دوره و شماره: دوره 29، شماره 124، زمستان 1402، صفحه 1-219 
تعداد مقالات: 7
کمک‌های توسعه‌ای چین به کشورهای آسیای مرکزی

کمک‌های توسعه‌ای چین به کشورهای آسیای مرکزی

صفحه 3-28

سمیه مختاری، مهدی فاخری

چکیده پس از آسیای جنوب شرقی، آسیای مرکزی دومین اولویت در سیاست همسایگی چین است و به همین دلیل پکن همواره تلاش می‌نماید تا از راه افزایش تجارت، سرمایه‌گذاری در بخش­های زیربنایی و ارائه کمک­های توسعه­ای به اهداف سیاست خارجی خود در منطقه دست یافته و کشورهای مزبور را از گسترش روابط با آمریکا و دیگر ممالک غربی دور نگه دارد. کمک‌های اعطایی چین به این کشورها در قرن بیست و یکم به‌مراتب از کمک‌های آمریکا و اروپا بیشتر اما چارچوب و اهداف آن‌ها متفاوت بوده است. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که "چین چه اهدافی را از ارائه کمک‌های توسعه‌ای به کشورهای در حال توسعه دنبال می­کند؟" فرضیه پژوهش آن است که کمک‌های توسعه­ای چین برخلاف کمک‌های توسعه­ای غرب به دنبال ایجاد تغییرات نهادی و ساختاری در کشور پذیرنده نیست و بیشتر به دنبال تأمین نیازهای ژئواکونومیکی خود در زمینه انرژی، کریدورهای بین­المللی حمل‌ونقل و پروژه­های زیربنایی است. این پژوهش از روش کیفی در چارچوب نظریه نظام‌های جهانی استفاده می­کند. یافته­های پژوهش بر تلاش چین برای تضمین منافع سیاسی- امنیتی و اقتصادی- تجاری توسط کمک‌های توسعه­ای، سرمایه‌گذاری و توافقات تجاری دلالت می­کند.

اختلافات ناشی از تقسیم آب رودخانه‌های مرزی مطالعه موردی ایران و افغانستان 1402-1282

اختلافات ناشی از تقسیم آب رودخانه‌های مرزی مطالعه موردی ایران و افغانستان 1402-1282

صفحه 29-58

هوشنگ ایمانپور سعید، رضا سیمبر

چکیده یکی از پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی جهانی، بحران کمبود آب و اختلافات ناشی از آن در میان دولت‌های ذی نفع است. بحرانی شدن وضعیت اقلیمی جهان منجر به بروز اختلافات بین دولت‌ها در ارتباط با تقسیم آب‌های مشترک شده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات به روش اسنادی-کتابخانه ای، به این سؤال که: " عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری و تشدید اختلافات ناشی از تقسیم آب رودخانه‌های مرزی بین جمهوری اسلامی ایران و همسایگان کدم‌اند؟" پاسخ می‌دهیم. فرضیه ارائه‌شده در قبال سؤال یادشده در بالا، براین مبنا استوار است که در کنار نقش آشکار پدیده "کمبود آب" در بروز اختلافات یادشده، لازم است که چهار متغیر دیگر؛ سیاست قدرت‌های فرامرزی، مدیریت منابع آبی، فاصله ایدئولوژیکی و عدم ثبات حکومت‌ها، نیز مورد بررسی و تحلیل نخبگان سیاسی  قرار بگیرند. متغیرهای یادشده در دو گروه داخلی (عدم ثبات حکومت‌ها و مدیریت منابع آبی) و خارجی (سیاست قدرت‌های فرامرزی و فاصله ایدئولوژیکی) تقسیم می‌گردند. لازم به یادآوری است که تبیین متغیرهای یادشده،  الزاماً به معنی عدم وجود عوامل دیگر در چارچوب مورد بحث نیست و چه بسا که  در بستر پژوهش‌های آینده در این زمینه،  متغیرهای جدیدی شناسایی گردند.

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

از نوعثمان گرایی تا قرن ترکی:تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت جهانی

صفحه 59-82

محمد هادی خان محمدی، آرش رئیسی نژاد

چکیده نوعثمانی­گرایی در واقع عنوانی بود که به اقدامات ترکیه پس از بهار عربی اطلاق گردید. سیاست خارجی جدیدی که دارای انگیزه مذهبی با حمایت از گروه‌های اخوانی و همچنین انگیزه ترکی با حضور در سرزمین‌های سابق امپراتوری عثمانی بود. اما به نظر می‌رسد امروز اثر چندانی از نوعثمانی­گرایی باقی نمانده است و از ترکیه مفاهیم جدیدی چون «دوران جدید» یا «قرن ترکی» به گوش می‌رسد. پرسشی که در نوشته پیش رو مطرح کرده‌ایم این است که گذار ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی چگونه بوده و قرن ترکی چه بنیان‌هایی را در برمی‌گیرد؟ در این مقاله تلاش کرده‌ایم با استفاده از روش روندپژوهی، ضمن واکاوی در تغییر سیاست ترکیه از نوعثمانی‌گرایی به قرن ترکی، به بنیان‌های اصلی سیاست خارجی جدید ترکیه و حوزه‌های نفوذ آن و همچنین عوامل تغییر آن بپردازیم و پرسش خود را پاسخ دهیم. بر این مبنا شکست ترکیه در سیاست‌های خود در خاورمیانه و همچنین تغییر اتحادهای داخلی پس از کودتای ۲۰۱۶، منجر به تغییر راهبرد‌ها و تلاش ترک‌ها برای حضور در کمربند اوراسیایی مدیترانه شرقی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی گردید. آنکارا از طریق حضور در این کمربند در سراسر اوراسیا سودای تبدیل‌شدن به هاب انرژی و ترانزیتی را در دوران جدید خود دارد. دوران جدیدی که طبق سخنان ترک‌ها می‌توان از آن با عنوان قرن ترکی یادکرد.

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

تاثیر جنگ اوکراین بر آسیای مرکزی: ظهور چین یا پررنگ شدن سیاست چندجانبه‌گرایی

صفحه 83-114

مریم هاشمی نژاد اشرفی، عباس ملکی

چکیده جنگ روسیه و اوکراین در فوریه 2022 از جهات مختلفی موجب تغییرات در نظام بین‌الملل شد و چشم‌انداز توازن قوا را به‌خصوص در منطقه‌ای چون آسیای مرکزی که روسیه در آن نقش و نفوذ پررنگی دارد، دستخوش ابهام کرد. عواملی چون درگیری نظامی روسیه در اوکراین، و تمرکز این کشور بر توانش بابت برهم زدن معادلات به نفع خود که متعاقباً باعث تغییرات در سیاست‌های ملی و خارجی آن نیز می‌شود، مسیرهایی را برای پرسش‌های جدید باز می‌کند. همچون اینکه آیا جنگ اوکراین و تبعات آن باعث کم‌رنگ شدن نقش روسیه یا حتی می‌توان گفت هژمون روسیه (به‌خصوص از منظر امنیتی) در آسیای مرکزی شده است؟ در این صورت آیا بازیگر تأثیرگذار و قدرتمند دیگر منطقه‌ای یعنی چین قرار است خلاء نفوذ روسیه را پر کند؟ یا اینکه کشورهای منطقه این بار از فرصت استفاده خواهند کرد و بازیگران دیگر منطقه‌ای هم‌چون هند، ترکیه، ایران، و یا فرامنطقه‌ای چون اتحادیه اروپا را در سیاست‌ خارجی خود پررنگ می‌کنند؟ برای پاسخ به این سؤالات این پژوهش اهتمام داشته است، با بهره‌گیری از داده‌های ثانویه و به شیوه کتابخانه‌ای، به بررسی متغیرهای منابع قدرت و نفوذ چین و روسیه در آسیای مرکزی، و تغییرات آن‌ها پس از جنگ اوکراین بپردازد.

مفهومی جدید از فضای حایل در نظام بین الملل(با تاکید بر اورآسیا)

مفهومی جدید از فضای حایل در نظام بین الملل(با تاکید بر اورآسیا)

صفحه 115-150

محمد رضا بهرامی طاقانکی، ریباز قربانی نژاد

چکیده فضای حائل، چگونگی شکل­گیری، بقای این فضا و نقش آن در تنظیم معادله قدرت بین کشورهای مختلف از مباحث قابل‌توجهی است که به‌ویژه از اواخر قرن 19 به صورتی مشخص و چارچوب­مند وارد ادبیات سیاسی گردید. اصولاً برداشت از مفهوم حائل در طول تاریخ و به فراخور نظام‌مند شدن مناسبات بین کشورهای مختلف و پدید آمدن نظام بین‌الملل، توسعه یافته است. این مقاله در واقع بیانی جدید از همین توسعه رو به رشد مفاهیم و کارکردهای آن در این حوزه خاص است. در این مقاله تلاش شده تا ابتدا تصویری کلی از مفهوم فضای حائل بر اساس مطالعه، درک و برداشت محققین که عمدتاً مورد اجماع نیز است، ارائه و در ادامه مفاهیم و برداشت‌های جدید از فضای حائل که عمدتاً متأثر از تحولاتی است که طی قرن حاضر به وقوع پیوسته، عرضه شود. این فهم جدیدی از فضای حائل در دو تصویر جداگانه و با مختصاتی متفاوت خواهد بود. در یک تصویر جغرافیا به‌عنوان پایه اصلی کماکان موقعیت خود را با کارکردی متفاوت حفظ خواهد کرد. در تصویر دوم جغرافیا مفهوم خود را ازدست‌داده، کارکرد آن ورای مرزهای جغرافیایی، با ماهیتی جدا از حاکمیت‌های ملی بوده و هدف آن روایت سازی مستقل  از پدیده است.

تحلیل حقوقی تلاش‌های صلح‌جویانه بین‌المللی در بحران قره‌باغ

تحلیل حقوقی تلاش‌های صلح‌جویانه بین‌المللی در بحران قره‌باغ

صفحه 151-178

محمد حسین موحدی ساوجی، سید حسام الدین لسانی

چکیده یکی از مراکز مهم بحرانی در قفقاز جنوبی، منطقه قره‌باغ کوهستانی است. بحران قره باغ به‌عنوان یک چالش اساسی میان دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان منجر به درگیری‌های مسلحانه متعددی در طول سه دهه گذشته شده است. از آنجائی که این بحران دارای ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی بوده، تلاش‌ها و طرح‌های مختلفی جهت توقف درگیری‌ها و ایجاد صلح دائمی و پایدار از سوی مجامع مختلف بین‌المللی، منطقه‌ای و بعضا کشورهای منطقه ارائه گردید ولی هیچ‌کدام به نتیجه واقعی که همان ایجاد صلح مستمر و پایدار باشد نرسید. در این مقاله ضمن ارزیابی نقش و عملکرد نیروهای حافظ صلح اعزامی به منطقه قره‌باغ، در پی پاسخ به سؤال دلایل عدم موفقیت این اقدامات از منظر حقوق بین­الملل است. اختلاف نظر در تعاریف مفاهیم حقوق بین‌الملل٬ عدم بی‌طرفی میانجی­گران، عدم تعیین متجاوز در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و عدم ضمانت اجرای تصمیمات گروه مینسک از جمله دلایل مهم عدم موفقیت تلاش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای است.

مطالعه تطبیقی ساختار طرح و نقش فرش اردبیل با فرش جمهوری آذربایجان

مطالعه تطبیقی ساختار طرح و نقش فرش اردبیل با فرش جمهوری آذربایجان

صفحه 179-218

ایمان زکریایی کرمانی، شقایق مرادزاده هفشجانی

چکیده جمهوری آذربایجان در گذشته بخشی از خاک ایران بود که طبق عهدنامه های ترکمان­چای و گلستان در زمان فتحعلی شاه قاجار به روسیه تزاری واگذار ­شد. منطقه اردبیل به‌عنوان یکی از مناطق فرش­بافی ایران، از منظر جغرافیای فرهنگی با این جمهوری در پیوند بوده و به همین سبب بسیاری از دستبافته­ها و نقوش فرش به‌مرور زمان با یکدیگر در تعامل و تبادل بوده ­است. در این پژوهش، ضمن بررسی نقوش مشترک در قالی اردبیل و جمهوری آذربایجان به تبیین ویژگی­های نقوش در فرش و به تطبیق این آثار هنری پرداخته شده است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که با توجه به هم­جواری و ارتباطات فرهنگی اردبیل با جمهوری آذربایجان چه تأثیری در ساختار طرح و نقش فرش در طی بازه زمانی یک‌صد سال اخیر گذاشته است؟ این پژوهش با استفاده از منابع اسنادی و مقالات مرتبط به شیوه­ی تطبیقی- تحلیلی مبتنی بر تبیین و از نوع مجزاسازی انجام شده و به روش تحلیل کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته­های پژوهش نشان­دهنده­ی آن است که صنعت قالی­بافی در اردبیل که در زمان صفویه اوج گرفته، تا به امروز اصالت طرح­ و نقش خود را حفظ کرده و با توجه به انتخاب و مقایسه نمونه­ها در فرش منطقه اردبیل و مناطق جمهوری آذربایجان از لحاظ ساختار فرمی در طرح و بیشتر نقوشی که به‌عنوان ترنج در فرش نمایان شده مورد مشابه است و تفاوت­ها اکثر در ریز­نقش­ها، رنگ، نقوش و تعداد حاشیه به چشم می­خورد که این تشابهات حاصل ریشه­های فرهنگی و تفاوت­ها برگرفته از ویژگی­های سبکی هر منطقه است که در طول زمان و فاصله زمانی از یکدیگر جدا شده ­اند.