دوره و شماره: دوره 21، شماره 91، پاییز 1394 
تعداد مقالات: 6
تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

تاثیر سیاست خارجی ترکمنستان بر اقتصاد آن

صفحه 1-36

علی امیدی، احسان فلاحی، زهرا آقامحمدی

چکیده جمهوری ترکمنستان پس از استقلال، بی‌طرفی دائم را به عنوان استراتژی سیاست خارجی اعلام نمود. در فاصله سال‌های 1991ـ 2001 این استراتژی به نحوی اعمال می‌گردید که به تقویت پایه‌های حکومت نیازاف منجر شود. اما تحولات پس از 11سپتامبر2001 شرایط ویژه‌ای را در نظام بین‌الملل و مناسبات منطقه‌ای به وجود آورد. کشورهای آسیای مرکزی از جمله ترکمنستان بیش از سایر دولت‌ها تحت تأثیر دگرگونی‌های نظام بین‌الملل قرار گرفتند.با حمله آمریکا به افغانستان (2001)، عشق‌آباد الگویی متعارف‌تر از استراتژی بی‌طرفی را به نمایش گذاشت و با روی کار آمدن محمداف در سال 2006 روند تغییرات در سیاست ‌خارجی ترکمنستان شدت یافت.  با توجه به نکات فوق، مقاله پیش‌رو در صدد پاسخ به این سوالات است که روند تغییرات در سیاست‌خارجی ترکمنستان چگونه بوده است؟ و پیامدهای اقتصادی این تغییرات چیست؟ «سیاست خارجی ترکمنستان تا سال 2001 مبتنی بر انزواطلبی بود. اما بعد از 11 سپتامبر 2001، استراتژی بی‌طرفی منفی توسط نیازاف در پیش گرفته شد. سپس با روی کار آمدن محمداف استراتژی بی‌طرفی فعال اتخاذ شد که به رشد اقتصادی ترکمنستان در ده سال اخیر  انجامیده است.»

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

تحولات ژئوپلتیک قفقاز و امنیت جمهوری اسلامی ایران

صفحه 37-64

حمید حکیم، اصغر جعفری ولدانی

چکیده قفقاز جنوبی به لحاظ ژئوپلیتیک همواره از اهمیتی خاص برخوردار بوده و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییرات ژئوپلیتیک صورت گرفته در منطقه قفقاز، عاملی بود که باعث اهمیت و تأثیرگذاری بیشتر عوامل ژئوپلیتیک این منطقه گردید. با توجه به همسایگی و اشتراکات تاریخی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با این منطقه، عوامل(ویژگی‏های) ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را می‏توان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار دانست. لذا سوال مقاله نیز بر همین مبنا شکل گرفته که تغییرات ژئوپلیتیک قفقاز چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه نیز این است که ویژگی‏های ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی عواملی تنش‏زا هستند که در کنار ضعف این عوامل برای جمهوری‏های قفقاز و جذابیت آنها برای قدرت‏های منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای بهطور مستقیم و غیرمستقیم با ایجاد مواردی مانند تنش، بی‏ثباتی و حضور و نفوذ قدرت‏ها بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران موثر می‏باشند؛ به‎طوری که این تغییرات ژئوپلیتیک، جهموری اسلامی ایران را با افزایش تهدیدها در ابعاد نظامی سیاسی امنیت ملی مواجه کرده است.

روسیه و شورای امنیت سازمان ملل متحد با تاکید بر شیوه رای‌دادن

روسیه و شورای امنیت سازمان ملل متحد با تاکید بر شیوه رای‌دادن

صفحه 65-92

وحید ذوالفقاری

چکیده  
تحلیل رفتار رأی‌دهی روسیه در شورای امنیت نیازمند فهم منطق تصمیم گیری در سیاست خارجی می‌باشد. گذار از عقلانیت ایدئولوژیک عصر شوروی و رأی‌دهی وتویی به عنوان منطق رفتاری مسلط کرملین در شورای امنیت به عملگرایی واقع بینانه عصر پساشوروی و رفتار رأی‌دهی ائتلافی، غیرائتلافی و موازنه‌گرا، فهم گشت و بازگشت رأی‌دهی مسکو در شورای امنیت سازمان ملل را به معمای اصلی نگاشته جاری تبدیل ساخته است.
مقاله حاضر بر این باور است که هستی شناسی ماده‌گرایی دکترین واقع‌گرایی سیاسی و عمل‌گرایی‌ اقتصادی به دلیل عدم درک مفهوم متغیر ژئوپلیتیک در سیاست خارجی و تغییر انتخاب استراتژیک روسیه، کفایت جامع برای تحلیل رفتار رأی‌دهی کرملین در شورای امنیت را ندارد؛ بلکه همنشینی رویکرد‌های کلاسیک با دکترین ژئوپلیتیک انتقادی، فهم رفتار رأی‌دهی کرملین در شورای امنیت را آشکارتر می سازد. در حقیقت، درک داروینیستی و فایده گرا از یک سو و تلقی سیاست به مثابه کنش اجتماعی، فرهنگی و گفتمانی از سوی دیگر، پاسخگوی پرسش اصلی این نگاشته می‌باشد. روش شناسی این مقاله، تحلیلی- تطبیقی می‌باشد که با مطالعات اسنادی، کتابخانه‌ای و تحلیل کیفی سخنرانی نمایندگان روسیه در سازمان ملل و اجلاس منطقه‌ی و بین المللی به تجمیع اطلاعات پرداخته است. همچنین، فرضیه مقاله اساس تز تغییر قدرت، رهیافت‌های نهاد گرا و دکترین مسئولیت حفاظت نظریه‌پردازی می‌شود. 

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

صفحه 93-133

مهدی حسینی تقی‌آباد، علی کالیراد

چکیده سلفی‌گری به‌مثابه پدیده‌ای به‌‌نسبت جدید‌، نقشی کنشگر و فزاینده در ابعاد مختلف اسلام در فدراسیون روسیه و به‌ویژه قفقاز شمالی یافته است. عینیت یافتن تکاپوهای سلفی‌های افراطی در اقدامات شبه‌نظامیان جدایی‌طلب چه در قالب امارت القاعده‌ای و چه ولایت داعشی قفقاز در عین تلاش سلفی‌های میانه‌رو برای گشودن بیش‌ازپیش عرصه تحرک علنی و رسمی در فضای مذهبی جمهوری‌های قفقاز شمالی و شواهد موجود مبنی بر تبدیل شدن سلفی‌گری به روبه‌توسعه‌ترین گرایش اسلامی در قفقاز شمالی، اهمیت ویژه‌ای از منظرهای گوناگون به این پدیده بخشیده است. پدیده‌ای که با توجه به پویایی‌های درونی منطقه، تداوم ناامنی در قفقاز شمالی و عدم کامیابی دولت روسیه در تحقق سیاست اعلامی خود مبنی بر ریشه‌کنی جریان‌های جدایی‌طلب و افراط‌گرا در این منطقه، به‌منزله مسأله‌ای جدی در ابعاد ملی در روسیه ظاهر شده است. در شرایط حاضر دیگر تردیدی درباره گره‌خوردگی سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی با حامیان افراط‌گرایی سلفی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی وجود ندارد. این نوشتار با کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی این پرسش را مورد تبیین و تحلیل قرار می‌دهد که «مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی برآمدن و گسترش سلفی‌گری در قفقاز شمالی چه مواردی هستند؟».در پاسخ به پرسش فوق مجموعه‌ای از مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی قفقاز شمالی شامل پیشینه و مشخصه‌های سیاسی و مبارزاتی اسلام در منطقه، تضعیف نهاد اسلام در دوره شوروی، فضای پساشوروی و تحول نقش‌های کنشگران مذهبی، رد اسلام طریقتی‌ توسط سلفی‌ها، فقدان سیاست منسجم و هماهنگ در قبال سلفی‌گری در قفقاز شمالی، رقابت‌های غیرسازنده علمای مسلمان روسیه، رقابت‌های غیرسازنده قومی در منطقه، پیامدهای جنگ‌های چچن، کشتار علما و متفکران اسلام سنتی و ایران‌زدایی در قفقاز شمالی به‌منزله فرضیه این نوشتار معرفی شده و مورد بررسی قرار می‌گیرند

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

روند نوسازی در روسیه: دولت قدرتمند و سطحی ماندن توسعه

صفحه 135-163

جهانگیر کرمی، رقیه کرامتی نیا

چکیده نوسازی مدت‌ها است که دغدغه بسیاری از دولت‌های در حال توسعه می‌باشد، کشورهایی که تمایل دارند با اقتباس و الگوبرداری از جوامع غربی در مسیر توسعه و نوسازی گام بردارند. در روسیه  نیز این فرآیند از زمان پتر کبیر آغاز شد و تا امروز همچنان به عنوان یکی از مسائل کلیدی در این کشور ادامه دارد.
این مقاله یک پژوهش توصیفی تحلیلی است که با استناد به منابع و داده‌های روسی  به بررسی سیر تاریخی نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه و تأثیر متقابل هرکدام از آنها بر دیگری می‌پردازد. همچنین این نوشتار ضمن ارائه تعاریف و نقطه‌نظرات گوناگون درباره نوسازی به شدت و ضعف اقدامات و سیاست‌های حاکمیت روسی در راستای  نوسازی سیاسی و اقتصادی اشاره می‌نماید این مقاله به این پرسش اصلی پاسخ می‌دهد که چرا نوسازی سیاسی و اقتصادی در روسیه روند معکوسی داشته‌اند؟ در پاسخ به این پرسش اصلی این فرضیه مطرح می‌شود که نوسازی در روسیه به خاطر دولتی بودن هیچگاه نتوانسته است عمق اجتماعی بیابد و در نتیجه لاجرم همچنان سطحی و آسیب‌پذیر مانده است. هدف اصلیدراینمقالهدر جهت بسط این ایده،تبارشناسیوروندتکویننوسازی در روسیه معاصر است. لذا این مطالعه، تلاش دارد ضمن بیان ضرورت‌های تاریخی برای ایجاد نوسازی اقتصادی در روسیه به ریشهبسیاریازمشکلات و موانع نوسازی سیاسی در روسیهامروز  بپردازد.

تأثیر طرح سپر دفاع موشکی آمریکا بر امنیت روسیه در منطقه اورآسیا

تأثیر طرح سپر دفاع موشکی آمریکا بر امنیت روسیه در منطقه اورآسیا

صفحه 165-197

سیدمهدی مرادی، مسلم گلستان، رحیم نوروزی

چکیده سپر دفاع موشکی آمریکا از دوران جنگ سرد تاکنون در قالب «جنگ ستارگان»، «حفاظت جهانی در مقابل حملات محدود»، «دفاع ملی موشکی» و رویکرد «مرحله‌ای تطبیقی» اوباما تعریف شده است. چه در دوران جنگ سرد و چه پساجنگ سرد، توانمندی موشکی به عنوان ابزاری برای بازدارندگی و مهار تواتمندی‌های نظامی و به ویژه موشکی کشورهای رقیب و همچنین افزایش قدرت نسبی برای سیطره بر دیگر رقبا مورد استفاده قرار گرفته است. در این راستا، طرح استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا می‌تواند با هدف حفظ استمرار هژمونی در نیمکره غربی صورت گرفته باشد. همچنین، آمریکا با استراتژی موازنه دور از کرانه و اتحاد و ائتلاف با بازیگران منطقه‌ شرق اروپا میتواند درصدد مهار و کنترل روسیه به عنوان یک هژمون منطقه‌ای بالقوه از طریق استقرار سپر دفاع موشکی برای مهار و کنترل قدرت بالقوه آن در اطراف روسیه باشد. در این راستا، این مقاله با کاربست نظریه واقع‌گرایی تهاجمی درصدد پاسخ به این سوال است که گسترش سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا با چه هدف بوده و چگونه بر کنترل قدرت روسیه تأثیر گذاشته است؟ بر این اساس فرضیه مقاله این است که سپر دفاع موشکی آمریکا با هدف حفظ و استمرار هژمونی آمریکا و مهار و کنترل افزایش قدرت نظامی و موشکی روسیه در منطقه اورآسیا استقرار یافته است. روش پژوهش مبتنی بر راهبرد پژوهشی توصیفی- تحلیلی است.