سایر قدرت‌های بزرگ، نگرانی‌ها و چالش‌هایی را در بر داشته است. به نحوی که به نظر می‌رسد دولت روسیه برای دستیابی به اهداف و منافع خود در خاورمیانه ناگزیر به تغییر برخی از رویکردهای سنتی خود به این منطقه است. بر این اساس مقاله حاضر درصدد بررسی تاثیرات و پیامدهای بهار عربی برای روسیه است.  

دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی؛ ارزیابی 25 سال روابط اقتصادی ایران و جمهوری‌ها پس از استقلال

دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی؛ ارزیابی 25 سال روابط اقتصادی ایران و جمهوری‌ها پس از استقلال

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 25-66

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، مرتضی دامن پاک جامی

چکیده منطقه آسیای مرکزی به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و تمدنی و اهمیت ژئوپلیتیک آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، همواره مورد توجه اهداف دیپلماسی اقتصادی ایران بوده است. اکنون 25 سال از استقلال کشورهای این منطقه در مرزهای شمالی ایران می‌گذرد. در حالی که طی این مدت وجه غالب رفتار سیاست خارجی ایران در منطقه متأثر از گفتمان ژئوپلیتیک و دارای وجهی عمل گرایانه و منفعت‌ محور بوده است، دولت یازدهم نیز در چارچوب گفتمان اعتدال‌گرایی با اقتصادمحور اعلام کردن سیاست خارجی خود، توجه ویژه‌ای را به گسترش روابط اقتصادی با جمهوری‌های آسیای مرکزی معطوف داشته است. سوال اصلی مقاله این است که دستاوردهای دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیای مرکزی در دوران پس از استقلال این کشورها چیست و علل و عوامل اولویت‌یافتن دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت یازدهم در این منطقه کدام هستند؟در پاسخ، فرضیه اصلی تحقیق این است که هر چند سیاست عمل گرایی برگرفته از گفتمان ژئوپلیتیک ایران در آسیای مرکزی در دو دهه گذشته به گسترشنسبی روابط اقتصادی ایران با کشورهای این منطقه منجر شده است، اما ماهیت تعامل‌گرا و توسعه محور گفتمان اعتدال‌گرای دولت یازدهم و الزامات ناشی از اهداف سند چشم‌انداز و سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، باعث اولویت یافتن دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت یازدهم در آسیای مرکزی شده است. این نوشتار به دنبال آن است تا ضمن بررسی عملکرد دیپلماسی اقتصادی ایران در آسیای مرکزی در دوره پس از استقلال این کشورها، جایگاه و اهمیت دیپلماسی اقتصادی را در سیاست خارجی دولت یازدهم در آسیای مرکزی ارزیابی و تحلیل نماید. روش نگارش این مقاله با توجه به ماهیت آن،توصیفی- تحلیلی است. 

راهبرد ضدتروریسم چین و آمریکا در آسیای مرکزی

راهبرد ضدتروریسم چین و آمریکا در آسیای مرکزی

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 25-52

قاسم ترابی، مژگان رضایی

چکیده هدف اصلی مقاله حاضر بررسی مقایسه‏ای سیاست چین و آمریکا در قبال تروریسم در آسیای مرکزی است. در همین راستا، پرسش اصلی مقاله این است که چین و آمریکا چگونه سیاستی نسبت به گسترش تروریسم در آسیای مرکزی اتخاذ کرده‌اند؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه مقاله این گونه مطرح می‏شودکه چین و آمریکا به رغم رقابت کلان در آسیای مرکزی، سیاست تعامل و همکاری را برای مبارزه با تروریسم در پیش گرفته‌اند. البته در مقایسه با آمریکا، حفظ امنیت و ثبات آسیای مرکزی برای چین اهمیت بیشتری دارد. در نتیجه این امر، رهبران چین ملاحظات امنیتی بیشتری در برابر رشد تروریسم دارند که این امر باعث توجه چین به چندجانبه‏گرایی و تلاش برای مقابله با ریشه‏های تروریسم شده است. در مقابل آمریکا برای مقابله با تروریسم تمایل کمتری  به چندجانبه‏گرایی دارد. تفاوت دیگر این است که در سیاست­ آمریکا در مبارزه با تروریسم رویکرد نظامی اولویت را به خود اختصاص داده است. در حالی که چین بر راه‌کارهای سیاسی و اقتصادی برای حل و فصل مساله تروریسم تاکید دارد. مقاله حاضر قصد دارد سوال و فرضیه فوق را به روش مقایسه­ای مورد بحث و بررسی قرار دهد.

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

بازخوانی منطق‌های امنیتی بازیگران قفقاز جنوبی (مرز پرآشوب)

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 27-49

چکیده سه کشور قفقاز جنوبی یعنی گرجستان، جمهوری  آذربایجان و ارمنستان در منطقه ای پیچیده و بی ثبات قرار دارند که تقاطع مسیر اروپا، آسیا، خاورمیانه است. این کشورها از دوران حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی آسیب‌های عمیق تاریخی مشترکی دارند. دوره شوروی تجربه بدی برای این کشورها بود. مدیریت نادرست اقتصاد، فساد، مشکلات اجتماعی، نهادسازی ضعیف، گرایش‌های متعارض به اقتدارطلبی و اصلاح، اختلاف‌های قومی، ناآرامی‌های مرزی و وجود چندین بحران خاموش در منطقه، میراث اتحاد جماهیر شوروی برای این کشورها است. معضلات امنیتی منطقه قفقاز جنوبی (گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان)، دیدگاه قدرت‌های فرامنطقه‌ای (آمریکا- اتحادیه اروپا- ناتو) به امنیت قفقاز جنوبی، دیدگاه قدرت‌های منطقه‌ای (ترکیه، فدراسیون روسیه، جمهوری اسلامی ایران) به این منطقه مهم‌ترین مسائل مورد بررسی در این پژوهش می‌باشند.  چارچوب نظری مقاله‌ حاضر براساس مفهوم «مجموعه امنیتی منطقه‌ای » است که برای نخستین بار توسط باری بوزان مطرح گردید، این نظریه با نظریه‌ نوین وی در خصوص بین الاذهانی بودن امنیتی شدن  تلفیق خواهد شد تا چارچوبی فراسوی نظریه‌ کلاسیک مجموعه امنیتی ارائه گردد.

بررسی پیوند میان کد و ژنوم در سیاست خارجی روسیه و افغانستان

بررسی پیوند میان کد و ژنوم در سیاست خارجی روسیه و افغانستان

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 27-49

سید محمدکاظم سجادپور، محمدتقی جهانبخش

چکیده ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه ژنتیک سیاست هر کشور است که رفتار کشورها را در عرصه داخلی و به ویژه خارجی تحت تأثیر قرار می‌دهد. کشورها ژنوم‌های سایر بازیگران را به عنوان کدهای ژئوپلیتیک در نظر می‌گیرند. تعامل یا تقابل کد/ ژنوم کشورها فضایی را ایجاد می‌کند که می‌تواند هم راستا یا مغایر با منافع ملی و منطقه‌ای باشد. به‌طور مشخص این مقاله در پی پاسخ گفتن به این پرسش است که «در عرصه تقابل سیاست‌خارجی اهرم‌های ژئوپلیتیک تا چه اندازه تأثیرگذار هستند»؟ در ارتباط با کشور افغانستان ژن‌های ژئوپلیتیک فعال و غالبی وجود دارد که عبارت هستند از تنوع قومی مواد مخدر،  افراط‌گرایی و تروریسم، موقعیت حائل، بی‌ثباتی سیاسی و ماهیت تحمیلی مرزها و محصور بودن در خشکی و در ارتباط با روسیه ژن‌های غالب و فعال گستردگی قلمرو، افراط‌گرایی، جدایی‌طلبی و تروریسم، قاچاق موادر مخدر و گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق، وجود دارد که سیاست‌خارجی هر دو کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این اساس، روسیه برای مقابله با تهدیدهای ناشی از ژنوم‌ها افغانستان به صورت کنشی عمل نموده است، اما افغانستان به علت عدم عدم اولویت‌بندی ژئوپلیتیک در سیاست خارجی در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای رفتار خود را براساس مؤلفه‌های سلبی و ایجابی ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر روسیه دسته‌بندی ننموده است و در عرصه سیاست خارجی بیشتر به صورت واکنشی عمل نموده است. روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است.

اهرم انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپایی در سایه تحریم

اهرم انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپایی در سایه تحریم

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 27-58

محسن حبیبی، احمد بخشایشی اردستانی، سیدعلی طباطبایی پناه

چکیده وجود میزان قابل‌توجهی از وابستگی متقابل نامتقارن در مناسبات انرژی روسیه-اتحادیه اروپایی به نگرانی غرب در خصوص تبدیل منابع انرژی روسیه به سرمایه سیاسی و بهره ‏گیری کرملین از اهرم انرژی برای نفوذ در خارج نزدیک و اروپا، دامن زده است. در عین حال، اتحادیه اروپایی که از مدت‏ها پیش با پیامدهای سیاسی بالقوه وابستگی به انرژی روسیه، دست ‏و پنجه نرم می‏ کند در محیط امنیتی پس از بحران 2014 اوکراین و وضع تحریم ‏های یکجانبه ایالات متحده علیه بخش انرژی روسیه با چالش ‏های جدیدی در تأمین امنیت انرژی اعضای خود مواجه شده است. مقاله حاضر با ترکیب این دو نگرانی و چالش به‏ دنبال پاسخی مناسب برای این پرسش برآمده است که «استفاده روسیه از اهرم صادارت گاز برای کسب نفوذ و پیش‏برد اهداف و منافع خود در اروپا در پی تحریم‏ های غرب علیه این کشور از سال 2014 به بعد، چه تغییری کرده است؟» فرضیه مقاله نیز این است، «اگرچه تحریم‏ های غرب به کاهش ورود سرمایه و فناوری خارجی به بخش انرژی این کشور از سال 2014 به بعد منجر شده، اما نیاز اتحادیه اروپایی به واردات گاز از روسیه طی این مدت افزایش یافته و از این رو، تحریم‏ ها در مجموع تأثیر چشم‏گیری بر کارکرد سلاح انرژی روسیه در برابر اروپا نداشته است». نوع پژوهش در این مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و از روش‏ شناسی استنباطی استفاده شده است.

بحران گرجستان: فصل نوین در روابط روسیه و غرب

بحران گرجستان: فصل نوین در روابط روسیه و غرب

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 29-46

چکیده         تحولات اوستیای جنوبی در تابستان گذشته، فصل جدیدی را در چالش‌های اتحادیه اروپا و ناتو بعد از خاتمة جنگ سرد گشود. ضد‌حمله گسترده روسیه در پاسخ به عملیات نظامی گرجستان در این منطقۀ جدایی طلب، این دو سازمان را در مقابلة مستقیم با کرملین قرار داد، بطوری که نگرانی‌های عمیقی را برای ناظرین سیاسی جهان بخصوص ناظران غربی بوجود آورد. حضور کشتی‌های جنگی آمریکا در دریای سیاه برای کمک‌رسانی و در واقع جهت ایجاد جو رعب و وحشت، تهدیدات ناتو و تهدید اتحادیه به برقراری تحریم علیه روسیه هیچ‌یک در عزم مسکو در پیشروی در خاک گرجستان تا 35 کیلومتری تفلیس اثری نگذاشت و بالاخره این بحران به اعلام استقلال دو منطقة جدایی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی و شناسایی آنها توسط دولت روسیه انجامید. تسلیم موقتی کشورهای غربی در مقابل وضع موجود را می‌توان به نوعی عقب نشینی ناتو تعبیر نمود  

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

تأثیر عامل انرژی بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 29-58

چکیده نزدیکی جغرافیایی روسیه و اتحادیه اروپا؛ نفوذ و تأثیر سیاسی، امنیتی و اقتصادی مسکو؛ حجم بالای تجارت بین طرفین و نیز حوزه حساس انرژی (نفت و گاز)، همکاری و مشارکت بین روسیه و اتحادیه اروپا را اجتناب ناپذیر ساخته است. هرچند روسیه یکی از شرکای پیچیده برای اتحادیه اروپا به‏شمار می‏آید، اما بهبود تعامل بین مسکو و بروکسل امکان‏پذیر و تابعی از ادغام اهداف مربوط به خط‌مشی طرفین در مسایل راهبردی از جمله عامل تضمین امنیت عرضه انرژی است. امنیت انرژی یکی از چالش برانگیزترین حوزه‌های گفتگو و همکاری میان مسکو و اتحادیه اروپا محسوب می‏شود. عامل انرژی از دهه60 میلادی به بعد به افزایش روابط رسمی و غیر رسمی روسیه با کشورهای اروپایی کمک کرده است. مقاله حاضر بر این ادعا است که «بهبود و ارتقاء روابط میان روسیه و اتحادیه اروپا تا حد زیادی مشروط به همکاری متقابل آنان در حوزه انرژی است .بنابرین بازتعریف روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا و اهداف اصلی سیاست انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپا و بالعکس در این زمینه حایز اهمیت بسیار می‏باشد». از این منظر، تفاوت درجه وابستگی متقابل در روابط انرژی روسیه- اتحادیه اروپا، اختلاف منافع و اهداف طرفین در حوزه سیاستگذاری انرژی، تاکنون تأثیر منفی بر روابط طرفین در این حوزه راهبردی داشته است.

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

چشم‌انداز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران- ارمنستان و قابلیت آن در ترانزیت گاز

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 29-50

چکیده جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان بنا به ملاحظات ژئوپلیتیک و هم‌تکمیلی منافع و اهداف سیاست خارجی، دارای مناسبات حسنه و به دور از تنش هستند. این امر موجب شده است که دو کشور همکاری متقابل اقتصادی رو به افزایش را تجربه نمایند، اما به دلیل اقتصاد محدود و شکننده ارمنستان، این کشور نمی‌تواند نیازهای اقتصادی ایران را پاسخگو باشد؛ ولی ارمنستان می‌تواند نقش پل مواصلاتی بالقوه در معادلات ژئوانرژی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز، اوکراین و در نهایت اروپای شرقی از طریق خط لوله گاز موسوم به "جریان سفید" را ایفا نماید. این مقاله استدلال می‌کند که مشارکت احتمالی جمهوری اسلامی ایران در طرح جریان سفید در راستای منافع کشورهای صادرکننده، ترانزیت‌کننده و مصرف‌کننده است، اما سیاست‌های ژئوانرژی آمریکا و روسیه مانعی در این راه است و بحران 2014 اکراین در عین حال که بر پیچیدگی آن افزوده است، ولی اهمیت آن را بیشتر کرده است.

شبکه سلول‌های تروریستی داعش در آسیای مرکزی

شبکه سلول‌های تروریستی داعش در آسیای مرکزی

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 29-63

محمدرضا دهشیری، شاهین جوزانی کهن

چکیده آسیای مرکزی یکی از مناطق مورد توجه داعش برای شکل دهی به شبکه هواداری فرامرزی از سلول‌ها‌ی تروریستی با هدف انجام اقدامات تروریستی در مناطق نبرد در سوریه‌ و عراق است. داعش تلاش نموده از بستر فضای مجازی و ابزارهای نوین ارتباطی آن از جمله شبکه‌های اجتماعی به ویژه تارنمای خود ساخته خلافت‌بوک در راستای جذب و آموزش افراد این منطقه و ایجاد شبکه‌ای از سلول های تروریستی استفاده نماید.
این مقاله تلاش می‌نماید چگونگی عملکرد داعش در بستر فضای مجازی و نیز نحوه به کارگیری شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی را بررسی نماید.
در پاسخ به این سوال که داعش چگونه به ایجاد شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی مبادرت کرده است؟ نگارندگان معتقد هستند که داعش از طریق انتشار پیام‌های تبلیغی خود در بستر فضای مجازی به جذب و آموزش نیرو و ایجاد شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی مبادرت نموده است.
در این مقاله پس از تبیین ابزارهای نوین ارتباطی داعش در بستر فضای مجازی، اهداف و مقاصد داعش در استفاده از فضای سایبر در جذب و آموزش افراد و ایجاد سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی و راهبردهای مقابله با داعش در این منطقه واکاوی می‌شود.

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 29-56

نوذر شفیعی، احسان فلاحی

چکیده مذهب مقوله‌‌ای فراتر از سرزمین و مبنایی برای هویت فراملی محسوب می‌‌شود. ازاین‌رو، منبعی برای قدرت نرم در میان کشورهای هم‌‌کیش و عموما همجوار است. جمهوری فدارتیو روسیه و تعدادی از کشورهای حوزه خارج نزدیک ارتدوکس مذهب هستند که در گذشته‌ای نه چندان دور تحت یک واحد سیاسی مشترک به نام اتحاد جماهیر شوروی قرار داشتند. در آن زمان همه سیاست‌‌ها در چارچوب ایدئولوژی کمونیستی طراحی و از جانب مسکو به سایر مناطق کشور دیکته می‌‌شد. اما از 1991 به بعد شرایط دگرگون شد. اگرچه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به معنای پایان تعامل داخلی جمهوری‌‌ها با یکدیگر و تبدیل روابط داخلی آنها به سیاست خارجی بود، اما روسیه کماکان کشوری صاحب نفوذ در خارج نزدیک است. به‌‌طوری‌‌که باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماندن کشورهای منطقه در مدار مسکو، یکی از مهم‌‌ترین اصول سیاست خارجی کرملین است. اما، در فقدان ایدئولوژی کمونیسم روسیه با نوعی خلاء ایدئولوژیک در رابطه با جمهوری‌‌های بازمانده مواجه گردیده است. ازاین‌‌رو، مسیحیت یکی از گزینه‌‌های جایگزین مسکو برای پر کردن خلا مذکور است. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش‌‌ها است که جایگاه کلیسا در سیاست خارجی روسیه چیست؟ و کارایی دیپلماسی مذهبی در قبال گرجستان و اوکراین چگونه بوده است؟ «اگرچه نقش کلیسا در سیاست خارجی مسکو در قالب قدرت نرم تفسیر می‌‌شود، اما دیپلماسی مذهبی روسیه بیش از آن‌‌که در خدمت قدرت نرم باشد، ابزاری برای قدرت سخت در اوکراین و گرجستان بوده است.» این فرضیه در چارچوب نظریه قدرت نرم جوزف نای بررسی شده است.

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

نقش افغانستان در پویش‌های مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 29-58

محمدرضا دهشیری، سید مهدی میرکاظمی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش افغانستان در پویش‌های امنیتی مجموعۀ امنیتی آسیای مرکزی بعد از کنفرانس بن است. معضل امنیت در افغانستان، همواره باعث تأثیر بر مناطق پیرامونی آن شده است. این پژوهش به چهار بخش چهارچوب نظری مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای، جایگاه افغانستان در آسیای مرکزی، مؤلفه‌های بنیادین امنیتی آسیای مرکزی و تأثیر افغانستان بر این مؤلفه‌های امنیتی تقسیم شده است. در این پژوهش، بر اساس نظریۀ مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای بری بوزان و ال ویور، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که افغانستان چگونه موجب تغییر مؤلفه‌های امنیتی آسیای مرکزی شده است؟ نگارندگان با استفاده از روش کیفی و توصیفی- تحلیلی این فرضیه را به آزمون گذاشته‌اند که افغانستان همواره باعث ایجاد نوعی فضای تعامل و تقابل در آسیای مرکزی، توسعۀ فعالیت گروه‌های بنیادگرا، حضور قدرت‌های جهانی و منطقه­ای و همچنین گسترش تروریسم، افراطی‌گری و جنگ داخلی در میان کشورهای آسیای مرکزی شده است.

تاثیر ایالات متحده آمریکا بر همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه

تاثیر ایالات متحده آمریکا بر همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 30-51

چکیده جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه دو کشوری هستند که در حال حاضر از جایگاه و موقعیت منحصر به فردی در نظام بین الملل برخوردار می باشند و در مناطق پیرامونی خود ظرفیت هژمونی نیز دارند . از این رو، روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه از اهمیت بسیار زیادی برای آمریکا برخوردار است . چنانکه آمریکا همواره با دیده تردید به این روابط نگریسته و خواهان کاهش آن بوده است. در این بین مقاله حاضر ضمن تبیین جنبه های بین المللی روابط دو کشور به نقش و تاثیر آمریکا بر همگرایی و واگرایی میان ایران و روسیه می پردازد.

سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان نوین

سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان نوین

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 31-61

چکیده خروج نیروهای شوروی از افغانستان، مسئله افغان را در ذهن دولت‌مردان روس تا سال‌ها بعد ـ زمانی که ریشه جنبش‌های جدایی‌طلبانه درون قلمرو خود را در افغانستانِ تحت سلطه طالبان یافتندـ به حاشیه راند. حادثه 11 سپتامبر 2001، ابعاد جدیدی از تروریسم و تهدیدهای بالقوه و بالفعل بنیادگرایان حاکم در افغانستان را آشکار کرد و تهاجم آمریکا جهت سرنگونی رژیم طالبان، فرصت ایفای نقش فعال‌تر در مناسبات بین‌المللی و مبارزه علیه تروریسم را برای فدراسیون روسیه فراهم نمود.  این مقاله در جستجوی پاسخ این سوال است که «سیاست امنیتی فدراسیون روسیه در قبال افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 چگونه قابل‌تحلیل است؟». یافته‌های این مقاله که بر اساس تحلیل آخرین سند امنیت ملی فدراسیون روسیه و کنش و واکنش‌های امنیتی این کشور در رابطه با افغانستان در درون جامعه افغانستان، حوزه اوراسیا مرکزی و در مرزهای فدراسیون روسیه انجام‌گرفته، حکایت از آن دارد که روسیه در دو سطح به اعمال سیاست‌هایی جهت کاهش یا رفع تهدیدات برخاسته از افغانستان مبادرت نموده است. در سطح نخست، این کشور اقداماتی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی ـ نظامی در افغانستان اتخاذ کرده که به‌طور عمده همکاری با ناتو؛ مبارزه علیه تروریسم، تولید و قاچاق مواد مخدر؛ تلاش برای گسترش نفوذ سیاسی در افغانستان؛ حضور و سرمایه‌گذاری اقتصادی؛ اعطا و فروش تسلیحات؛ کمک‌های نظامی، امنیتی و آموزشی بوده است. در سطح منطقه‌ای نیز به همکاری با ناتو و آمریکا در ابعاد تدارکاتی، ارتباطی و اطلاعاتی پرداخته و در جهت تقویت و تحکیم نظامات امنیت منطقه‌ای اوراسیا و جلب مشارکت افغانستان در این مناسبات حرکت کرده است.

مولفه‌های داخلی موثر بر سیاست خارجی تاجیکستان

مولفه‌های داخلی موثر بر سیاست خارجی تاجیکستان

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 31-55

چکیده اولویت‌ها و اهداف سیاست خارجی کشورها مستقیماً تابعی از ساختارهای درونی خویش اعم از شرایط ژئوپلیتیک، نیازهای داخلی، قدرت ملی و تهدیدهای امنیتی، نگرش نخبگان حاکم و نیز کیفیت ساختار نظام بین الملل است. تاجیکستان نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست؛ عوامل و متغیرهای متعددی در سه سطح فردی، ملی و بین المللی بر سیاست خارجی این کشور تاثیر می‌گذارند. از این رو، یکی از منابع تعیین کننده سیاست خارجی تاجیکستان ویژگی‌ها، خصوصیات و عوامل داخلی این کشور می‌باشد به گونه‌ای که درک و فهم ماهیت و رفتار سیاست خارجی تاجیکستان، مستلزم شناخت مولفه‌های داخلی تاثیر‌گذار بر این کشور است. هدف اصلی این مقاله واکاوی مولفه‌های شکل دهنده و تاثیرگذار داخلی بر سیاست خارجی تاجیکستان است. در واقع هدف، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که عوامل و مولفه‌های داخلی چه تاثیری بر سیاست خارجی تاجیکستان دارد، می‌باشد؟

تبیین گفتمانی تقابل هویت و ملی‌گرایی قومی چچن با هویت و ملی‌گرایی روسی

تبیین گفتمانی تقابل هویت و ملی‌گرایی قومی چچن با هویت و ملی‌گرایی روسی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 33-60

چکیده روسیه پساشوروی هنوز از یک حاکمیت که دارای استحکام کافی و لازم باشد برخوردار نیست و تهدید‌های قومی و امنیتی، جامعه روسیه را از درون با خطر فروپاشی و تجزیه روبه‌رو ساخته است. در این مقاله سوال اصلی این است که هویت و ملی‌گرایی روسی و ملی‌گرایی قومی چچن چگونه یکدیگر را به‌عنوان خود و دیگری بازنمایی نموده‌اند؟ ادعای مقاله آن است که ملی‌گرایی روسی در تقابل با ملی‌گرایی قومی با تکیه‌بر اسطوره‌های نژاد اسلاو و مذهب ارتدوکس، قومیت‌های غیر اسلاو و مسلمانان را به‌عنوان دیگری تجزیه‌طلب و بنیادگرا برساخته است و در واقع، هر دو طرف با بازنمایی هویت خود در مقابل دیگری با ارجاع به دلالت‌های تهدیدزا و امنیتی (روسیه) و قومیتی (چچن) هویت خود را تعریف می‌نمایند. در این مقاله تلاش می‌شود نشان داده شود که این بازنمایی دیگری تجزیه‌طلب و اسطوره اسلاو ـ ارتدوکس منشأ هویتی دارد و بر اساس نوعی الگوسازی استعاره‌ای است که با طرح‌واره استعاره‌ای هر دو طرف روس و چچن مطابقت دارد. روش تحقیق در این مقاله تحلیل گفتمان است.

چالش‌های صلح در افغانستان

چالش‌های صلح در افغانستان

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 33-58

حسین رفیع، محسن بختیاری جامی

چکیده   پایان ماموریت ‌‌نیروهای بین المللی در افغانستان و واگذاری تامین امنیت به نیروهای نظامی افغان پیامدی جز ناکامی آمریکا در نابودی تروریسم و پیشبرد صلح پایدار نداشت. اتخاذ استراتژی جدید از سوی آمریکا تنها به بروز تنش با حکومت افغانستان انجامید. دخالت قدرت‌های همسایه رقیب با هدف نفوذ، افغانستان را میدان حفظ منافع رقبا بدون توجه به حاکمیت ملی آن قرار داده است. انعکاس تنوع قومی و مذهبی جامعه در نهادهای سیاسی و نظامی- امنیتی تاثیرات مخربی بر عملکرد موفق این نهادها داشته است. با گسترش تجارت مواد مخدر، خودکفایی اقتصادی مناطق روستایی، قدرت‌یابی شورشیان و عدم کنترل حکومت بر آن مناطق در حال تقویت است. ضمن اینکه، تحولات پیچیده ناشی از مرگ رهبر طالبان و انشعاب در رهبری جدید، دستیابی به صلح پایدار حکومت با دو گروه بزرگ شورشی در حال جنگ با یکدیگر را دشوارتر از قبل ساخته است.
        این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی می‌کوشد به این سؤال پاسخ گوید که چه عواملی استقرار صلح و ثبات در افغانستان را با دشواری مواجه ساخته اند؟ نظریه واقع‌گرایی به عنوان چارچوب نظری مقاله انتخاب شده و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کیفی استفاده شده است؛ همچنین نگارندگان این فرضیه را مورد بررسی قرار خواهند داد که مداخله رقابت آمیز دولت‌های خارجی و ترجیح منافع خود بر منافع و مصالح افغانستان و زمینه های اجتماعی-فرهنگی داخلی، موانع عمده استقرار صلح در افغانستان می باشند.  

رویکرد نئومرکانتیلیست روسیه و چین به انرژی آسیای مرکزی

رویکرد نئومرکانتیلیست روسیه و چین به انرژی آسیای مرکزی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 33-64

حسین رفیع، محسن بختیاری جامی

چکیده کاربرد سیاست‌های نئومرکانتیلیست از سوی قدرت‌های بزرگ دال بر ناکارآمدی طرح‌های مرکانتیلیست استثماری قرن گذشته و ظهور عصر جدیدی از کشمکش و رقابت برای برقراری تعادل تجاری و حداکثرسازی منافع اقتصادی است. اولویت کنترل منابع انرژی آسیای مرکزی سیاست سلطه بر منابع هیدروکربن آنرا در کانون سیاست خارجی قدرت‌های منطقه‌ای روسیه و چین با هدف همگرایی و تثبیت جایگاه برتر نسبت به قدرت رقیب قرار داده است. خیز برای توسعه اقتصادی و همزمان افزایش بهای نفت و گاز در بازار جهانی تکاپوی روسیه برای دستیابی به درآمد ارزی حاصل از تجارت مواد خام و اتکای چین بر شریان حیاتی نفت و گاز به منظور تداوم رشد اقتصادی، طراحی سیاست‌های نئومرکانتیلیست حداکثرسازی کنترل منابع را اجتناب ناپذیر ساخته است. وقوع بحران‌های اقتصادی و سیاسی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا و کاهش قیمت استراتژی تجاری روسیه در بخش نفت و گاز را تغییر داد که به افزایش حجم صادرات و همگرایی تجاری با چین برای تامین کسری درآمد ارزی انجامید. در این میان با توجه به رقابت میان دو قدرت منطقه‌ای بزرگ سوال این است که کدام مولفه به تدوین و اجرای سیاست‌های تجاری- اقتصادی نئومرکانتیلیست در منطقه شدت بخشیده است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که بهره برداری از منابع غنی نفت و گاز با اهداف کسب درآمد ارزی، تداوم رشد اقتصادی داخلی، حفظ موازنه و تعادل در قیمت‌ها، مقابله با سلطه رقیب بر منابع، پیگیری سیاست‌های نئومرکانتیلیست در منطقه را ضروری ساخته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی با استناد به کتاب و مقالات لاتین و تارنما‌های معتبر فضای مجازی است.       

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

اهمیت نقش انرژی در سیاست خارجی روسیه

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 33-66

عبدالرضا فرجی راد، روح الله صالحی دولت آباد

چکیده امـروزه در روابط بین الملل سلطه بـرکـانـون­هایتولید و منبع نفت وگاز و مسیر انتقال آنها اساس کار بسیاری از سیاستگذاران را تشکیل می­دهد وکشورهایی کـه دارای سیاست انـرژی محور هستند غـالب تصمیم­هـای خود را بـا تکیه بـر پشتوانه انرژی اتخاذ می­نمایند.روسیه کشوری است که از اهرم انرژی برای بازسازی قدرت خود استفاده می­نماید و در زمینه صادرات گاز طبیعی به اروپا ایفاگر یک نقش اساسی می‌باشد. روسیهبا نگاهبه کاهش توان نظامی، تنزل موقعیت سیاسی و مشکلات ساختاری اقتصاد خودو نیز متأثر از اصل کارآمدی ابزارها و استفاده از کارآمدترین آنها در رویکرد عمل‌گرایی، منابع انرژی را مهم­ترین برگ‌ برنده خود در عرصهرقابت‌های‌ بین‌المللی می‌داندو بر همین اساس تلاش‌ فزاینده‌ای را برای استفاده از منابع انرژی به عنوان سلاحی سیاسی و اهرمی مهم در سیاست خارجی مدنظر قرار داده است. سوال اصلی مقاله این است که روسیه از چه راهبردهایی در حوزه انرژی در سیاست خارجی استفاده می­کند و هدف از اعمال این سیاست‌ها چیست؟ و بر این فرض استوار است که روسیه تلاش می‌کند از اهرم انرژی در تعامل خود با سایر کشورها به نحو مطلوبی بهره گیرد و با کنترل بخشی از بازار انرژی نقش یک بازیگر مهم سیاسی و ژئوپلیتیک جهانی را با موفقیت ایفا کند و با استفاده از برگ انرژی به عنوان یک سلاح در پی بازسازی امپراتوری خود است. 

حوزه های اختلاف میان بریتانیا و روسیه

حوزه های اختلاف میان بریتانیا و روسیه

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 33-64

علیرضا ثمودی پیله رود

چکیده با وجود قرن­ ها تاریخ مشترک، حضور در شورای امنیت و کنشگری به عنوان یک قدرت بزرگ و ائتلاف در برخی بحران­ های بین­ المللی از جمله همکاری در جنگ­ های ناپلئونی و همکاری راهبردی در جنگ جهانی دوم از زمان پایان جنگ سرد به این سو هیچ یک از دو کشور بریتانیا و روسیه، دیگری را به عنوان اولویت در نظر نگرفته است و روابط دو طرف بیشتر در چارچوب مناسبات میان روسیه و اتحادیه اروپا و ناتو تنظیم می­ شود. در این میان، پندار دو طرف از یکدیگر در چارچوب رقابت و ستیزه شکل گرفته است. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در ژوئن ۲۰۱۶ نیز یکی از محورهای چالش ­برانگیز در روابط دو کشور بوده است. هم اکنون روابط دیپلماتیک دو جانبه میان بریتانیا و روسیه از زمان پایان جنگ سرد به این سو در پایین ­ترین سطح ممکن خود قرار دارد پرسش اصلی مقاله عبارت است از « مولفه­ های موثر بر بروز اختلاف میان بریتانیا و فدراسیون روسیه چگونه قابل تحلیل است؟» فرضیه مطرح شده نیز عبارت است از تفاوت در نگاه به نظم بین‌الملل پس از جنگ سرد، جنگ هیبریدی روسیه در بریتانیا و تلاش برای تاثیرگذاری بر همه‌پرسی سال ۲۰۱۶، بحران اوکراین و منضم شدن کریمه به روسیه، قتل اتباع روس در بریتانیا و تفاوت رویکرد در بحران سوریه، موجب شکل گیری پندار تهدید از یکدیگر، بروز اختلاف میان لندن و مسکو و کاهش سطح روابط دوجانبه شده است. روش ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه در اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ- ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ است.

اتحادیه اقتصادی اوراسیا در چشم‏ انداز روسی

اتحادیه اقتصادی اوراسیا در چشم‏ انداز روسی

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 33-60

غفار زارعی، اسماعیل عباسی

چکیده با تأسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اگرچه توسعه مناسبات چندجانبه میان کشورهای پساکمونیستی پیشرفت محسوسی نداشته، اما جایگاه رو به تضعیف روسیه در روابط دوجانبه با دیگر اعضای این اتحادیه را تقویت نموده است. تأسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا همچنین اگرچه آمال ژئوپلیتیک مسکو را تا حدودی تحقق بخشیده است، اما تعیین دستورکار ژئوپلیتیک برای این اتحادیه از سوی مسکو با وجود اعضایی با هدف اولیه کسب منافع اقتصادی چندان آسان نخواهد بود. این درحالی است که روسیه برای تأسیس این اتحادیه هزینه‏های گزافی را متحمل شده و سیاست "اغوا از طریق کمک مالی" را پیش گرفته است. پرسش محوری مقاله حاضر این است که «هدف روسیه از پرداخت هزینه‏های گزاف برای ایجاد و گسترش اتحادیه اقتصادی اوراسیا به‏رغم بهره‏مندی اقتصادی بیشتر در صورت تأکید بر موافقت‏نامه‏های دوجانبه با دولت‏های پساشوروی چیست؟» فرضیه‏ به آزمون گذاشته شده در چارچوب نظریه منطقه‏گرایی جدید این بوده است که «اگرچه هدف اولیه روسیه از ایجاد و گسترش اتحادیه اقتصادی اوراسیا، تقویت جبهه‏ای ژئوپلیتیک در برابر غرب در مرزهای اتحادیه اروپا به بهای پرداخت هزینه‏های گزاف به‏منظور دوری آنها از غرب است، اما از مزایای انسجام اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی درازمدت این اتحادیه در فضای پساشوروی نیز غافل نیست». مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و برای تجزیه‏وتحلیل داده‏های گردآوری شده از روش علی استفاده شده و روابط علت و معلولی میان متغیرهای مقاله تبیین گردیده است.

تاثیر فعالیت های نظامی بازیگران فرامنطقه‌ای حوزه خزر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

تاثیر فعالیت های نظامی بازیگران فرامنطقه‌ای حوزه خزر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 34-69

اصغر جعفری ولدانی، سید محمدحسین حسینی

چکیده حوزه خزر را نمی­توان به­طور کامل ساختار مجزایی پنداشت که بازیگران آن قادر به حل‌و‌فصل قطعی اختلافات درونی خود باشند زیرا به‌رغم تاریخ و فرهنگ مشترک بازیگران منطقه­ای و قرابت جغرافیایی آنها با یکدیگر هنوز نتوانسته­اند، ترتیبات امنیتی کارآمدی میان خود برقرار سازند. اگرچه در این سیستم تابعه، قدرت بزرگ(روسیه) تاثیرگذاری فراوانی دارد، اما معادلات ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک دریای ‌خزر به­گونه­ای است که بازیگران مداخله­گر امکان استقلال درونی را از آن سلب می‌نمایند. از سوی دیگر، برخی از بازیگران ساحلی دریای خزر نیز همکاری اقتصادی و نظامی با قدرت­های فرامنطقه­ای را گامی جهت تامین منافع و امنیت خود در سطح منطقه می‌پندارند. بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که فعالیت­های نظامی  بازیگران مداخله­گر نظیر ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی در حوزه خزر چه تاثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه تحقیق این است که بازیگران مداخله­گر به­دلیل رسوخ­پذیری سیاسی و امنیتی برخی از بازیگران حوزه خزر به همکاری نظامی و تسلیحاتی با این بازیگران می­پردازند و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی با چالش مواجه می­سازند. در این مقاله، روش تحقیق به­صورت توصیفی- تحلیلی است

بحران اوکراین، زمینه‌های منطقه‌ای و پیامدهای فرامنطقه‌ای

بحران اوکراین، زمینه‌های منطقه‌ای و پیامدهای فرامنطقه‌ای

دوره 20، شماره 85، بهار 1393، صفحه 35-64

چکیده بحران اوکراین با وجود آنکه زمینه‌هایی منطقه‌ای دارد، پای قدرت‌های فرامنطقه‌ای را به مجاورت روسیه باز کرده است. روسیه به عنوان قدرتی منطقه‌ای، خواستار حفظ و تقویت نقش خود در قلمرو شوروی سابق است؛ خواسته‌ای که با مقاومت و مخالفت بازیگرانی مانند اوکراین مواجه شده است. از طرف دیگر، غرب بدون وجود زمینه‌های ملی و منطقه‌ای، قادر به دخالت در منطقه و به چالش کشیدن بازیگری روسیه نبود. در عین حال، واکنش غرب به عملکرد روسیهدر اوکراین، هزینه‌هایی را بر مسکو تحمیل کرده است. مسکو به موازات تداوم بی‌ثباتی در اوکراین‌ در پی امتیازگیری از غرب و گوشزد کردن نقش پر اهمیت خود در دیگر مناطق بحرانی است. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا تنش موجود در روابط روسیه و غرب بر سر اوکراین، منجر به تقابلی بین المللی بین این بازیگران می‌شود و بحران اوکراین به بحرانی فرامنطقه‌ای تبدیل می‌گردد؟ در این مقاله استدلال می‌شود که با وجود پیامدهای فرامنطقه‌ای اختلاف بر سر اوکراین، بحران اوکراین در اساس، منطقه‌ای است و می‌توان انتظار داشت که ابعاد آن در سطح منطقه مدیریت شود؛ همچنین به‌رغم تقابل منافع روسیه و غرب در مساله اوکراین، نیاز کرملین به غرب برای تحقق لوازم بازگشت به موقعیت قدرت بزرگ بین المللی به همراه عملگرایی مسکو مانع بروز تنش دیرپا و جنگ سرد جدید میان روسیه و غرب و تبدیل بحرانی منطقه‌ای به نزاعی فرامنطقه‌ای می‌شود.