تعداد مقالات: 495
روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

دوره 25، شماره 106، تابستان 1398، صفحه 91-119

سمیه قنبری

چکیده شواهد موجود حاکی از فقدان هرگونه درگیری جدی در شمالگان است، اما تلاش مسکو برای تقویت دارایی ‏ها و مواضع نظامی خود در این منطقه از سوی محافل رسانه‏ ای و سیاسی غرب به‏ طور عمده به نظامی ‏گری تعبیر شده‏ است. با این همه، تأکید تمامی اسناد راهبردی روسیه بر انتفاع اقتصادی روسیه از منابع و مسیرهای ناوبری شمالگان است و به هیچ تهدید نظامی خاصی در این منطقه ارجاع نمی ‏دهند. این نوشتار با هدف ارزیابی ماهیت حضور و گسترش نظامی مسکو در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه به‏ منظور کشف نسبت آن با دو مقوله نوسازی نظامی و نظامی ‏گری تدوین شده ‏است. بنابراین پرسش محوری مقاله این است که آیا «ماهیت حضور و گسترش توانایی‏ های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به ‏طور عمده مبتنی بر نوسازی نظامی  بوده و یا نظامی‏ گری؟و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده‏ است که «ماهیت حضور و گسترش توانایی ‏های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به‏ دلیل اهداف راهبردی مسکو (شامل دفاع از حق حاکمیت این کشور در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه در برابر ناتو، حمایت از منافع اقتصادی و کشتی‏رانی و بهره‏ مندی از آنها و رسمیت‏ بخشیدن به نقش روسیه به‏عنوان یک قدرت بزرگ) مبتنی بر نوسازی نظامی و نه نظامی‏ گری بوده‏ است». یافته ‏های مقاله نیز با روش توصیفی-تحلیلی و توسل به دوگانه تدافعی-تهاجمی تحت رویکرد نظری نوواقع‏گرایی صورت پذیرفته‏ است.

طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ‌مرکزی و پیامدهای آن بر ایران

طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ‌مرکزی و پیامدهای آن بر ایران

دوره 27، شماره 116، زمستان 1400، صفحه 91-120

محمد فرهادی

چکیده پژوهش حاضر درصدد واکاوی طرح‌های اقتصادی ترکیه در آسیای ­مرکزی از منظر فرصت­ها و تهدیدها برای ایران است؛ لذا با استفاده از روش تحلیل مضمون و از نوع ماتریس مضمون به واسطۀ انجام مشاهدۀ غیرمستقیم (واکاوی متون)، داده­های پژوهش به صورت روش نمونه­گیری هدفمند از روی متون موجود گردآوری و از طریق کدگذاری موضوعی، مضامین فرصت­ها و تهدیدهای طرح­های اقتصادی ترکیه در آسیای ­مرکزی برای ایران، شناسایی و در نهایت برحسب وجوه اشتراک و افتراق با یکدیگر مقایسه و تحلیل شدند. یافته­های پژوهش نشان می‌دهند که طرح اقتصادی «شورای ترکی در آسیای ­مرکزی» برای ایران این فرصت‌ها را داشته است: الف. داشتن هم‌گرایی­های فرهنگی- تاریخی و راهبردهای امنیتی مشترک در آسیای ­مرکزی؛ ب. فقدان مقبولیت کامل ترکیه در منطقۀ آسیای­ مرکزی و روسیه. همچنین تهدیدهای طرح مذکور عبارت‌اند از: الف. تمایل و همکاری ترکیه با سیاست­های آمریکا و غرب در منطقۀ آسیای مرکزی؛ ب. ناهم‌خوانی الگوی فرهنگی و توسعۀ ایران و ترکیه در آسیای­ مرکزی. علاوه بر آن، طرح اقتصادی- انرژی «شورای ترک- راه ابریشم جدید» در آسیای ­مرکزی برای ایران به ترتیب این فرصت­ها و تهدیدها را داشته است: ایجاد موازنه در منطقه با نقش‌آفرینی امنیتی ایران، افزایش قدرت اقتصادی ترکیه و تضعیف موقعیت ژئوپلیتیک و اقتصادی- ترانزیتی ایران.

شرایط اقلیمی و ژئوپلتیک، تقدیرهای تاریخی و ماهیت نوسازی روسی

شرایط اقلیمی و ژئوپلتیک، تقدیرهای تاریخی و ماهیت نوسازی روسی

دوره 20، شماره 87، پاییز 1393، صفحه 93-123

چکیده انسان از  بدو خلقت در تعامل با محیط زندگی و جغرافیای زیستی خود بوده و ضمن  آنکه بر آن تأثیر گذاشته، پیوسته از آن تأثیر پذیرفته است. همچنین وجود جغرافیای متنوع با ویژگی‌های خاص طبیعی و اقلیمی در نقاط گوناگون جهان تاریخ متفاوتی را رقم زدهاست. اگرجه پیشرفت علم و فناوری به مرور از تأثیرات  محیط جغرافیایی بر زندگی انسان کاسته، اما این عامل هیچ‌گاه از بین نرفته است. در واقع، شرایط اقلیمی، موقعیت جغرافیایی و وقایع تاریخی در  پیدایش تمدن‌ها و توسعه آنها نقش مهمی ایفا می‌نمایند و بر چگونگی نوسازی بعدی آنها تأثیر به سزایی خواهند گذاشت؛ به طوری که غالبا تمدن‌های پیشرفته، از شرایط اقلیمی و موقعیت جغرافیایی مطلوبی برخوردار بوده‌اند. این نوشتار به بررسی تأثیر ویژگی‌های تاریخی و جغرافیایی بر ماهیت الگوهای توسعه و  نوسازی در روسیه می‌پردازد تا ضمن پاسخ دادن به این پرسش اصلی که عوامل تاریخی و جغرافیایی چگونه توسعه و نوسازی روسیه را متأثر ساخته‌اند؟ با شناسایی و واکاوی جداگانه عوامل تاریخی و جغرافیایی، فرضیه تمایز اجتناب‌ناپذیر ماهیت الگوهای توسعه و نوسازی روسی از الگوهای توسعه غربی را اثبات نماید. بنابراین با توجه به ماهیت  موضوع روش تحقیق در این مقاله            توصیفی- تحلیلی است  و برای اجرای آن از روش کتابخانه‌ای (فضای مجازی و واقعی) استفاده شده است. 

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

دوره 21، شماره 91، پاییز 1394، صفحه 93-133

مهدی حسینی تقی‌آباد، علی کالیراد

چکیده سلفی‌گری به‌مثابه پدیده‌ای به‌‌نسبت جدید‌، نقشی کنشگر و فزاینده در ابعاد مختلف اسلام در فدراسیون روسیه و به‌ویژه قفقاز شمالی یافته است. عینیت یافتن تکاپوهای سلفی‌های افراطی در اقدامات شبه‌نظامیان جدایی‌طلب چه در قالب امارت القاعده‌ای و چه ولایت داعشی قفقاز در عین تلاش سلفی‌های میانه‌رو برای گشودن بیش‌ازپیش عرصه تحرک علنی و رسمی در فضای مذهبی جمهوری‌های قفقاز شمالی و شواهد موجود مبنی بر تبدیل شدن سلفی‌گری به روبه‌توسعه‌ترین گرایش اسلامی در قفقاز شمالی، اهمیت ویژه‌ای از منظرهای گوناگون به این پدیده بخشیده است. پدیده‌ای که با توجه به پویایی‌های درونی منطقه، تداوم ناامنی در قفقاز شمالی و عدم کامیابی دولت روسیه در تحقق سیاست اعلامی خود مبنی بر ریشه‌کنی جریان‌های جدایی‌طلب و افراط‌گرا در این منطقه، به‌منزله مسأله‌ای جدی در ابعاد ملی در روسیه ظاهر شده است. در شرایط حاضر دیگر تردیدی درباره گره‌خوردگی سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی با حامیان افراط‌گرایی سلفی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی وجود ندارد. این نوشتار با کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی این پرسش را مورد تبیین و تحلیل قرار می‌دهد که «مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی برآمدن و گسترش سلفی‌گری در قفقاز شمالی چه مواردی هستند؟».در پاسخ به پرسش فوق مجموعه‌ای از مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی قفقاز شمالی شامل پیشینه و مشخصه‌های سیاسی و مبارزاتی اسلام در منطقه، تضعیف نهاد اسلام در دوره شوروی، فضای پساشوروی و تحول نقش‌های کنشگران مذهبی، رد اسلام طریقتی‌ توسط سلفی‌ها، فقدان سیاست منسجم و هماهنگ در قبال سلفی‌گری در قفقاز شمالی، رقابت‌های غیرسازنده علمای مسلمان روسیه، رقابت‌های غیرسازنده قومی در منطقه، پیامدهای جنگ‌های چچن، کشتار علما و متفکران اسلام سنتی و ایران‌زدایی در قفقاز شمالی به‌منزله فرضیه این نوشتار معرفی شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند

تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

تحلیلی بر تمایز رفتاری روسیه در اوکراین و شمالگان

دوره 24، شماره 104، زمستان 1397، صفحه 93-118

سمیه قنبری

چکیده هرچند بحران اوکراین با ایجاد تنش میان روسیه-غرب و اعمال تحریم‏های متقابل، نمایش‎های نظامی و درگیری‏های دیپلماتیک همراه بود، اما تأثیر چندانی بر سیاست‏های فدراسیون روسیه در شمالگان و نظامی‏گرایی روسی در این منطقه نداشته است. هم‏زمان مسکو توانسته است، همکاری در شمالگان را به‏رغم تنش‏های کنونی با غرب کماکان در سطح مطلوبی حفظ نماید و روابط خود را با دیگر بازیگران منطقه‏ای به‏صورت همکاری‏جویانه گسترش دهد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که «چرا رفتار روسیه در شمالگان به‏رغم رقابت آن با ایالات متحده و غرب غیرمناقشه‏آمیز بوده و چرا احتمال وقوع تجربه اوکراین در شمالگان دور از واقع است؟» برای پاسخ به این پرسش، مولف با تدقیق در دو رویکرد نظری «وابستگی متقابل پیچیده» و «نوواقع‏گرایی» این فرضیه را به آزمون گذاشته است که برتری موضع روسیه در شمالگان و عدم تهدید جدی منافع آن در این منطقه از سوی دیگر قدرت‏ها، بازی روسیه در شمالگان را متفاوت از سایر مناطق رقم زده است به‏گونه‏ای که کسب حداکثری منافع مسکو در شمالگان نیازمند همکاری و دست‏کم پرهیز از بروز تنش در این منطقه است. به همین جهت نیز بحران اوکراین بر فهم مسکو از شمالگان به‏عنوان منطقه همکاری بین‏المللی و صلح تأثیر چندانی نداشته است. یافته‏های مقاله نیز که از نوع مقایسه‏ای بوده و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، درستی فرضیه مقاله را تأیید می‏کند.

آسیای مرکزی در میان  ابتکار اوراسیا کره جنوبی و  ابتکارکمربند و راه چین

آسیای مرکزی در میان " ابتکار اوراسیا" کره جنوبی و " ابتکارکمربند و راه" چین

دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 95-126

ماندانا تیشه یار، مجتبی تویسرکانی

چکیده ابتکار اوراسیا در سال 2013 از سوی رئیس‏ جمهور وقت کره جنوبی و بلافاصله پس از رونمایی از ابتکار کمربند و راه چین ارائه شد و در سال 2017 با اعلام سیاست شمالی جدید کره جنوبی توسط رئیس ‏جمهور کنونی این کشور مورد تأکید قرار گرفت. ایده مذکور که هدف برقراری پیوند سئول با منابع انرژی و بازارهای اوراسیا را دنبال می‏ کند، مستقل از اولویت‏ ها و اهداف ابتکار کمربند و راه چین تدوین شده است و شاید در نگاه نخست حتی در تقابل با آن تصور شود، اما مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه احتمالا تنها شانس این کشور برای پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا خواهد بود. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی نقش و جایگاه ژئوراهبردی و ژئوپلیتیک آسیای مرکزی در هر یک از دو ابتکار کمربند و راه چین و اوراسیای کره جنوبی، زمینه‏ های موجود برای همگرایی میان این دو ابتکار و مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه چین به‏ منظور تحقق اهداف ابتکار اوراسیا را به بحث بگذارد. پرسش مقاله نیز به ‏طور مشخص این است که «پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی در گرو چیست و آسیای مرکزی چه نقشی در این میان ایفا می ‏کند؟» فرضیه به آزمون گذاشته شده این است که «پیوستن سئول به ابتکار کمربند و راه چین تنها شانس واقعی برای پیاده ‏سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی به شمار می رود و از آنجا که آسیای مرکزی فصل مشترک هر دو ابتکار را تشکیل می‏ دهد، تمرکز پکن و سئول بر هدف یکسان دست‏یابی به فضای ژئوپلیتیک آسیای مرکزی می ‏تواند در توسعه هر دو ابتکار مؤثر واقع شود.» نوع پژوهش در این مقاله، توصیفی-تحلیلی بوده و روش پژوهش، کتابخانه‏ ای و اسنادی است. یافته‏ های مقاله نیز بر صدق فرضیه پژوهش گواهی می‏ دهند.

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

ژئوپلیتیک انتقال انرژی در حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 20، شماره 85، بهار 1393، صفحه 97-125

چکیده با تحول گفتمان ژئواستراتژیک به گفتمان ژئواکونومیک در دهه‌های اخیر و ایفای نقش برتر اقتصاد در عرصه جهانی، ژئوپلیتیک انرژی،خطوط انتقال انرژیو امنیت آن از جایگاه بالایی در مناسبات بین‌المللی برخوردار گردیده‌است. این مقاله تلاش می‌کند تا به این سؤال که «موقعیت ژئواکونومیک دریای خزر و خطوط لوله انتقال انرژی آن چه تأثیراتی بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران دارد؟» پاسخ دهد. فرضیه مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران پس از فروپاشی نظام دو قطبی به‌واسطه هم‌جواری با این منطقه مهم و قرار گرفتن در هارتلند انرژی جهان، بهترین، کوتاه‌ترین به ‌صرفه‌ترین و امن‌ترین مسیر برای انتقال انرژی این منطقه به بازارهای جهانی به شمار می‌رود. با توجه به ظرفیت‌های ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و نیز موقعیت ژئواستراتژیک به ‌صورت ایجابی در تامین امنیت ملی و افزایش وزن ژئوپلیتیک خویش موثر باشد، اما به ‌دلیل مخالفت برخی کشورهای تأثیرگذار فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا از طرح انتقال انرژی حوزه دریای خزر کنار گذاشته شده است. موضوعی که در دراز مدت علاوه بر بی‌نصیب گذاشتن جمهوری اسلامی ایران از فواید اقتصادی خطوط لوله، باعث انزوای ژئوپلیتیک کشور و به دنبال آن کاهش ضریب امنیت ملی خواهد شد. در این پژوهش روش تحقیق به‌صورت توصیفی ـ تحلیلی است.

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

کنشگری امنیتی روسیه در قفقاز جنوبی

دوره 22، شماره 95، پاییز 1395، صفحه 97-136

الهه کولایی، محسن اسلامی، قاسم اصولی

چکیده        با توجه به عضویت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، قدرت هسته‌ای، هم‌جواری و درگیر بودن در عرصه گسترده‌ای از جغرافیای جهان (از ژاپن، چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، دریای سیاه، شرق اروپا، تا حوزه بالتیک) و نیز امکان حمایت و تقویت نظامی گروه‌ها و حکومت‌های مختلف، هنوز هم تاثیرگذاری دوری و نزدیکی روسیه در مناطق مختلف جهان به ویژه در حوزه قفقاز جنوبی غیرقابل انکار است. مجموعه‌ایی از منافع امنیتی و راهبردی (در ارتباط با ارمنستان و گرجستان)، اقتصادی (بیشتر در ارتباط با آذربایجان)، قفقاز جنوبی را برای روسیه مهم کرده است و به‌همین دلیل در تمامی اسناد سیاست خارجی این کشور تا سال 2016، منطقه اوراسیا در اولویت گسترش روابط این کشور قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله پاسخ به این سوال است، چگونه روسیه به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال اصلی مطرح‌ می‌شود این است، مجموعه‌ای از منابع راهبردی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و انرژی روسیه را به یک کنشگر امنیتی در قفقاز جنوبی تبدیل کرده است. در این مقاله سعی می‌شود به روش توصیفی _ تبیینی به سوال اصلی پاسخ داده شود.

روسیه و مناقشه قره باغ

روسیه و مناقشه قره باغ

دوره 24، شماره 102، پاییز 1397، صفحه 97-123

مصطفی خیری

چکیده در چارچوب رقابت­های ژئوپلیتیک موجود میان روسیه و غرب، کرملین مناطق خارج نزدیک را در حوزه منافع استراتژیک و حیاتی خود تعریف نموده و از مناقشات سرزمینی حل نشده موجود در این مناطق نظیر بحران قره­باغ  به­عنوان ابزاری برای تثبیت نفوذ خود در جمهوری­های جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی بهره برده است. در این بین مناقشه قره­باغ به­عنوان جدی­ترین مشکل امنیتی قفقاز جنوبی بیش از دو دهه است که تداوم داشته است و مطالعه پویش­های منطقه­ای بر شکنندگی وضعیت نه صلح نه جنگ حاکم و احتمال تشدید دوباره مناقشه اشاره دارد. مناقشه­ای که ظرفیت تبدیل شدن به جنگی تمام عیار میان طرف‌های درگیر را دارد. با توجه به مطالب مذکور، نوشتار حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال اصلی است که تشدید مناقشه قره‌باغ چه فرصت­ها و چالش­هایی برای کرملین می­تواند در پی داشته باشد؟ ایجاد ناامنی در مسیر­های صادراتی انرژی از دریای خزر به سوی بازارهای غربی و استقرار نیروهای روسیه در منطقه قره­باغ و در چارچوب نیروهای حافظ صلح را می­توان مهم‌ترین فرصت پیش­ روی کرملین دانست. در مقابل احتمال درگیر شدن با ترکیه به­عنوان متحد جمهوری آذربایجان و تقویت نفوذ غرب در قفقاز در سایه تشدید بحران چالش­های احتمالی متوجه روسیه خواهند بود. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری ژئوپلیتیک،  احتمال تشدید مناقشه قره­باغ  و چالش­ها و فرصت­های متوجه روسیه  مورد بررسی قرار گیرند.       

جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی - امنیتی روسیه

جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی - امنیتی روسیه

دوره 22، شماره 93، بهار 1395، صفحه 99-122

سید شمس الدین صادقی، کامران لطفی

چکیده             تحول در فضای ژئوپلیتیک محیط امنیتی منطقه خاورمیانه پس از حادثه 11 سپتامبر2001، بازیگران فرامنطقه ای را به در پیش‌گرفتن رویکردهای متفاوت واقع‌گرایی نسبت به بحران های حادث شده در این منطقه، وادار نموده است. یکی از این بازیگران روسیه است که با در پیش گرفتن  رویکرد واقع‌گرایی، خود را سخت درگیر بحران سوریه نموده است. در این بحران، روسیه در یک مناقشه ژئوپلیتیک و در رقابتی پایاپای با سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، منافع نظامی- امنیتی و راهبردی خود را دنبال می‌کند. برخلاف بعضی از بازیگران منطقه‌ای که با اتخاذ مواضع متفاوت و متناقض، سناریوی براندازی حکومت بشاراسد در سوریه را دنبال می‌کنند، روسیه با ملحوظ نگاه داشتن ملاحظات امنیتیخود در این بحران، سعی بر آن دارد تا با پشتیبانی همه جانبه از حکومت سوریه در مقابل معارضان داخلی و حامیان بین المللی، رژیم اسد را پایدار نگاه دارد تا از این رهگذر، منافع و اهداف راهبردی خود را در این کشور و محیط امنیتی شرق مدیترانه تامین نماید.
            باتوجه به این مهم، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که در محیط امنیتی روسیه اهمیت ژئوپلیتیک سوریه چه می‌باشد؟ برای پاسخ به پرسش یاد شده، نویسندگان این فرضیه را مطرح می‌کنند؛ در محیط امنیتی روسیه، کشور سوریه از اهمیت نظامی و استراتژیک برای ایجاد تعادل در معادلات امنیتی شرق مدیترانه برخوردار است. لازم به ذکر است که در این مقاله با رویکرد واقع‌گرایی تهاجمی و تدافعی مقاله مورد نظر تبیین می‌گردد.
 

روابط رژیم صهیونیستی و قزاقستان

روابط رژیم صهیونیستی و قزاقستان

دوره 23، شماره 98، تابستان 1396، صفحه 99-126

سعید وثوقی، عسگر صفری

چکیده دکترین اتحاد پیرامونی رژیم صهیونیستی همواره راهی برای افزایش امنیت، گسترش روابط اقتصادی و نیز کاهش انزوای این دولت در عرصه منطقه‌ای بوده است. به دنبال تغییر و یا از بین رفتن وضعیت منطقه‌ای مورد دلخواه؛ رژیم صهیونیستی تلاش کرده است از طریق ارتباط با دولت‌های پیرامونی بر انزوای خود غلبه کند. طی دهه‌های متوالی این دکترین شکل نسبتا ثابتی داشت؛ تحولات منطقه خاورمیانه از سال 2011 به بعد باعث شد که دکترین اتحاد پیرامونی فرم و محتوای جدیدی به خود گرفته و رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند، مناطق و کشورهای جدیدی را به دکترین اتحاد پیرامونی کلاسیک خود اضافه کند. یکی از مناطقی که در این اتحاد پیرامونی جدید جایگاه برجسته‌ای دارد، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز است. در میان کشورهای آسیای مرکزی نیز قزاقستان به دلیل تأثیرگذاری سیاسی و اقتصادی این کشور در عرصه منطقه‌ای اهمیت به‌سزایی برای رژیم صهیونیستی پیداکرده است. هدف این مقاله واکاوی ماهیت و ساز کار استراتژی پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی و اهداف این دولت در منطقه آسیای مرکزی در بعد از تحولات 2011 است. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که مهم‌ترین دلایل و انگیزه‌های ورود رژیم صهیونیستی به منطقه آسیای مرکزی و تعمیق روابط با کشورهایی نظیر قزاقستان چیست؟ یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که در استراتژی پیرامونی جدید رژیم صهیونیستی، گسترش به فراسوی منطقه خاورمیانه جایگاه اساسی دارد و در این میان مناطقی و کشورهایی که بتوانند از لحاظ سیاسی و اقتصادی به خروج از انزوای رژیم صهیونیستی در شرایط جدید کمک کنند اهمیت به‌سزایی دارند. آسیای مرکزی به دلیل اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک و همچنین ظرفیت‌های اقتصادی بالقوه خود تأمین‌کننده این نیاز است.    

انتخاب عقلانی و رجحان‌های فدراسیون روسیه درآسیای مرکزی

انتخاب عقلانی و رجحان‌های فدراسیون روسیه درآسیای مرکزی

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 100-126

سید مهدی مرادی، مصطفی خیری

چکیده  جایگاه روسیه در معادلات بین‌المللی یکی از عوامل تاثیر‌گذار در مسائل جهانی می‌باشد. رویکرد سیاست خارجی کرملین در رابطه با کشورهای خارج نزدیک و نوع پاسخ آنها نه تنها تعیین‌کننده چشم‌انداز محیط امنیتی و اقتصادی و سیاسی در منطقه خواهد بود، بلکه در سطوح بین‌المللی نیز روابط بین‌الملل و موازنه قوا را متاثر خواهد نمود. کرملین ساختار نظام بین الملل را چند قطبی تصور می‌نماید و در تلاش است تا یکی از قطب‌های نظام بین‌الملل حول محور روسیه شکل‌گیرد و این کشور بتواند موازنه استراتژیک در برابر آمریکا ایجاد نماید. مقاله حاضر به این پرسش پاسخ می‌دهد که کدام یک از رجحان‌های سیاست خارجی روسیه تحت تاثیر اتصال ژئوپلیتیک آن به آسیای مرکزی حفظ شده است؟ و فرضیه خود را چنین مطرح می‌کنند که به واسطه تشدید رقابت چین با روسیه، سیاست‌های غیر همسوی کشورهای آسیای مرکزی و اولویت رویکرد دوجانبه‌‌گرایی به جای منطقه‌گرایی، دیگر اتصال ژئوپلیتیک    انرژی‌محور مزیت ویژه‌ای در سیاست خارجی روسیه خلق نمی‌کند و روسیه جایگاه اقتصادی و انرژی خود را به تدریج از دست می‌دهد. ولی جایگاه امنیتی و سیاسی خود را در منطقه همچنان حفظ می‌نماید. در این مقاله تلاش شده است به روش توصیفی و تحلیلی اولویت‌های رویکرد سیاست خارجی روسیه در رابطه با منطقه‌ی آسیای مرکزی و  محدویت‌های پیش‌رو مورد تحلیل قرار گیرد.  نظریه انتخاب عقلانی با مفروضات گرین و شپیرو مبنای تحلیل نظری می‌باشد.  

روند تحول قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه:(2000-2013)

روند تحول قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه:(2000-2013)

دوره 19، شماره 84، زمستان 1392، صفحه 101-125

چکیده از سال 2007 موضوع قدرت نرم وارد ادبیات سیاست خارجی روسیه گردید. این موضوع که اکنون بسیار مورد توجه کرملین است از منابع مختلف و گاه متضادی نشات گرفته است. برخلاف آنچه جوزف نای- واضع مفهوم قدرت نرم- ارائه کرده استدر روسیهبخش عمده این منابع ماهیت دولتی و رسمی دارد. مولفین در این مقاله سعی کرده‌اند به بررسیپیشینه ظهور قدرت نرم در روسیه و فرایند اجرای سیاست نرم در این کشور بپردازند. پرسش اصلی مقاله این است که ماهیت قدرت نرم روسیه چیست و میزان موفقیت این کشور در استفاده از این ابزار چقدر بوده است.این مقاله در دوبخش به بررسی تحولات قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه می‌پردازد. ابتدا قدرت نرم در تناظر با مهم‌ترین رخدادهای متناسب با جایگاه روسیه در سیاست بین‌الملل بررسی می‌شود. سپس مهم‌ترین عناصر سازنده آن از جمله زبان روسی، فرهنگ و ارزش‌های این کشور در کنار سایر پدیده‌های بین‌المللی از جمله شبکه مجازی ارتباطات و بهره‌مندی از حوزه گسترده آموزش عالی، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. ادعای این مقاله آن است که با وجود تلاش روسیه در چند سال اخیر در به کار گرفتن قدرت نرم، موفقیت آن محدود بوده است. 

الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

الگوی رفتاری روسیه در نظام بین الملل: تلاش برای دستیابی به موازنه قوای مطلوب (2014-2018)

دوره 24، شماره 103، پاییز 1397، صفحه 101-130

سید امیر نیاکویی، عسگر صفری

چکیده در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی افزایش نفوذ غرب در حوزه ­های ژئوپلیتیک- امنیت روسیه یکی از عوامل موثر در نوع تعامل مسکو با کشور­های غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. محرک­ هایی مانند گسترش اتحادیه اروپا و پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) به شرق، ترویج دموکراسی در فضای پس از شوروی و ابتکار مشارکت شرقی با هدف گسترش روابط اقتصادی اروپا با جمهوری­ های استقلال‌یافته در شکل­ گیری دوگانه اختلاف-همکاری بین روسیه و غرب نقش داشته­ اند. آخرین مورد از تلاش ­های غرب برای افزایش نفوذ در فضای پس از شوروی بحران اوکراین و متعاقب آن انضمام شبه جزیره کریمه از سوی روسیه بود. این بحران وجه اختلاف­ آمیز روابط روسیه و غرب را برجسته کرده و منجر به این گردید که موضوع جنگ سرد جدید در روابط دو طرف مطرح گردد. با توجه به این مقدمه سوال اصلی مقاله حاضر حاکی از این است که از سال 2014 به بعد روسیه چه الگویی را برای تعامل با نظام بین­ المللی و به ویژه غرب اتخاذ کرده است و این الگوی رفتاری دارای چه ویژگی­‌هایی است؟ در پاسخ به این پرسش، نگارندگان استدلال می­ کنند، روسیه از سال  2014 به بعد راهبرد توازن قوا را به عنوان الگوی رفتاری خود برای مواجهه با نظام بین­ المللی و غرب اتخاذ کرد و مهم ­ترین ویژگی­ های توازن قوای روسیه، مقابله­ ای (مقابله با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا) واقع­ گرایانه (پذیرش آمریکا و چین به عنوان بازیگران اصلی) تکیه بر موازنه سخت و نرم و در نهایت منطقه‌­گرایانه است. مقاله حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی به نگارش در آمده است.

رقابت و واگرایی در سازمان همکاری شانگهای؛ با تأکید بر اختلافات چین-روسیه و هند-پاکستان

رقابت و واگرایی در سازمان همکاری شانگهای؛ با تأکید بر اختلافات چین-روسیه و هند-پاکستان

دوره 25، شماره 105، بهار 1398، صفحه 101-132

سید مجید قافله باشی

چکیده چشم انداز همگرایانه تعمیق همکاری‌ها میان اعضای سازمان همکاری شانگهای طی دو دهه گذشته به ویژه بعد از گسترش جغرافیایی اخیر آن به ‏سمت جنوب آسیا با سئوالات جدی مواجه شده ‏است. جدی‏ ترین و دیرپاترین اختلاف دوجانبه در سازمان همکاری شانگهای میان هند و پاکستان بر سر کشمیر در جریان است. اختلاف در برداشت ‏ها و تفاسیر پکن و مسکو از نحوه عمل در نظام بین ‏الملل کنونی و خواست متفاوت آنها از سازمان همکاری شانگهای - در کنار سایر عوامل-  نیز با تأثیر بر مأموریت ‏ها و عملکرد این سازمان می تواند به ‏مثابه یک عامل‌ واگرا عمل نماید. پرسش محوری مقاله این است که «اصلی ‏ترین رقابت ‏های درونی سازمان همکاری شانگهای کدام هستند و چه تأثیری بر انسجام و آینده این سازمان دارند؟» فرضیه به آزمون گذاشته شده این بوده ‏است که «اصلی ‏ترین رقابت ‏ها در سازمان همکاری شانگهای میان چین و روسیه برای تعیین جهت و دستورکار این سازمان و میان هند و پاکستان بر سر مسأله کشمیر در جریان است که اولی از طریق پراکندگی در اولویت ‏های سازمان و دومی به ‏واسطه تضعیف پیوندهای امنیتی و دفاعی میان اعضا، ظرفیت های واگرایی در سازمان را تقویت و مانع ارتقای آن در آینده می ‏شود».

روسیه و شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران

روسیه و شورای امنیت در پرونده هسته ای ایران

دوره 22، شماره 94، تابستان 1395، صفحه 103-131

یوسف مولایی، هادی زرگری

چکیده   پرونده هسته‌ای ایران موضوعی مهم برای همه قدرت‌های بزرگ در یک دهه اخیر بوده است، اما رویکرد و مواضع روسیه به‌ویژه در رسیدگی به این موضوع در شورای امنیت به دلیل سابقه همکاری فنی هسته‌ای با ایران در مقایسه با دیگر بازیگران از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. این موضوع که روسیه چه رویکرد، مواضع و اهدافی در روند رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت به‌خصوص در موضوع تصویب قطعنامه‌ها علیه ایران تعقیب کرده است، اهمیت و تاثیر قابل توجهی در سرنوشت موضوع داشته است.
لذا این نوشتار با درنظر داشتن این مفروض که منافع ملی اصل راهنمای شکل‌گیری مواضع و رفتارهای روسیه بوده است در پی پاسخ به این پرسش است که چه علل و عوامل در شکل‌دهی به مواضع روسیه در روند تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران، تاثیرگذار بوده‌اند؟ در پاسخ به پرسش مقاله این فرضیه مطرح است که روسیه با تکیه بر برداشت‌های این کشور از برنامه هسته‌ای ایران و نوع تعامل و رقابت آن با امریکا و ایران با رویکرد دوگانه کنترلی و تعدیلی در پی اعمال فشار برای کنترل پیشرفت‌های هسته‌ای ایران و همچنین تعدیل فشارهای غرب علیه آن به‌منظور ممانعت از اقدام نظامی امریکا بوده است. به منظور بررسی و ارزیابی ابعاد مختلف فرضیه فوق در این نوشتار از روش‌های کیفی مانند جمع‌آوری داده‌ها و همچنین مصاحبه در کنار بررسی اسناد و قطعنامه‌های شورای امنیت استفاده خواهد شد.

بررسی تاثیر فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه

بررسی تاثیر فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه

دوره 23، شماره 97، بهار 1396، صفحه 103-137

مصطفی زهرانی، صارم شیراوند

چکیده به د­نبالشکل­گیریمناظره­چهارمدرعرصه­نظریاتروابطبین­الملل،فرهنگازاهمیتیبرابربا مولفه­هایمادیدرشکل­دهیبهرفتارکشورهابرخوردارگردید.دربسترو  چارچوبایننظریات، فرهنگبه­طوراعموفرهنگاستراتژیکبه­طوراخصازجملهعواملداخلیشکل­دهندهبهمبانی هویتیهربازیگردرعرصه­روابطبین­المللمطرحمی‌شودکهباتأثیرگذاریبرنگرشنخبگانو دولتمردانوهمچنینجامعه­یککشور،قابلیتاثرگذاریبرنحوه­عملکردیککشورعرصه سیاست خارجی و محیطبین­المللیرادارامی‌باشد. بدینترتیبشناساییمولفه­هایشکل­دهندهبهمبانی هویتییککشوروازآنجملهفرهنگاستراتژیککشورها،کمکبسیارموثریدرفهمچرایی کنشکشورهایمختلفدر عرصه سیاست خارجیازجملهقدرت‌هایبزرگیچونفدراسیون روسیهبه دست خواهد داد. در این مقاله، سوال اصلی این است که فرهنگ استراتژیک بر سیاست خارجی فدراسیون روسیه چه تاثیری داشته است؟و فرضیه مقاله عبارت است از اینکه که فرهنگ استراتژیک روسیه با منطقی تدافعی متشکل از مولفه­هایی همچون تصور تهدید، ویژگی­های ژئوپلیتیک و نگاه توسعه­طلبانه، اندیشه قدرت بزرگی و تلاش برای هژمون منطقه­ای شدن، اقتدارگرایی غالب و گفتمان­ملی­گرایی روسی و هویت اسلاو- ارتدوکس،    بر روی ساختار تصمیم‌گیری استراتژیک و الگوی رفتاری این بازیگر در عرصه سیاست خارجی و محیط بین­المللی تاثیر عمیقی دارد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی است.

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

دوره 27، شماره 115، پاییز 1400

سیامک کاکایی، سید جلال دهقانی فیروز آبادی

چکیده  
روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان یک سال پس از جنگ دوم قره‌باغ ‌ابعاد پیچیده‌ای از نظر نظامی، سیاسی و منطقه‌ای به خود گرفته ‌است. در این مدت، برگزاری چند مرحله رزمایش مشترک نظامی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان توجه محافل رسانه‌ای را به خود جلب کرده و موجب دغدغۀ امنیتی برخی کشورهای همسایه شده است. رویارویی نظامی پاییز 2020 میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان منجر به آزادسازی شهرها و مناطقی از این کشور گردید که سه دهه در تصرف ارمنستان بودند. هرچند این جنگ به مناقشۀ اصلی قره‌‌‌‌‌‌‌‌باغ پایان نداد. اما ارمنستان کنترل مستقیم بر قره‌باغ کوهستانی را از دست داد. در مناقشۀ قره‌باغ، نقش ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان برای ورود به جنگ جدید با ارمنستان تعیین‌کننده بود. این سیاست آنکارا، توجه‌ها را به اهداف ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ با ارمنستان جلب کرد. سیاست خارجی ترکیه از سال2016 به بعد و پس از مداخلات نظامی در سوریه، بعدی تهاجمی به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که حمایت‌های ترکیه از جمهوری آذربایجان در مناقشۀ قره­باغ و روند تحولات پس از آن تداوم همان سیاست نظامیگری آنکارا در محیط پیرامونی است. پژوهشگران مقاله بر این باور هستند که ترکیه با ورود غیرمستقیم به مناقشۀ قره­باغ به‌دنبال گسترش «نفوذ» و افزایش «قدرت نسبی» خود در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است. در بررسی نظری جنبه‌های سیاست خارجی درگیرانۀ ترکیه در مناقشۀ قره­باغ و پاسخ به پرسش پژوهش، از نظریۀ واقع­گرایی و به‌ویژه واقع­گرایی تهاجمی بهره گرفته شده است.

بررسی چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی

بررسی چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی

دوره 16، شماره 69، بهار 1389، صفحه 89-110

چکیده آسیای مرکزی علاوه بر آنکه میراث‌دار اقتصاد بزرگ جاده‌ ابریشم و پلی ارتباطی میان اروپا و آسیای شرقی و همچنین شمال و جنوب قاره آسیا به شمار می‌آید، امروزه به سبب کشف منابع غنی انرژی نیز به عنوان منطقه‌ای مهم محسوب می‌شود. در واقع منطقه‌ آسیای مرکزی در فضای پسا شوروی دارای ابعاد ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک می‌باشد و همین مسئله موجب اهمیت یافتن روندهای منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی شده است. از این رو در شرایطی که آسیای مرکزی دارای شرایط اطلاق نمودن نام «منطقه» است و همچنین از سوی سایر کشورهای جهان نیز به عنوان یک منطقه‌ مورد شناسایی قرار گرفته است، با این حال تاکنون مباحث مرتبط با منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. در مقاله حاضر سعی شده زوایای گوناگون چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

نقش انرژی در روابط روسیه و اتحادیه اروپا

دوره 15، شماره 65، بهار 1388، صفحه 91-112

چکیده روسیه و اتحادیه اروپا در کنار اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی شرکای اقتصادی مهمی نیز می‌باشند. نیاز روزافزون اتحادیه اروپا به انرژی از یک سو و برخورداری فدراسیون روسیه از منابغ غنی انرژی از سوی دیگر باعث شده‌ است که تحلیل‌های متفاوتی در خصوص آینده‌ همکاری‌های دو طرف ارائه گردد. در مقاله‌ حاضر نیز تلاش شده است ضمن  نگاهی تحلیلی به روابط پیشین روسیه و اتحادیه اروپا، به مسئله‌ انرژی به عنوان متغیری تاثیرگذار در آینده‌ مناسبات دو طرف اشاره شود.

چالش‌های قومی‌ در قفقاز

چالش‌های قومی‌ در قفقاز

دوره 14، شماره 63، پاییز 1387، صفحه 93-110

چکیده                    به غیر از کشور ارمنستان دو کشور گرجستان و جمهوری آذربایجان دارای تنوع قومی‌ با ساختار فرهنگی متفاوت هستند امری که حاکمیت یک قوم را با چالش‌های فراوان روبرو خواهد ساخت. گرجی‌ها به دلیل ساختار فرهنگی و مدنیت قوی و همچنین سابقه خودگردانی محلی، آمادگی بیشتری برای تعامل با دیگر اقوام دارند با این وجود قومیت‌‌های ارمنی، آذری، اوستی، آبخازی، آجاری و بازگشت ترک‌های مسختی، گرجستان را در بحران عمیقی فرو خواهد برد. این مقاله با تکیه بر آمارهای منابع معتبر و تحقیق میدانی انجام شده[1] قصد تبیین موضوع آسیب پذیری گرجستان از این بحران قومی‌ را دارد.
2. نگارنده در اواخر خرداد و اوایل تیرماه 1387 برای تحقیق میدانی در گرجستان حضور یافت.

به‌ کارگیری قدرت نرم در سیاست خارجی چین در قبال آسیای مرکزی

به‌ کارگیری قدرت نرم در سیاست خارجی چین در قبال آسیای مرکزی

دوره 17، شماره 75، پاییز 1390، صفحه 93-111

چکیده مقاله حاضر به بررسی اهداف و منافع نوین چین در منطقه آسیای مرکزی و شیوه بهره گیری دولتمردان چین از عناصر قدرت برای پیشبرد این اهداف و منافع می پردازد. نویسنده مقاله در ابتدا به مباحث نظری قدرت در متون روابط بین الملل و به ویژه در اندیشه‌های واقع گرایی و نو واقع گرایی اشاره می‌کند و در ادامه، مفهوم قدرت نرم و عناصر و اجزای آن توضیح داده می‌شود. استدلال اصلی مطرح شده آن است که شیوه اصلی دولتمردان پکن برای پیشبرد منافع ملی کشورشان در مناطق مختلف دنیا و به ویژه در منطقه آسیای مرکزی به کارگیری قدرت نرم و قدرت اقتصادی می‌باشد.

جایگاه راه آهن شرق دریای خزر در همگرایی منطقه ای ایران با آسیای مرکزی

جایگاه راه آهن شرق دریای خزر در همگرایی منطقه ای ایران با آسیای مرکزی

دوره 21، شماره 89، بهار 1394، صفحه 93-123

مصطفی زهرانی، تیمور فرجی لوحه سرا، سعید تجری

چکیده استفاده از ظرفیت ها و بسترهای موجود و توسعه همکاری و مناسبات همه جانبه با کشورهای آسیای مرکزی همواره یکی از دغدغه های اصلی در تعاملات من طقه ای ایران بوده است . به گونه ای که در سیاست گذاری های کلان جمهوری اسلامی به ویژه در سال های اخیر، توسعه مناسبات با این کشورها اهمیت فراوانی یافته است . این مهم با طراحی و بهره برداری از راه آهن شرق دریای خزر یا همان راه آهن ایران - ترکمنستان - قزاقستان نمود قابل توجهی پیداکرده است. لذا، در مقاله حاضر تلاش خواهد شد تا به روش توصیفی - تحلیلی - کتابخانه ای و در قالب نظریات همگرایی و کارکرد گرایی، ابعاد اثر گذاری راه آهن ایران - ترکمنستان - قزاقستان بر توسعه همکاری های منطقه ای در آسیای مرکزی موردتوجه قرار گیرد . درواقع با عنایت به اهمیت فراوان مناسبات منطقه ای برای جمهوری اسلامی ایران، دنبال پاسخ گویی به این پرسش اساسی هستیم که راه آهن شرق دریای خزر چگونه می تواند در همگرایی ایران با کشورهای آسیای مرکزی اثرگذار باشد؟ پاسخ موقت به این سؤال، آن است که بهره برداری از را ه آهن ایران - ترکمنستان - قزاقستان یک گام بسیار مهم و قابل توجه در گسترش مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی بوده و در صورت جدیت طرفین در تقویت زیرساخت ها و افزایش توان جاب ه جایی بار و مسافر این کریدور خیلی مهم، می توان آن را نقطه عطفی بر فرایند همگرایی منط قه ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای آسیای مرکزی در نظر گرفت.

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

تاثیر روسیه بر روند سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز

دوره 16، شماره 70، تابستان 1389، صفحه 95-121

چکیده در سال‌های اخیر روابط میان روسیه و کشورهای حوزه جنوبی دچار تحولاتی گردید. اگرچه روسیه به ایفای نقش اصلی خود در این منطقه ادامه می‌دهد، اما توسعه فعالیت کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای به‌ویژه ایالات متحده و ناتو در حوزه حیاتی روسیه که این کشور  از آن تحت عنوان خارج نزدیک نام می‌برد، چالش‌های جدیدی را در مقابل مسکو قرار داده است. این کشور برای مقابله با این چالش‌ها و برای تامین امنیت ملی و منافع حیاتی خود سعی در ایجاد یک راه‌حل مناسب و با هزینه کمتر دارد. مسکو با توجه به این‌که در شرایط جدید نمی‌تواند همه رقبا را از عرصه سیاسی آسیای مرکزی و به‌ویژه قفقاز حذف نماید، سیاست و تاثیرگذاری آن به سمتی رفته و خواهد رفت که راهبردهای رقبا به نتایج مورد انتظار دست نیابند. همچنین در این زمینه این کشور سعی می‌کند که از موقعیت برتر اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در منطقه در جهت کنترل رفتار و سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز در راستای کم‌رنگ کردن حضور عواملی که در نگاه روس‌ها با منافع و امنیت ملی این کشور سازگاری ندارند، استفاده نماید و بدین وسیله در همگرایی کشورهای منطقه با ساختارهای سیاسی و امنیتی غرب تاخیر و مانع ایجاد نماید.

روابط منطقه‌ای فدراسیون روسیه: عوامل تاثیرگذار و متغیرهای دخیل

روابط منطقه‌ای فدراسیون روسیه: عوامل تاثیرگذار و متغیرهای دخیل

دوره 17، شماره 76، زمستان 1390، صفحه 95-124

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شرایط متفاوتی را پیش روی کشورهای پیشین اتحاد قرار داد که فدراسیون روسیه نیز یکی از این کشورها بود. چالش‌های فراوانی که روسیه در ابتدای فروپاشی با آنها دست به گریبان بود، بر سیاست خارجی این کشور تاثیر گذاشت و موجب نوعی ابهام و آشفتگی در این سیاست شد. این آشفتگی و سردرگمی، سطوح مختلف سیاست خارجی روسیه و به تبع آن روابط خارجی آن کشور در ابعاد دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی را به یک نسبت تحت تاثیر قرار می‌داد. مقاله حاضر، تمرکز خود را بر سطح دوم، یعنی روابط منطقه‌ای فدراسیون روسیه قرار داده و در پی آن است تا عوامل موثر بر تغییر و تحولات رخ داده در این عرصه را مورد شناسایی قرار دهد. این مقاله نشان می‌دهد که تغییر و تحولات صورت گرفته در روابط روسیه با مناطق مختلف جهان، بیش از هر چیز بر اثر تغییرات نظری در عرصه سیاست خارجی این کشور روی داده است. به عبارت دیگر، عوامل داخلی مهم‌ترین تاثیر را در تحول روابط منطقه‌ای فدراسیون روسیه ایفا کرده‌اند.