تعداد مقالات: 495
تاثیر قدرت هوشمند بازیگران سازمان همکاری شانگهای و بریکس بر دینامیک سیکل قدرت

تاثیر قدرت هوشمند بازیگران سازمان همکاری شانگهای و بریکس بر دینامیک سیکل قدرت

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 167-198

عنایت‌اله یزدانی، سید محمد حسین حسینی

چکیده سیستم‌های پیچیده سایبری و دیپلماسی شبکه‌ای که در عصر کنونی از اهمیت قابل توجهی برخوردارند، بهره‌گیری از قدرت هوشمند و ابزارهای دیپلماتیک را برای بازیگران نوظهور و تاثیرگذار در عرصه روابط بین‌الملل ضروری ساخته است. در این میان همکاری بازیگران با یکدیگر و بهره‌مندی از قدرت هوشمند در چارچوب سازمان‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌تواند، تجدیدنظرطلبی در ساختار نظام بین‌الملل و تقابل با نظم هژمونیک را به‌‌ همراه داشته باشد. بر این اساس، مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که قدرت هوشمند بازیگران سازمان همکاری شانگهای و بریکس چه تاثیری بر دینامیک سیکل قدرت دارد؟ فرضیه مقاله این است که قدرت هوشمند بازیگران سازمان همکاری شانگهای و بریکس به دلیل تاکید بر منابع اجباری(قدرت سخت و مادی) و منابع اقناعی(قدرت نرم و مجازی) سیکل قدرت را تحت تاثیر قرار داده و نظم هژمونیک را در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و فناوری با چالش مواجه می‌سازد. در این مقاله، روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و ابزار گردآوری داده‌ها نیز به شیوه کتابخانه‌ای، منابع فضای مجازی و آمار و ارقام است.  

قدرت نرم چین در منطقه آسیای مرکزی: رویکردها، ابزارها و اهداف

قدرت نرم چین در منطقه آسیای مرکزی: رویکردها، ابزارها و اهداف

دوره 20، شماره 88، زمستان 1393، صفحه 57-112

حمیدرضا عزیزی

چکیده منطقه آسیای مرکزی، یکی از مناطقی است که چین به طور سنتی و از دوران بسیار دور، ارتباطات نزدیکی با آن داشته است. یکی از جنبه‌های پیوندها و روابط چین با کشورهای منطقه آسیای مرکزی که طی یک دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته، روابط فرهنگی و به طور خاص، تلاش برای توسعه ابزارهای قدرت نرم خود در منطقه است که در قالب مسائل گوناگونی نمود پیدا کرده است. «قدرت نرم» اصطلاحی است که در دو دهه اخیر به عنوان یک مفهوم جدید مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است و چین نیز از توجه به این جنبه از قدرت مستثنا نیست.
 مقاله حاضر ضمن محور قرار دادن این بعد از روابط چین با کشورهای منطقه، این سوال را مطرح می‌کند که هدف چین از تلاش برای توسعه ابزارهای قدرت نرم خود در منطقه آسیای مرکزی چیست و این کشور چگونه و با استفاده از چه ابزارهایی قدرت نرم خود را در منطقه اعمال می‌کند؟ در این مقاله، پس از بررسی داده‌ها و شواهد موجود، چنین استدلال می‌شود که چین، توسعه قدرت نرم و تحکیم پیوندهای فرهنگی با منطقه را به عنوان یک عامل زمینه‌ساز جهت گسترش نفوذ همه‌جانبه خود در منطقه مورد توجه داده که در نهایت، هدف افزایش قدرت این کشور در عرصه بین‌المللی را دنبال می‌کند.

امریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران - فدراسیون روسیه

امریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران - فدراسیون روسیه

دوره 21، شماره 89، بهار 1394، صفحه 65-91

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، منوچهر مرادی

چکیده روی کار آمدن ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه در سال 2012 و متعاقب ، آن، انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران در سال 2013 شرایط جدیدی را در روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه رقم زده است؛ هفت دور دیدار و مذاکره روسای جمهور و سفرهای متعدد جمع قابل توجهی از وزرا و دیگر مقامات سیاسی، امنیتی و اقتصادی دو کشور به تهران و مسکو، تقویت زیرساخت ها و فراهم نمودن مبانی اسنادی و حقوقی مناسبات د ر جهت توسعه و تحکیم روابط در سطوح دولتی و مردمی، همکاری و هم افزائی موثر در بحران های منطقه ای ب ه ویژه عملیات مشترک میدانی در سوریه و اشتراک مواضع در بسیاری از موضوعات منطقه ای و بین المللی، شرایط بی سابقه ای را در فراز و نشیب روابط جمهوری اسلامی ایر ان و فدراسیون روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فراهم کرده است. مولفین مقاله حاضر با بررسی روند روابط ایران و روسیه طی سه سال اخیر، علت اساسی شکل گیری وضعیت کنونی روابط ایران و روسیه را مورد بررسی قرار خواهند داد و سوال اصلی خود را چنین مطرح می کنند که کدام عامل مهم ترین نقش را در فراز و نشیب روابط ایران و روسیه در سه دهه اخیر ایفاء کرده است؟ و در پاسخ به این سوال فرضیه مقاله چنین مطرح کرده که تقابل تهران و واشنگتن و نگرانی ایران نسبت به تهدید امریکا طی سال های 1991 تا 2012 مهم ترین عامل در نزدیکی تهران به مسکو و متقابلا، تنش و تقابل در روابط مسکو و واشنگتن و افزایش تهدید های امریکا علیه روسیه از سال 2012 تاکنون مهم ترین علت نزدیکی روابط تهران - مسکو است.

تاثیر مولفه‌های موازنه نرم چین و روسیه بر هژمونی ایالات‌متحده آمریکا

تاثیر مولفه‌های موازنه نرم چین و روسیه بر هژمونی ایالات‌متحده آمریکا

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 65-95

منصور رحمانی، احسان میری

چکیده         ویژگی‌های نظام بین‌الملل پساجنگ سرد و تبیین هژمونی ایالات‌متحده صرفا متأثر از تغییر ساخت قدرت نیست، بلکه عملکرد کارگزاران و بازیگران نیز در شکل‌دهی به اصول و مبانی این دوران نقش قابل‌توجهی را ایفاء می‌نماید. در این راستا، انجام اقدامات ضدهژمونیک نظیر حادثه 11 سپتامبر 2001 و نقش‌آفرینی بازیگران چالشگر منطقه‌ای روحیه تقابل با قدرت هژمون را افزایش داد و زمینه را برای ابراز وجود قدرت‌های نوظهوری فراهم نمود که وضعیت کنونی نظام بین‌الملل را به سوی تک-چندقطبی سوق داده‌اند.         در این میان، قدرت‌یابی چین در عرصه اقتصادی و تأثیرگذاری بر نظام بین‌الملل از یک‌سو و تلاش روسیه به‌منظور حفظ حوزه نفوذ خود در سطح منطقه‌ای و به تبع آن تقابل با یک‌جانبه‌گرایی هژمون از سوی دیگر منجر به طرح این سوال شده است که مهم‌ترین مؤلفه‌های موازنه نرم چین و روسیه کدام‌ هستند و این مؤلفه‌ها چه تأثیری بر هژمونی ایالات‌متحده دارند؟ فرضیه تحقیق این است که مؤلفه‌هایی نظیر مشروعیت زدایی از هژمون، تقویت قدرت اقتصادی، عدم پذیرش سرزمینی و بهره‌گیری از سازمان‌های فرامنطقه‌ای نظیر بریکس مهم‌ترین مولفه‌های موازنه نرم چین و روسیه به‌شمار می‌روند که به دلیل تاکید بر مقابله غیرمستقیم با هژمون و ائتلاف موازنه‌گر علیه قدرت برتر می‌توانند، ایالات‌متحده آمریکا را با چالش مواجه سازند. این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای، منابع فضای مجازی و آمار و ارقام به ارزیابی مولفه‌های موازنه نرم چین و روسیه در زمینه قدرت اقتصادی، بهره‌گیری از بریکس و اقداماتی نظیر مشروعیت‌زدایی از هژمون، عدم پذیرش سرزمینی و جلوگیری از کارآیی ایالات‌ متحده در مناطق حساس جغرافیایی موفقیت قابل توجهی داشته و توانسته‌اند هژمونی ایالات متحده را تحت تاثیر اقدامات خود قرار دهند.

کالبد شکافی همگرایی اوراسیایی روسیه؛ چارچوب‌های مفهومی و عملیاتی

کالبد شکافی همگرایی اوراسیایی روسیه؛ چارچوب‌های مفهومی و عملیاتی

دوره 21، شماره 90، تابستان 1394، صفحه 67-117

سیدمحمدکاظم سجادپور، مریم سلیمانی درچاق

چکیده  فدراسیون روسیه به عنوان وارث اصلی اتحاد جماهیر شوروی  در 31 دسامبر 1991 با ایجاد تجمعی از کشورهای باقی مانده از فروپاشی توانست یازده جمهوری از پانزده جمهوری تازه استقلال یافته را گرد خود آورد. سیاست روسیه در دوران پسا شوروی در قبال منطقه اوراسیای مرکزی نشان دهنده‌ این مطلب است که این کشور در تلاش است تا ضمن حفظ حوزه پیرامونی خود، بر روندها و سیاست‌های این کشورها نیز صاحب اثر باشد. از همین رو رویکرد چندجانبه گرایی، تشکیل و تقویت سازمان‌های منطقه‌ای یکی از مهم‌ترین رویکردهای روسیه برای همسو نمودن کشورهای اوراسیای مرکزی با اهداف، منافع و سیاست‌های خود به شمار می‌رود. در مقاله حاضر بر مبنای اهمیت و جایگاه دیدگاه چندجانبه گرایی و همگرایی در سیاست خارجی روسیه به بررسی مجموعه اقدامات و تلاش‌های فداسیون روسیه برای ایجاد همگرایی در اواسیای مرکزی در سه مجموعه همگرایی سیاسی، امنیتی و اقتصادی پرداخته و سپس فهم توفیق و عدم توفیق همگرایی اوراسیایی روسیه در این راستا تحلیل می‌شود. بدین ترتیب پرسش اصلی این مقاله عبارت است از اینکه؛ فدراسیون روسیه برای ایجاد همگرایی منطقه‌ای در اوراسیای مرکزی با چه چالش‌ها و محدودیت‌هایی رو به رو است؟ و یافته‌‌های این مقاله چنین است که وجود محدودیت‌های اقتصادی در داخل روسیه برای پاسخ به نیازهای مادی و فناوری منطقه، برخی چالش‌ها در سطح منطقه اوراسیای مرکزی در کنار موانع فرامنطقه‌ای همچون حضور و مداخله بازیگران فرا منطقه‌ای سبب شده است که روسیه نتواند یک همگرایی منطقه‌ای کارآمد و مؤثر در اوراسیای مرکزی تشکیل دهد.

نقش منابع انرژی خزر در تامین امنیت انرژی جهان و چالش‌های انتقال آنها به بازارهای جهانی

نقش منابع انرژی خزر در تامین امنیت انرژی جهان و چالش‌های انتقال آنها به بازارهای جهانی

دوره 14، شماره 62، تابستان 1387، صفحه 69-102

چکیده               دریای خزر یا مازندران که بنام‌های هیرکان، گرگان و کاسپین نیز شناخته می‌شود. این دریا با بیش از 370 هزار کیلومتر مربع وسعت، بزرگترین دریاچه جهان می‌باشد که پس از فروپاشی شوروی بین 5 کشور ایران، آذربایجان، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان واقع شده و از دیر‌‌باز به دلیل یک مسیر حمل و نقل و ترانزیت، منبع تامین مواد غذایی و انرژی مورد توجه خاص مردم منطقه بوده است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، کشورهای نوظهور ساحلی که به دلیل قطع وابستگی‌ها به مسکو و شرایط وخیم اقتصادی بشدت نیازمند منابع مالی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی بودند، با تشکیل کنسرسیوم‌های متعدد نفتی و گازی تلاش وسیعی را برای بهره‌برداری از منابع انرژی دریای خزر آغاز کردند. ضعف سیاسی همسایگان شمالی دریای خزر در سال‌های اولیه پس از استقلال و عدم تفاهم بین همسایگان در مورد بهره‌برداری از منابع این دریا، موجب افزایش تقاضا برای نیروهای خارجی در منطقه گردید که این امر خطر تشدید تنش‌ها و منازعات را بهمراه داشته است.

عوامل تاثیرگذار بر تصمیم سازی خارجی روسیه

عوامل تاثیرگذار بر تصمیم سازی خارجی روسیه

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 69-93

چکیده وجود متغیرهای گوناگون و تاثیرگذار برروند تصمیم گیری، باعث گردیده که امکان تعمیم رفتار سیاست خارجی برخی از کشورها امکان پذیر نباشد؛ چرا که هر یک از بازیگران نسبت به یک رویکرد پاسخ‌های کاملاً متفاوتی دارند و در اصل بستگی به ترکیب مختلف عوامل داخلی و خارجی دارد، ولی بهره گیری و الگو برداری متغیرهای مختلف می‌تواند در زمینه مطالعه سیاست خارجی مفید واقع گردد. افراد متعددی نیز در مورد عوامل موثر در تصمیم سازی سیاست خارجی  صحبت کردند اما جیمز روزنا[1] در مدل تصمیم گیری " پیش تئوری [2]" خود به بررسی متغیرهای تاثیرگذار بر سیاست خارجی پرداخته است که طی آن به چهار سطح منزلتی، ارضی، انسانی و غیر‌ انسانی اشاره دارد و معتقد است که عواملی در درون این چهار سطح قرار دارند که برای اتخاذ تصمیم در عرصه سیاست خارجی مهم هستند. هدف این مقاله بررسی نقش عواملی که روزنا در این تئوری به آنها اشاره می‌کند در سیاست سازی خارجی روسیه امروزی است. به کارگیری پیش تئوری سیاست خارجی ضرورتاً به تعیین یا حتی غیر قابل نفوذ بودن منجر نمی‌شود، بلکه انحصاراً پایه‌هایی را برای تطبیق در آزمایش رفتار خارجی کشورهای مختلف در شرایط گوناگون فراهم می آورد،  لذا فهرست‌بندی محتویات اصل پیش تئوری می‌تواند در تبیین سیاست خارجی یک کشور موثر باشد. بررسی سیاست خارجی فدراسیون روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست. از این رو در تحلیل تصمیم‌های سیاست خارجی فدراسیون روسیه از مدل پیش تئوری جیمز روزنا به علت توجه همزمان به دو سطح خرد و کلان بهره گرفته شده است تا هم ساختارهای داخلی دخیل در تصمیم‌گیری‌ها مشخص گردد و هم اینکه تاثیر متغیر نظام بین الملل نیز بر روند تصمیم‌گیری‌ها مشخص شود.
[1]. James Rosenau [2]. Pre-Theory Model

تاملی نظری بر پویش ملی‌گرایی قومی در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

تاملی نظری بر پویش ملی‌گرایی قومی در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 69-91

چکیده یکی از ویژگی‌های مشترک هشت کشور حاضر در دو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، ساختار قومی متکثر است که این امر بر فرایند ملت‌سازی و حتی دولت‌سازی در این کشورها تاثیرات منفی قابل توجهی برجای گذشته است. این مقاله برآن است که با ارائه یک چارچوب نظری منسجم به درک و تبیین پویش ملی‌گرایی قومی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی _ به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های درونی کشورهای این دو منطقه _ یاری رساند و با ارائه مدلی مناسب راهگشای تبیین مصادیق پویش ملی‌گرایی قومی در هریک از کشورهای این منطقه از سوی سایر پژوهشگران باشد.  مفروض اصلی این  نوشتار  تلاقی سه متغیر ساختار اقتدارگرای دولت‌های منطقه آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، جریانات فراملی تاثیرگذار بر پویش ملی گرایی قومی و ساختار نظام بین‌الملل‌ است که منجر به بهره‌گیری نخبگان قومی در جهت بسیج سیاسی اقوام گشته و موجبات تکوین‌، تکامل و تداوم جریانات تجزیه‌طلب را طی دو دهه فراهم ساخته است. در  نتیجه‌گیری این مقاله بیان می‌شود، دو متغیر ساختار نظام بین‌الملل و جریانات فراملی تاثیرگذار بر پویش ملی گرایی قومی به روند حرکت و اثربخشی خود ادمه خواهند داد و گریزی از آنها نخواهد بود  و تنها راه حل جلوگیری از سیاسی‌شدن پدیده قومیت و جریانات تجزیه‌طلب‌، اصلاح ساختار نظام‌های سیاسی اقتدارگرای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و به کارگیری شیوه مدیریت سیاسی در جوامع متکثر و متنوع  مبتنی بر الگوی وحدت در عین کثرت است.

عوامل ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

عوامل ژئوپلیتیک جمهوری آذربایجان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 71-89

چکیده امروزه نقش هر کشور در سیاست‌‌های جهانی تحت تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی است و  جغرافی‌دانان سیاسی معتقدند که قدرت هر کشور به شدت از محیط جغرافیایی‌ آن تأثیر می‌پذیرد. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چهره ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان و منطقه تغییر یافت و به عنوان یکی از بی‌‌ثبات‌‌ترین مناطق بجای مانده از امپراطوری شوروی با خلاء قدرت مواجه گردید. این منطقه به جهت موقعیت ارتباطی و منابع انرژی فراوان به صحنة کشمکش بین بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران به علت همسایگی و اشتراک‌‌های تاریخی و فرهنگی نمی‌تواند به مسائل امنیتی این کشور بی‌توجه باشد زیرا ثبات جمهوری آذربایجان در تأمین امنیت ملی ایران اهمیت بسیار دارد.  ایالات متحده آمریکا به بهانه‌های مبارزه با تروریسم به همراه اتحادیه اروپا و  ناتو در کنار ترکیه، بازیگران فرامنطقه‌ای در منطقه می‌باشند و در صحنه جمهوری آذربایجان حضور فعال دارند. از سوی دیگر، جمهوری آذربایجان به دلیل جهت‌گیری‌ غرب‌گرایانه، ادغام در ساختارهای یورو آتلانتیکی؛ یافتن راه حلی برای غلبه بر بحران قره‌باغ و مشکلات داخلی خود را در خارج از منطقه جستجو می‌کند.

تحلیل هویت ژئوپلیتیک آسیای مرکزی با استفاده از نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی

تحلیل هویت ژئوپلیتیک آسیای مرکزی با استفاده از نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی

دوره 17، شماره 76، زمستان 1390، صفحه 71-93

چکیده ویژگی‌ها و میزان وابستگی جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و همچنین  سیاسی _ امنیتی یک کشور به یک منطقه یا کشوری دیگر هویت ژئوپلیتیک آن را مشخص می‌کند. در واقع، منظور از هویت ژئوپلیتیک این است که یک کشور به چه سیستم منطقه‌ای تعلق دارد. در این میان هویت ژئوپلیتیک کشورهای آسیای مرکزی به دلیل وابستگی متعدد و مختلف جغرافیایی، فرهنگی، سیاسی با مناطق و کشورهای پیرامونی از ویژگی‌های منحصر به فرد و چندگانه‌ای برخوردار است. در این مقاله با استفاده از نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی ضمن شناسایی میزان وابستگی کشورهای آسیای مرکزی به قدرت‌های پیرامونی(روسیه، چین و ایران)  هویت ژئوپلیتیک این منطقه نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 75-88

چکیده همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای منطقه آسیای مرکزی توام با رشد سریع اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی روابط دوجانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی نیست. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، پکن تداوم و گسترش روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به‌ خصوص مناطق مرزی چون سین کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است. نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها، و استراتژی کلی این کشور در قبال مناطق و کشورهای مجاور و همسایه بوده است. مجموعه این عوامل سیاست خارجی چین و طبعاً اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزی را دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. در این مقاله سعی بر این است تا زوایای گوناگون سیاست خارجی چین در منطقه آسیای مرکزی تشریح و تبیین شود.

جنگ رسانه‌ای در مناقشه روسیه و گرجستان

جنگ رسانه‌ای در مناقشه روسیه و گرجستان

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 77-92

چکیده نزاع میان روسیه و گرجستان در منطقه استیا در آگوست 2008، از نظر گفتمان رسانه‌ای و عملیات روانی، بیان کننده دو بینش رسانه‌ای است. اولی مبتنی بر«متقاعدسازی» هدفمند و جهت‌گیری شده برای مدیریت افکار عمومی است که پیشینه آن بر دستاوردهای مراکز پژوهشی و تجربیات کارشناسان غربی عملیات روانی در چند دهه اخیر استوار می‌باشد و به عنوان حامی گرجستان در مقابل روسیه عمل می‌کند. تفکر دوم، ریشه در نظام ارتباطی و رسانه‌ای با ساختار کاملاً دولتی، یکسویه و غیرپویاست که به صورت تک بعدی مدیریت می‌شود و از قدرت جریان سازی منعطف و اقتضاگرا برخوردار نیست این بینش همچنان تحت تأثیر فرهنگ رسانه‌ای به جای مانده نظام کمونیسم است و مانع از آن می‌شود تا روسیه در فرآیند تولید، پردازش و توزیع پیام و تحلیل آثار آن متناسب با عصر نوین رسانه‌ای و در یک جنگ اطلاعاتی، اقدام کند.

واکاوی دلایل اهمیت پاکستان در جنگ علیه تروریسم

واکاوی دلایل اهمیت پاکستان در جنگ علیه تروریسم

دوره 18، شماره 78، تابستان 1391، صفحه 77-107

چکیده از زمان وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 و لشکرکشی آمریکا برای اشغال افغانستان، تاکنون پاکستان به عنوان پیش قراول سپاه نبرد علیه بنیادگرایی و سرپل عملیات نظامی علیه طالبان و القاعده مطرح شده است. در همین راستا، آمریکااولویت‌های سیاست خارجی خود را در روابط با پاکستان که موجب انعقاد تحریم‌هایی بر اثر آزمایش اتمی و حکومت نظامی در پاکستان شده بود را لغو نموده و به بازتعریف روابط با این کشور پرداخته است. جایگاه ویژه اسلام‌آباد در مبارزه علیه تروریسم، علت تغییر موضع واشنگتن می‌باشد. حال سؤالی که این مقاله در مقام  پاسخگویی به آن برآمده، این است که دلایل اهمیت پاکستان  در مبارزه علیه تروریسم چه می‌باشند؟ در این راستا، فرضیه پژوهش حاضر این می‌باشد که ارتباط مدارس مذهبی افراطی پاکستان با طالبان و جایگاه این مدارس در گسترش آموزه‌های افراطی؛ نفوذ و حضور طالبان و سایر تروریست‌ها در مناطق خودمختار قبیله‌ای[1]پاکستان؛ ارتباط گروه‌های تروریستی پاکستان با طالبان و القاعده؛ پیوندهای موجود میان سازمان امنیت و اطلاعات ارتش پاکستان[2] با گروه‌های تروریستی و طالبان؛ به‌مثابه دلایل اهمیت پاکستان در فرایند مبارزه با تروریسم محسوب می‌گردد  که نیاز بیش از پیش به بایستگی همکاری این کشور با ائتلاف ضد تروریسم از زمان 11 سپتامبر 2001 تا‌ زمان حاضر را مطرح نموده است به طوری‌  که بدون همکاری پاکستان، هرگونه عملیات علیه تروریست‌ها تقریباً بی‌نتیجه خواهد ماند.
[1]. Federally  Administered Tribal Areas (FATA) [2].Inter- Services Intelligence (ISI)  

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

دوره 16، شماره 71، پاییز 1389، صفحه 79-108

چکیده بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه در سطح مشارکت استراتژیک ادامه داشته است و این وضعیت تاثیرات خود را در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر دو کشور به نمایش گذاشته و آنها با مشارکت یکدیگر در سیاست منطقه نقش‌آفرین بوده‌اند. با این حال، روابط دو دولت از تنش‌های دوره‌ای که معمولاً با دوستی و برادری دو کشور همراه بوده است، عاری نیست. از جمله می‌توان به تنش اخیر در مناسبات دو دولت اشاره کرد که حاصل عادی‌سازی روابط ترکیه با ارمنستان می‌باشد. تنش اخیر در مناسبات طرفین، برخلاف تنش‌های پیشین از قدرت تاثیرگذاری بیشتری در روابط دو دولت همراه بود. این موضوع، به‌رغم تلاش‌های گسترده مقامات دو کشور برای عادی‌سازی روابط، تاثیرات جبران‌ناپذیری برای طرفین در برداشته است. به گونه‌ای که اگر درایت و هوشیاری دولتمردان طرفین نبود، شاید تاکنون تبعات حاصل از عادی‌سازی روابط ترکیه  با ارمنستان به تعطیلی در روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه انجامیده بود. شایان ذکر است با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، موضوع قره‌باغ به گونه‌ا‌‌ی مناسبات جمهوری آذربایجان با ترکیه را در ارتباط با موجودیت ارمنستان به هم پیوند داده است و عادی‌سازی روابط     ترکیه- ارمنستان بدون حل بحران قره‌باغ بعید به نظر می‌رسد.

دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین و چالش‌های روسیه در قفقاز شمالی

دور سوم ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین و چالش‌های روسیه در قفقاز شمالی

دوره 18، شماره 77، بهار 1391، صفحه 79-111

چکیده نام قفقاز شمالی در طول 13 سال اخیر با نام ولادیمیر پوتین گره خورده است به گونه‌ای که در ایام منتهی به انتخابات ریاست جمهوری روسیه بخشی از گزاره‌های حامیان و منتقدان پوتین معطوف به کارنامه‌ وی در قفقاز شمالی بود.به عبارتی، عملکرد پوتین در قفقاز شمالی هم مورد توجه کسانی بوده است که اعاده‌ کننده‌ تمامیت ارضی روسیه و بازگرداننده‌ امنیت و ثبات نسبی به قفقاز شمالی می‌دانند و هم افرادی که وی را مسئول کشانیده شدن حملات شورشیان به مسکو و از سوی دیگر حیف‌ و میل بودجه‌های روسیه در منطقه‌ای می‌دانند که واگرایی با تار و پود آن گره خورده است. به هر صورت، بی‌شک قفقاز شمالی 2012 با قفقاز شمالی 1999 تفاوت‌های چشمگیری دارد، اما این بدان معنا نیست که اکنون نظم و امنیت در این منطقه حکم‌فرما باشد. قفقاز شمالی همچنان در کنترل نیروهای امنیتی روسیه است که از جنس مردم منطقه نیستند و همچنین فساد مالی در حاکمیت‌های دست‌نشانده‌ مسکو در این منطقه موج می‌زند. هرچند مسکو در پی انجام طرح‌های زیرساختی و برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای بهبود اوضاع منطقه است و چچن به منزله کانون بحران منطقه، ثبات و آبادانی نسبی را تجربه کرده است، اما حاکمیت‌های منطقه و به ویژه چچن با مشت آهنین با منتقدان برخورد کرده‌اند. از سوی دیگر در طول دو دهه اخیر همواره شواهد و قراینی دال بر دخالت برخی بازیگران و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در روندها و جریآنهای منطقه مشاهده شده است که متاثر از شرایط و جناح‌بندی‌های بین‌المللی به ویژه در برابر روسیه، این نقش‌آفرینی‌ها با تفاوت‌هایی تداوم یافته است. شرایط پس از رویداد 11 سپتامبر و یا شرایط پس از جنگ آگوست 2008 از این موارد هستند. اما مساله قفقاز شمالی برای مسکو تنها امنیتی، نظامی و سیاسی نیست و وجوه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جدی را نیز دربرمی‌گیرد. در واقع، چالش‌های پوتین در قفقاز شمالی در دور سوم ریاست جمهوری وی بازه‌ای به گستردگی وجوه متنوع فوق‌الذکر را در بر خواهد گرفت.

دیپلماسی سایبری آمریکا (مطالعه موردی جمهوری آذربایجان)

دیپلماسی سایبری آمریکا (مطالعه موردی جمهوری آذربایجان)

دوره 19، شماره 82، تابستان 1392، صفحه 81-101

چکیده بروز انقلا ب فناوری در اواخر دهه 80 میلادی زمینه ساز تحولاتی شگرف در حوزه ارتباطات و رسانه گردید. رسانههای دیجیتال که حاصل این انقلاب فناوری بودند ، زمینه های جدیدی را برای نقش آفرینی بازیگران غیردولتی و مردمی در عرصه روابط سیاسی و دیپلماتیک فراهم کردند . با شکل گیری شبکه های اجتماعی، وبلاگ نویسی و امکان اشتراک گذاری ویدئوها از طریق فضای مجازی ، سیاستگذاران آمریکایی به این نتیجه رسیدند که از این فناوریها در راستای تامین اهداف سیاست خارجی و دیپلماسی خود استفاده کنند . انتخاب باراک اوباما و تاک ید او بر قدرت نرم آمریکا، توجه آمریکاییها را به استفاده از ظرفیت این ابزار در ترمیم چهره بین المللیپ آمریکا و همچنین حمایت از نیروهای همسو با آمریکا در سراسر جهان پیش راند. جمهوری آذربا یجان از یک سو به دلیل دا شتن منابع انرژی فسیلی از اهمیت استراتژیک بالایی در سیاست اوراسیایی آمریکا برخوردار است . از سوی دیگر ، جمعیت جوان و علاقه مند به شبکه های اجتماعی دارد که نقش مهمی در دیپلماسی سایبری آمریکا ایفا میکنند. با توجه به آنچ ه گف ته شد، سعی نویسندگان بر آن است که به این سوال اساسی پاسخ دهند که جنبه ها و جهت گیریهای کلی دیپلماسی سایبری آمریکا چه هستند و چگونه در جمهوری آذربایجان به اجرا گذاشته میشوند؟

استراتژی آمریکا در تقابل با نفوذ اقتصادی و سیاسی- امنیتی چین در آسیای مرکزی

استراتژی آمریکا در تقابل با نفوذ اقتصادی و سیاسی- امنیتی چین در آسیای مرکزی

دوره 19، شماره 83، پاییز 1392، صفحه 81-106

چکیده شتاب رشد اقتصادی چین در دهه‌های اخیر برتری اقتصادی و نظامی آمریکا در آسیا و جهان را با چالش مواجه نموده است. جمهوری خلق چین برای رسیدن به جایگاه یک ابرقدرت، نفوذ موثر در سازمان‌های منطقه‌ای را در اولویت قرار داده تا از ظرفیت‌های آنان در راستای تامین انرژی و حفظ امنیت ملی خود استفاده کند. آسیای مرکزی به عنوان عقبه استراتژیک چین و خط مقدم مبارزه با تروریسم، پس از سال 2001 عرصه رویارویی دو قدرت بزرگ قرار گرفته که باعث وقوع تحولات اساسی در این کشورها شده است. مقاله حاضر کوشیده است با توجه به داده‌های نظری، اهداف هژمون‌طلبی ایالات متحده و نفوذ جمهوری خلق چین در کشورهای آسیای مرکزی را تبیین نماید از این رو، چگونگی مقابله آمریکا با چین در این منطقه با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته‌های پژوهشی مقاله، آمریکا در صدد بوده است: الف) ضمن مقابله با هدف مهم چین در بهره‌برداری از منابع انرژی آسیای مرکزی به تقابل با نفوذ اقتصادی این کشور بپردازد. ب) با تقویت پایگاه‌های نظامی خود به ویژه در جوار مرزهای چین، این کشور را در محاصره استراتژیک قرار دهد. ج) با تشدید برخی تمایلات جدایی‌طلبانه در چین و همبستگی‌های قومی در منطقه، جمهوری خلق چین را درگیر برخی چالش‌های امنیتی سازد.

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

چشمانداز امنیتی جهانی شدن در حوزه ژئوپلیتیک قفقاز

دوره 18، شماره 79، پاییز 1391، صفحه 83-3

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و طرح نظریه ژئوپلیتیک نظام نوین جهانی، اگر چه جهان منتهی به نظمی فراگیر نشد، اما تدوین استراتژی‌ها در جهان از فرایند جهانی شدن تاثیر به سزایی پذیرفت. در این راستا هر یک از حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و امنیتی به نحوی از این پدیده تاثیر پذیرفته و چالش‌های جدیدی به فراخور این بحث به وجود آمد. منطقه قفقاز، اگرچه به عنوان یکی از مناطق ژئوپلیتیک، همجوار مناطقی چون، روسیه، ایران و آسیای مرکزی قرار دارد، اما با در بر گرفتن قومیت‌های خاص و نیز وجود منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، جغرافیای سیاسی آن تحت الشعاع مسائلی چون ملی‌گرایی- بنیادگرایی اسلامی قرار گرفته است. این تحقیق در نظر دارد تاثیر پدیده جهانی شدن را بر ساختارهای امنیتی منطقه قفقاز جستجو و ضمن تحلیل ایفای نقش قومیت‌ها و نیز بنیادگرایی اسلامی بر این ساختار، به سازه‌های ژئوپلیتیک استقرار صلح در این منطقه اشاره نماید. به نظر می‌رسد نتایج حاصله بیانگر رقابت روسیه و امریکا در این منطقه ژئوپلیتیک بوده است. از این رو، ساختارهای امنیتی تابع فعالیت‌های این دو کشور و تجزیه و تحلیل سیاست‌های آنان در قفقاز می‌باشد.

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

تحریم‌های اتحادیه اروپا بر ضد روسیه؛ دلایل، ابعاد و پیامدها

دوره 20، شماره 86، تابستان 1393، صفحه 83-109

چکیده با پایان جنگ سرد ساختاری در نظام بین‌الملل به وجود آمد که اگرچه پیچیده، اما قابل مدیریت بود و روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا برای مدیریت مشکلات مشترک در چارچوب آن با یکدیگر همکاری می‌کردند؛ اگرچه در این مسیر پرتنش در روابط دو طرف حوادثی چون حمله ناتو به کوزوو و جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008 وجود داشت که روسیه را با غرب به چالشی جدی کشاند؛ اما با وجود همه این حوادث، همکاری میان دشمنان قدیمی شرایطی را فراهم آورده بود که دو طرف به مفاد پیمان نهایی هلسینکی احترام می‌گذاشتند. بحران سیاسی به وجود آمده در اوکراین در اوایل سال 2014 روابط به نسبت خوب میان غرب و روسیه را که با فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 آغاز شده بود تا حدود زیادی از میان برد. این بحران در واقع پایانی بود بر یک مرحله توأم با همکاری‌ در روابط دو طرف؛ مرحله‌ای که در آن غرب در تلاشی نافرجام درصدد ادغام روسیه در ساختارهای مورد نظر خود بود. این بحران علاوه بر ایجاد تنش شدید سیاسی در روابط دو طرف، عرصه‌های دیگر روابط آنها را به ویژه روابط اقتصادی و تجاری در برگرفته است. جنگ اقتصادی روسیه و غرب بر سر بحران اوکراین در قالب تحریم‌های متقابل نمود یافته است. در واقع، سوال اصلی مقاله پیش رو این است که چه عواملی موجب بروز بحران میان اتحادیه اروپا و روسیه شده است و ابعاد و پیامدهای اعمال تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بر ضد روسیه کدام هستند؟ در پاسخ به پرسش فوق، این فرضیه مطرح می‌شود: توسعه سه گانه ناتو، اتحادیه اروپا و اقدام‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه خارج نزدیک روسیه از مهم‌ترین دلایل بروز تنش میان اتحادیه اروپا و روسیه بوده است. همچنین روش تحقیق استفاده شده در این مقاله روش توصیفی- تحلیلی است.  

رابطه مفهومی نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی؛ مطالعه موردی رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک (1991-2011)

رابطه مفهومی نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی؛ مطالعه موردی رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک (1991-2011)

دوره 18، شماره 80، زمستان 1391، صفحه 85-116

چکیده سه جمهوری استونی، لتونی، لیتوانی به عنوان کشورهای حوزه‌ بالتیک به دلیل ژئوپلیتیک خاص خود از  اهمیت قابل توجهی برای روس‌ها برخوردارمی‌باشند. این جمهوری‌ها حداقل در چهار زمینه در سیاست‌های امنیت منطقه‌ای روسیه حائز اهمیت هستند؛ نخست اینکه به دلیل حضور تعداد زیاد روس تباران در این سه جمهوری، این منطقه در مدار سیاست‌های امنیتی خارج نزدیک روسیه قرار گرفته است؛ دوم، منطقه‌ بالتیک شاهراه انتقال انرژی از روسیه به اروپا است و از این لحاظ مورد توجه اروپا نیز می‌باشد؛ از این رو، روسیه درصدد برآمده است تا نقش میانجیگر انتقال انرژی به اروپا را از کشورهای منطقه بگیرد؛ سومین و چهارمین اهمیت برجسته‌ این منطقه در نگاه روس‌ها، گسترش ناتو از یک سو و اتحادیه‌ اروپا از سوی دیگر به این کشورها است. در پژوهش حاضر، برمبنای این چهار عامل در ابتدا به بررسی چارچوب مفهومی رابطه‌ نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی پرداخته خواهد شد و سپس فهم رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک در این راستا تحلیل می‌شود. بدین ترتیب پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه چرا و چگونه رفتار امنیتی روسیه  نسبت به کشورهای منطقه‌ بالتیک بین سال‌های 1991 تا 2011 شکل گرفته است؟ و یافته این پژوهش چنین است که با توجه به پیوستگی سرزمینی سه کشور بالتیک با روسیه و ایجاد حریم منافع امنیتی پیرامون این کشور و همچنین قرار گرفتن جمهوری‌های سه‌گانه‌ منطقه‌ بالتیک یعنی استونی، لتونی و لیتوانی در حوزه‌ نفوذ شوروی سابق و سیاست‌های خارج نزدیک روسیه، رفتار امنیتی روسیه نسبت به این کشورها بین سال‌های 1991 تا 2011 از ترکیب سیاست مداراجویی و تقابل‌گری شکل گرفته است.

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

دوره 24، شماره 101، بهار 1397، صفحه 87-115

مرتضی نورمحمدی، مهناز زارع

چکیده      رشد مصرف انرژی طی دو دهه‌ گذشته در چین و چشم‌انداز استمرار این روند، موضوع تأمین سوخت‌های فسیلی را در این کشور به مقوله‌ای مهم و حیاتی تبدیل نموده است. دستیابی به منابع مطمئن انرژی عامل مهمی در تضمین تداوم نوسازی به مثابه انتخاب استراتژیک چین می‌باشد. بر این اساس دستیابی به ذخایر انرژی ارزان قیمت و تنوع‎سازی مسیرهای واردات آن و توسعه‌ مناسبات با کشورهای دارای منابع غنی هیدروکربنی به خصوص در حوزه‌ دریای خزر و سرمایه‌گذاری‌ها در این بخش در متن دستگاه دیپلماسی این کشور قرار گرفته است. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان با توجه به ذخایر چشمگیر گاز طبیعی آن، تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه‌ انرژی است. از این رو در زمان ریاست‌جمهوری بردی‌‌محمد‌اف، رفع انزوا‌طلبی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و دستیابی به بازارهای متنوع خارجی از طریق توسعه‌ مسیرهای انتقال گاز طبیعی در دستور کار این کشور قرار گرفت و زمینه جهت تعاملات گسترده بین‌المللی فراهم شد. مقاله حاضر درصدد ارزیابی این پرسش است که در عرصه‌ سیاست خارجی عامل انرژی چه تأثیری بر روابط و مناسبات دو کشور داشته است؟ لذا فرض ما بر این قرار خواهد گرفت که عامل انرژی شرایط را جهت توسعه‌ روابط میان دو کشور ترکمنستان و چین فراهم نموده و نگرانی‌های چین در مورد تأمین و عرضه انرژی و اولویت استراتژیک آن برای این کشور و تمایلات ترکمنستان جهت کاهش وابستگی به روسیه جهت صادرات گاز طبیعی همکاری‌ها را بعد بیشتری داده است و خط لوله گاز آسیای‌مرکزی_ چین نقطه عطف این همکاری‌ها بوده است. روش نگارش این نوشتار توصیفی_تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد.
 

تأثیر حضور آمریکا در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر واقع‌گرایی تهاجمی (2012-2001)

تأثیر حضور آمریکا در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر واقع‌گرایی تهاجمی (2012-2001)

دوره 19، شماره 81، بهار 1392، صفحه 89-124

چکیده پس از حادثه‌ 11 سپتامبر 2001 به دلیل و اتخاذ سیاست‌های تهاجمی نسبت به افغانستان، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تحت تأثیر این حضور قرار گرفت. بنابراین با توجه به سیاست خارجی آمریکا در عرصه‌ افغانستان، شناخت تهدید‌های ناشی از این حضور برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران الزامی می‌باشد. سیاست‌های اعلامی و اعمالی آمریکا در افغانستان به نحوی طراحی شده است که سیاست‌های اعمالی کاملا در تقابل با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. این مقاله به دنبال تبیین و بازگشایی بهتر و بیشتر سیاست‌های تهاجمی آمریکا در افغانستان و تاثیر آنها بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پس از 11 سپتامبر 2001 می‌باشد. با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جمهوری اسلامی ایران، همواره امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به دلیل حضور آمریکا در محیط پیرامونی‌ این کشور، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تهدید شده است. حضور نظامی آمریکا در افغانستان در قالب واقع‌گرایی تهاجمی قابلیت توضیح دارد و بر اساس آن می‌توان تاثیرگذاری رویکرد تهاجمی آمریکا در افغانستان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در حوزه‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد.

تاثیر تحولات ژئوپلیتیک اوکراین بر امنیت روسیه از منظر ژئوپلیتیک انتقادی

تاثیر تحولات ژئوپلیتیک اوکراین بر امنیت روسیه از منظر ژئوپلیتیک انتقادی

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 89-123

محمدحسن شیخ الاسلامی، صارم شیراوند

چکیده گرایش­های سیاسی جمهوری­های اتحاد جماهیر شوروی، پس از فروپاشی در سه دسته « گرایش به مرکز و پیگیری سیاست­های هم­سو با روسیه مثل بلاروس»، «پیگیری سیاست بینابین» و «سیاست­های ضدروسی و همسو و نزدیک به غرب» قابل تقسیم است. اوکراین در دوران پساشوروی نظربه­ اهمیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک آن به یک حوزه کشمکش میان غرب و روسیه مبدل شده است. درگیری و کشمکشی که شکاف­های هویتی اوکراین بسترساز ورود قدرت­های بزرگ فرامنطقه­ای به آن شده است و معمای امنیتی و عدم‌قطعیت در روابط قدرت­های بزرگ نیز به­عنوان پیامد ساختار آنارشیک نظام بین­المللی بر پیچیدگی­های آن افزوده است. سوال مقاله این است که چرا و چگونه اوکراین در بینش ژئوپلیتیک و سیاست امنیتی فدراسیون روسیه دارای نقشی مهم است؟ و اساسا چرا امنیت روسیه متأثر از تحولات ژئوپلیتیک اوکراین است؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه روسیه در سیاست­گذاری امنیتی خود در جهان پساتاریخی، همچنان بر دو عنصر ذهنیت تاریخی و ژئوپلیتیک تأکید دارد به­همین دلیل کدهای ژئوپلیتیک مناطق پیرامونی (خارج نزدیک)را با منافع خود تعریف می­کند و امنیت خود را طبق نظم ژئوپلیتیک  مطلوب خود تعریف می­کند، لذا روس‌ها به اوکراین نگاه محوری دارند، انتخاب کدهای ژئوپلیتیک غرب­گرا، باعث کاهش قدرت و تنزل جایگاه بین­المللی روسیه در نظام بین­الملل و ورود غرب به حوزه سنتی ژئوپلیتیک  این کشور و در نهایت تهدید جدی برای امنیت ملی آن می­گردد و ازطرفی دیگر، قرارگیری اوکراین در مدار ژئوپلیتیک روسیه به­معنای وجود یک منطقه حائل جهت جلوگیری از گسترش تهدیدهای امنیتی با محوریت غرب، علیه جایگاه و نفوذ منطقه­ای و بین­المللی این کشور است. 

بحران آب در آسیای مرکزی و ضرورت مداخله نهادهای بین المللی

بحران آب در آسیای مرکزی و ضرورت مداخله نهادهای بین المللی

دوره 23، شماره 100، زمستان 1396، صفحه 89-118

معصومه راد گودرزی، عسگر صفری

چکیده اکوسیستم آسیای مرکزی وابسته به آب رودها و دریاچه‌‌های منطقه است. به دلیل واقع‌شدن در یک محیط ناپایدار، منازعات بر سر آب به عنوان یک تهدید بالقوه باقی مانده و منطقه آسیای مرکزی را با بحران روبه‌رو ساخته است. این نوشتار با تکیه بر مفاهیم بحران آب و همگرایی و واگرایی به دنبال آن است تا ریشه‌‌های بحران آب در آسیای مرکزی را شناسایی کرده و به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به شرایط موجود و سیاست‌‌های اتخاذ شده توسط حاکمان کشورهای منطقه، بحران آب در نهایت این کشورها را به سمت همگرایی سوق خواهد داد یا موجب واگرایی بیشتر خواهد شد؟ و با توجه به سوابق تاریخی، سیاسی و اقتصادی موجود در منطقه چه ساز‌و‌کار یا نهاد بین­المللی می­تواند زمینه­‌‌های همگرایی کشورهای آسیای مرکزی در مورد منابع آبی را تسهیل نماید. به عنوان یک پاسخ احتمالی به نظر می‌رسد با توجه به میراث مدیریت آب اتحاد جماهیر شوروی، عدم‌توازن در دسترسی به منابع انرژی، عدم شفافیت قوانین بین­المللی و نیز استفاده نادرست از منابع آب، بحران آب در آسیای مرکزی بیشتر به نزاع و درگیری نزدیک است تا شکل‌گیری همکاری‌‌های گسترده منطقه­ای. بنابراین افزایش همکاری کشورهای منطقه در مورد مسئله آب نیازمند ورود نهادهای بین­المللی است. در این راستا مرکز منطقه­‌ای سازمان ملل متحد برای دیپلماسی پیشگیرانه در آسیای مرکزی که یکی از عمده­ترین فعالیت‌‌های آن کمک به حل بحران‌‌های زیست محیطی و به ویژه بحران آب در منطقه است می­تواند نقش قابل توجهی داشته باشد. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است.  

ارتقاء جایگاه روسیه در عرصة جهانی و تنش با امریکا در دورة پوتین

ارتقاء جایگاه روسیه در عرصة جهانی و تنش با امریکا در دورة پوتین

دوره 14، شماره 61، بهار 1387، صفحه 91-123

چکیده پوتین از ابتدای به دست گرفتن قدرت دستیابی به جایگاهی بایسته در معادلات جهانی و بازیابی موقعیت «قدرت بزرگ» روسیه را هدف اصلی دولت خود اعلام و با اتکاء به رویکردی واقع‌بینانه توانست روند صعودی منزلت‌‌یابی این کشور در سلسله ترتیبات نظام جهانی را به طور نسبی تا پایان ریاست‌جمهوری خود حفظ کند. تأکید روسیه در این دوره بر ضرورت بازتوزیع قدرت و تلاش آن برای مکان‌یابی مناسب‌تر در ساختار نظام بین‌الملل، باعث انگیخته‌شدن نگرانی‌ِ امریکا از امکان تغییر ساختار نظام بین‌الملل و تضعیف موقعیت برتر خود در آن شد و این مسئله با ایجاد بستر بروز رفتارهای سلبی از سوی امریکا دور جدیدی از تنش در روابط روسیه و این کشور را سبب‌شد که در نوشتار حاضر در حد توان به عللو چگونگی بروز این تنش‌ها پرداخته خواهد‌شد.