امنیت افغانستان در پرتو نظام اجتماعی آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار روابط بین الملل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

چکیده
متغیرهای امنیت‌زدا برای هر دولت به‌مثابه اولویت‌های بنیادین در جهت بقای آن دولت تصور می‌شود و بنابراین، تمرکز سیاست‌گذاران کشورها بر آن است تا متغیرهای مذکور را مورد شناسایی و در نهایت آن را امحا نمایند. نظام اجتماعی افغانستان واجد متغیرها و درهم‌تنیدگی‌های خاصی است که با تشدید امواج تمدن مدرنو سرایت آن به این محیط، بر دامنه این پیچیدگی افزوده شده است. این مقاله بر درک ریشه­ های اجتماعی امنیت در افغانستان متمرکز است. براین‌اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که نظام اجتماعی افغانستان چگونه بر امنیت افغانستان تأثیر می­گذارد؟ پاسخ به پرسش مطروحه در قالب فرضیۀ پژوهش چنین خواهد بود که افغانستان دارای یک جامعه سه ­شکافی فعال است که این وضعیت، منجر به تنش ­زایی در افغانستان می­شود. یافته ­های پژوهش نشان می‌دهد، این جامعه سه شکافی با ایجاد یک‌چرخه تنش ­زایی مداوم، ضمن تولید و بازتولید تنش در افغانستان، باعث برون‌ریزی پیامدهای آن به کشورهای پیرامونی می‌شود؛ بنابراین، امنیت داخلی افغانستان و امنیت همسایگان افغانستان، متأثر از تحولات و تطورات بافتار اجتماعی افغانستان است. این پژوهش بنا بر هدف،توسعه ­ای است و روش تحقیق، کیفی و از نوع تحلیل اسنادی و ابزار گردآوری داده‌ها، فیش‌برداری است.

کلیدواژه‌ها