با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان روابط چین با این گروه وارد مرحله جدیدی شد و افغانستان مجدداً در کانون توجه سیاست خارجی چین قرار گرفت. هدف این پژوهش، بررسی روندهای حاکم بر اقتصاد سیاسی کشور چین و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشور در قبال امارت اسلامی افغانستان است و سعی دارد با استفاده از روش کیفی و شیوه نمونه پژوهی و همچنین روندپژوهی به این سؤال اساسی بپردازد که اقتصاد سیاسی چین، چگونه سیاست خارجی این کشور را در قبال امارت اسلامی افغانستان جهت داده است؟ در پاسخ به این سؤال، این فرضیه مطرح میشود که اقتصاد سیاسی چین با رویکرد نئومرکانتیلیستی و سرمایه داری متمرکز، سیاست خارجی این کشور را در خدمت منافع اقتصادی - تجاری و دسترسی بر منابع طبیعی افغانستان در تعامل با امارت اسلامی در افغانستان جهت داده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که سیر صعودی رشد صنعتی چین و همچنین حفظ آن نیازمند به منابع طبیعی برای مصرف صنایع داخلی است. علاوه بر این، مسیرهای امن ترانزیت انرژی و ذخایر طبیعی برای تداوم رشد اقتصادی و صنعتی چین، اساسی دانسته میشود. به این جهت، ضرورت کنترل و به دست آوردن منابع طبیعی خارجی و موقعیت های ارتباطی و ترانزیتی برای توسعه صنعتی و رشد اقتصادی چین اجتنابناپذیر بوده است.
سجادی,سید اکبر و مومنی,مجیدرضا . (1403). اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در قبال امارت اسلامی افغانستان. فصلنامه علمی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز, 30(ویژه نامه), 179-202.
MLA
سجادی,سید اکبر , و مومنی,مجیدرضا . "اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در قبال امارت اسلامی افغانستان", فصلنامه علمی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز, 30, ویژه نامه, 1403, 179-202.
HARVARD
سجادی سید اکبر, مومنی مجیدرضا. (1403). 'اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در قبال امارت اسلامی افغانستان', فصلنامه علمی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز, 30(ویژه نامه), pp. 179-202.
CHICAGO
سید اکبر سجادی و مجیدرضا مومنی, "اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در قبال امارت اسلامی افغانستان," فصلنامه علمی مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز, 30 ویژه نامه (1403): 179-202,
VANCOUVER
سجادی سید اکبر, مومنی مجیدرضا. اقتصاد سیاسی سیاست خارجی چین در قبال امارت اسلامی افغانستان. مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز, 1403; 30(ویژه نامه): 179-202.