تغییرات در توزیع بینالمللی قدرت، انگیزهای برای تغییرات راهبردی ایجاد میکند. با ظهور قدرتهای نوظهور، نهادهای بینالمللی تحتفشار انطباق با واقعیتهای جدید قدرت قرار میگیرند. بر اساس میزان رضایتمندی بازیگران متحول در قدرت و همچنین سخت و نرم بودن تحولات قدرتی، مسیرهای منتج به انطباق راهبردی ماهیت چانهزنی قدرت، مشارکت راهبردی یا اقناع راهبردی به خود میگیرد. این پژوهش سعی در بررسی راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه دارد. بهمنظور دستیابی به این هدف، پژوهش با مفروض تحولات قدرتی و تأثیر آن بر راهبردهای بازیگران به تبیین راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه با تمرکز بر انطباق راهبردی میپردازد. ماحصل پژوهش، اشاره به این مسئله دارد که چین با تجربه تحول در قدرت خود با توجه به رویکرد اصلاحطلبی و در اختیار داشتن قدرت سخت و نرم به سمت راهبرد انطباق خلاق در سیستم بینالملل و مناطق گرایش یافته است؛ بنابراین، به نظر میرسد رویکرد چین در منطقه خاورمیانه انطباق خلاق است. برایناساس ضمن پرهیز از ورود به مسائل مناقشهآفرین با طرحهای ابتکاری مانند کمربند و جاده و سرمایهگذاری در نقاط مختلف، سعی در حضور فعال و انطباقی در منطقه دارد.