دوره و شماره: دوره 26، شماره 112 - شماره پیاپی 4، زمستان 1399، صفحه 1-200 
تعداد مقالات: 6
ابعاد و اهداف حقوق ملی فضا در فدراسیون روسیه

ابعاد و اهداف حقوق ملی فضا در فدراسیون روسیه

صفحه 1-33

علی ایلخانی‏پور

چکیده با وجود پیشرفت قابل‏ توجه حقوق بین ‏الملل فضا، قوی‏ترین و مؤثرترین منبع ‏حکمرانی فعالیت‏ ها و برنامه‏ های فضایی دولت‏ های پیشرو در این حوزه را در حال حاضر خط‏ مشی‏ ها و حقوق ملی فضا تشکیل می ‏دهد. اتحاد جماهیر شوروی به ‏رغم پیشگامی در فعالیت ‏های فضایی و برخورداری از برنامه ‏های فضایی چشم‏گیر، فاقد سازوکارهای مشخص قانون‏گذاری در حوزه تدوین حقوق فضا بود، اما فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ضرورت پی‏ریزی مبانی قانونی و سازمانی فعالیت ‏های فضایی در روسیه را برجسته ساخت. مقاله حاضر با هدف شناخت پدیده قانون‏گذاری ملی فضا در فدراسیون روسیه به نگارش درآمده است و به ‏طور مشخص ‏به ‏دنبال یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش است که «انگیزه‏ های اصلی فدراسیون روسیه از توسعه قواعد حقوقی ملی در ‏حوزه فضا کدام‏ هستند؟» پاسخ اولیه مقاله برپایه ادبیات پژوهش این بوده است که «توسعه حقوق ملی فضا در ‏فدراسیون روسیه تا حد زیادی بازتاب ‏دهنده چهار انگیزه اصلی مسکو مبنی بر صیانت از حکمرانی ملی فضا، پرکردن ‏کاستی‏ های نظام بین ‏المللی معاهده ‏ای در حوزه فضا، تأثیرگذاری بر هنجارهای بین‏ المللی حاکم بر فضا و نیز تحکیم مقررات ‏استفاده از پایگاه ‏ها و تأسیسات فضایی به‏ جامانده در سرزمین ‏های پساشوروی است». یافته ‏های مقاله بر درستی این فرضیه صحه می‏ گذارند.‏ روش پژوهش در مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و در طبقه‏ بندی مطالعات پس ‏‏رویدادی جای می ‏گیرد و آزمون فرضیه برپایه‏ ‏‏استدلال قیاسی صورت پذیرفته ‏است.‏

مبارزه برای اطمینان، بررسی سیاست خارجی روسیه2014-2020

مبارزه برای اطمینان، بررسی سیاست خارجی روسیه2014-2020

صفحه 34-61

علیرضا رستم آقایی، عبدالعلی قوام، کیهان برزگر

چکیده امنیت دولت یک مفهوم اساسی در زمینه دانشگاهی روابط بین‌الملل به شمار می‌آید. تامین آن، قبل از هرچیز نیازمند شناختی دقیق و الزاما چارچوب‌ها و نظریه‌های شناختی مفید و موثر است. تحقیقات در مورد امنیت به طور سنتی بر عدم اطمینان و آسیب‌پذیری کشورهایی است که در یک سیستم بین‌المللی آنارشیک به سر می‌برند، علاوه بر این، پیچیدگی در رفتارهای انسانی و کثرت عوامل موثر در اتفاقاتی که میان کشورها روی می‌دهد؛، همچنین تزاحم و تداخل منافع و علایق آنها باعث شده تـئوری‌های روابط بین‌الملل در ارایه یک تبیین جامع و فراگیر درباره امنیت و تهدید با مشکلات جدی روبه‌رو شوند. با این‌وجود، طی دو دهه گذشته، زیرمجموعه جدیدی ظهور و رشد کرده است که نه به امنیت دولت‌ها به معنی کلاسیک آن، بلکه به امنیت "هستی‌شناختی" آن‌ها اختصاص دارد. در حالی که امنیت به معنای متعارف به‌"بقا" اشاره دارد، مانند محافظت از تمامیت ارضی دولت. امنیت هستی‌شناختی به رابطه میان هویت جمعی یک کشور و احساس امنیت مربوط می‌شود. در این مقاله سعی می‌شود علت و انگیزه‌های رفتار سیاست خارجی روسیه بر مبنای نظریه امنیت هستی‌شناختی مورد تجزیه تحلیل قرار گیرد و به فهم سیاست خارجی روسیه پرداخته شود. سوالی که در این مقاله مطرح می‌شود این است، چرا روسیه به‌رغم هزینه‌های نامطلوب مادی و معنوی به‌ویژه از نظر امنیتی و رفاه اقتصادی همراه با وضعیت بین‌المللی این کشور تصمیم به مداخله نظامی در اوکراین و سوریه گرفت. نتایج مقاله نشان می‌دهد، دغدغه‌های امنیت هستی‌شناسی محرک اصلی سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین در این مداخلات بوده است. روش پژوهش در این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به‌صورت توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است

دیپلماسی علمی آمریکا در قزاقستان

دیپلماسی علمی آمریکا در قزاقستان

صفحه 63-91

سید اصغر کیوان‌حسینی، زهرا بهرامی

چکیده        در فضای جهانی شده که بازیگران به ویژه قدرت­های نوظهور در صدد ارتقا موقعیت خود در ساختار بین­المللی هستند، بهره‌گیری از قدرت نرم به‌ویژه در چهره دیپلماسی علمی از اهمیت فزاینده­ای برخوردار شده است. در این شرایط، آمریکا به عنوان قدرتی بزرگ که در عین حال در حوزه تولید و انتشار علم و فناوری پیشرفته نیز دست بالا دارد از دیپلماسی یاد شده در راستا دستیابی به اهداف و منافع ملی بهره برداری می­نماید. جهت‌گیری مزبور در ارتباط با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز و به خصوص کشور قزاقستان با ویژگی­های خاصی همراه شده؛ به گونه­ای که ایالات متحده درصدد است در یک چشم­انداز جدید استراتژیک با بهره­مندی از دیپلماسی علمی خاصه بر مبنای «ساحت علم برای دیپلماسی»، همکاری سازنده، هدفمند و چارچوب­مندی را با کشور مزبور اعمال نماید. این نوع همکاری دیپلماتیک بر محور نقش اندیشمندان و دانشگاهیان و چگونگی ارتباط یابی آنان با توده­های مردمی، مراکز دانشگاهی و صنعتی شکل گرفته و توسعه می­یابد. در این راستا این پرسش مطرح می­شود که در چارچوب سیاست خارجی آمریکا در قبال قزاقستان در دوره زمانی پس از 11­سپتامبر2001، دیپلماسی علمی چگونه نقش آفرین بوده است؟ در پاسخ با استفاده از راهبرد قیاسی، روش توضیحی تبیینی و گردآوری اطلاعات و داده­های علمی به صورت مجازی و کتابخانه­ای این فرض مورد مداقه قرار می­گیرد که در چارچوب سیاست خارجی آمریکا در مورد قزاقستان در دوره پس از حوادث 11 سپتامبر 2001، دیپلماسی علمی در قالب«علم برای دیپلماسی» و با تأکید بر مقوله­های«همکنشی توسعه محور» و «همکنشی امنیت محور» به پیشبرد سیاست خارجی این دولت کمک کرده است. یافته­های مقاله نمایانگر آن است که امریکا با اتکا بر دیپلماسی علمی در قزاقستان از فرصت­های نرم افزاری لازم برای توسعه روابط همه جانبه با این کشور به ویژه در حوزه­های سیاسی و امنیتی بهره برده و آن را در چارچوب متحدی راهبردی در منطقه در جهت تأثیربخشی بر معادلات فراملی تعریف نموده است.

نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

نقش تحولات روابط روسیه با غرب (اروپا و آمریکا) در همکاری اقتصادی ایران با کشورهای قفقازجنوبی(2019-2014)

صفحه 93-116

الهه کولایی، علی‌اکبر جوکار

چکیده نگاه جمهوری اسلامی ایران به روابط با سه کشور قفقاز جنوبی گرجستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان از زمان استقلال این کشورها در سال 1991 همیشه ایجابی و با هدف بهره‌وری بوده است. با این حال، روابط اقتصادی با این کشورها با وجود ظرفیت‌ها و زمینه­های فراوان همکاری، هیچگاه به نقطه مطلوب خود نرسیده است. اگرچه متغیرهای مهمی مانند مانند ظرفیت و ویژگی­های اقتصادی ایران و مشکلات ناشی از تحریم­های آمریکا و سازمان ملل در دوره‌های مختلف را می­توان از موانع اصلی رشد این همکاری­ها برآورد کرد ولی نمی‌توان تاثیر عوامل ژئوپلیتیک ازجمله مشکلات روابط ایران با اروپا و آمریکا و نقش رقبای منطقه‌ای مانند روسیه و ترکیه بر چگونگی همکاری اقتصادی با کشورهای قفقاز جنوبی به­ویژه درحوزه انرژی را نادیده گرفت. در پی تشدید اختلاف­های روسیه با اروپا و آمریکا پس از بحران اوکراین در سال 2014 که سبب اعمال تحریم‌های گسترده علیه این کشور شد، توجه روسیه به سوی همکاری‌های اوراسیایی و همکاری با همسایگان از جمله ایران بیشتر شد. توافق هسته­ای ایران با کشورهای 5+1 در سال 2015 و رفع تحریم­های سازمان ملل نیز عامل مهم دیگری بود که زمینه همکاری ایران با همسایگان از جمله کشورهای قفقاز جنوبی را بهبود بخشید. بر این اساس  این مقاله با توجه به متغیر روسیه به عنوان مهم‌ترین بازیگر قفقاز جنوبی که نگاه رقابتی نسبت به حضور دیگر کشورها در منطقه دارد، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا تحولات روابط روسیه با اروپا و آمریکا به­ویژه بعد از بحران اوکراین در سال 2014 و اعمال برخی تحریم‌ها علیه این کشور از سوی غرب که موجب تقویت اوراسیاگرایی روسیه شد، بر روابط ایران با کشورهای قفقاز جنوبی تاثیر داشته است؟ و در صورت پاسخ مثبت، این تاثیر چگونه بوده است؟ فرضیه نویسندگان این است که رقابت منطقه­ای روسیه با همسایگان خود در منطقه قفقاز جنوبی در پی تحولات ژئوپلیتیک و تشدید اختلاف­های این کشور با اروپا و آمریکا در سال 2014 در تقویت همکاری اقتصادی ایران با سه کشور قفقاز جنوبی تاثیرگذار بوده است.  در این مقاله با استفاده از روش تبیینی و تحلیلی تحولات روابط ایران و کشورهای قفقاز جنوبی از سال 2014 تا 2019 با توجه به عامل روسیه بررسی می­شود.    

روسیه در سوریه و تکفیرگرایی در آسیای مرکزی

روسیه در سوریه و تکفیرگرایی در آسیای مرکزی

صفحه 118-143

عباس گلرو، اردشیر سنایی

چکیده شروع جنگ داخلی سوریه و مداخله بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با انگیزه‌های مختلف و متضاد در آن، پیامدهای مختلفی را در پی داشته است که از جمله آنها تشدید تکفیرگرایی و عضوگیری گروه‌های افراطی از مناطق مختلف بوده است. یکی از این مناطق آسیای مرکزی با داشتن گروه‌های مختلف افراطی است. براین اساس پرسش اصلی مقاله این است که دلایل اصلی تسری تکفیرگرایی از بحران سوریه به آسیای مرکزی کدام هستند؟ سئوال فرعی مقاله که متعاقب پرسش اصلی مطرح می‌شود این است که این تسری تکفیرگرایی چگونه بر منافع روسیه در منطقه آسیای مرکزی تاثیرگذار است؟ فرضیه اصلی مقاله این است که مداخله بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله روسیه منجر به تسری تکفیرگرایی به آسیای مرکزی در قالب بازگشت جنگجویان کشورهای منطقه به کشور خود می باشد. فرضیه فرعی مقاله این است، روسیه با هدف احیای ابرقدرتی گذشته، سوریه را به عنوان میدان اصلی مبارزه با غرب تلقی می‌کند و از طریق احیا امنیت سوریه در صدد دستیابی به موقعیت ابرقدرتی و جلوگیری از تسری تهدیدهای افراط گرایی به آسیای مرکزی می‌باشد و اینکه بازگشت افراط گرایان اسلامی در جنگ داخلی سوریه به آسیای مرکزی پیامدهای امنیتی برای روسیه در منطقه آسیای مرکزی در پی دارد.

اقتصاد سیاسی روابط ایران و قزاقستان و همگرایی اوراسیایی (2010-2020)

اقتصاد سیاسی روابط ایران و قزاقستان و همگرایی اوراسیایی (2010-2020)

صفحه 143-167

مهدی هدایتی شهیدانی، امید رحیمی

چکیده اقتصاد بخشی جدایی‌ناپذیر از مناسبات جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قزاقستان طی سال‌های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بوده است. در این مدت مناسبات تجاری دو کشور رشد چشمگیری داشته و تعداد قابل توجهی از اسناد حقوقی با هدف تسهیل تعاملات تجاری میان دو کشور به امضا رسیده است. با این حال پس از سال 2000 روند مبادلات تجاری متناسب با روند رشد بازرگانی دو کشور پیش نرفته و شاهد فراز و نشیب‌هایی در مبادلات تجاری دوجانبه بوده‌ایم که متاثر از عوامل اقتصاد سیاسی روی داده است. در پاسخ به این شرایط، دو کشور تلاش‌هایی را برای باثبات‌سازی مناسبات مبتنی بر سازوکار‌های سیاسی و اقتصادی صورت داده‌اند. براین اساس، سوال اصلی مقاله آن است که باتوجه به ناپایداری در روند رشد مبادلات تجاری ایران و قزاقستان در پی بروز چالش‌های اقتصادی-سیاسی، دو کشور در بازه‌ سال‌های 2010 تا 2020 از چه الگویی در حوزه اقتصاد سیاسی برای باثبات‌سازی مناسبات و تعاملات اقتصادی استفاده کرده‌اند؟ فرضیه نویسندگان آن است که در پاسخ به ناپایداری روند رشد مبادلات تجاری، ایران و قزاقستان از سال 2010 روندهای چندجانبه همگرایی سیاسی را با محوریت اهداف ژئواکونومیک در پیش گرفته‌اند. در نتیجه این رویکرد، دو کشور در چارچوب‌های چندجانبه مختلفی از جمله اتحادیه‌های اقتصادی، بسترهای حقوقی مشترک و طرح‌های ترانزیتی بین‌المللی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. یک برونداد این رویکرد نیز که با حضور دو بازیگر کلیدی از جنوب غرب آسیا و آسیای مرکزی روی داده، زمینه‌سازی برای مشارکت ایران در فرایند «همگرایی اوراسیایی» بوده است.