دوره و شماره: دوره 27، شماره 114 - شماره پیاپی 2، تابستان 1400، صفحه 1-182 
تعداد مقالات: 6
سیر تکامل دیپلماسی عمومی مسکو از شوروی تا روسیه نوین: از جهان-محوری به روس-محوری

سیر تکامل دیپلماسی عمومی مسکو از شوروی تا روسیه نوین: از جهان-محوری به روس-محوری

صفحه 1-34

علی امیدی، سعیده مرادی‌فر

چکیده          دیپلماسی عمومی همواره ابزار مهمی در سیاست خارجی مسکو، پیش و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بوده است. شوروی سوسیالیستی از آغاز تثبیت در دهه20 میلادی با هدف تعامل و اثرگذاری بر مردمان سایر کشورها، دیپلماسی عمومی را به موازات دیپلماسی رسمی تعقیب کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فدراسیون روسیه درصدد اصلاح و ایجاد ساختار­های جدید برای احیا دیپلماسی عمومی خود برآمد. با در نظر داشتن این موضوع که راهبردهای روسیه نوین در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی دیجیتال گسترده‌تر از دوران شوروی است؛ نگارندگان این پرسش را بررسی می­کنند، مشخصات بارز دیپلماسی عمومی اتحاد جماهیر شوروی و روسیه نوین چیست و فرضیه مقاله حاضر این است که دیپلماسی عمومی شوروی بیشتر مبتنی بر جهان- محوری و ایدئولوژیک بود؛ در حالی که رویکرد دیپلماسی عمومی روسیه نوین، بیشتر فرهنگی و روس- محوری بوده است. اتحاد جماهیر شوروی از زمان انقلاب 1917 تا 1990یک بازیگر اصلی در کاربرد دیپلماسی عمومی در عرصه جهانی، خصوصا ملل تحت محور سیاسی خود محسوب می‌شد. اما پس از فروپاشی، تمرکز اصلی روسیه بیشتر بر جغرافیای فرهنگی- تاریخی خود و کشورهای پسااتحاد جماهیر شوروی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی و دیپلماسی دیجیتال است. این مقاله با به کارگیری روش  توصیفی- تحلیلی سعی در واکاوی پرسش مقاله در چارچوب ادبیات نظری دیپلماسی عمومی دارد.

تبیین رویکرد همبست در مناسبات هیدروپلیتیک منطقه آسیای مرکزی

تبیین رویکرد همبست در مناسبات هیدروپلیتیک منطقه آسیای مرکزی

صفحه 34-63

یاشار ذکی، صارم شیراوند

چکیده            پیوند آب و انرژی و غذا به مفهومی متداول در تحقیقات تغییر محیط زیست و بحث­های مربوط به سیاست تبدیل شده است که از طریق شناسایی ترکیب­های بهینه سیاست­ها و ترتیبات حکمرانی در بخش­های آب، انرژی و غذا، انسجام در سیاست­های اعمالی را ارتقا می­بخشد­. از طرفی، اختلافات مرزی بر سرمنابع آبی همراه با عدم توزیع برابر منابع آب در منطقه آسیای  مرکزی، زمینه‌ساز ظهور و بروز اختلافات جدی در روابط کشورهای این منطقه شده است. در حقیقت، می‌توان جغرافیا را مهم‌ترین عامل به‌وجود آورنده اختلافات در حوزه آب تلقی نمود. سوال مقاله عبارت است از اینکه از منظر رویکرد همبست، هیدروپلیتیک آب­های فرامرزی در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ فرضیه مقاله از این قرار است، رویکرد همبست آب-  غذا - انرژی به مثابه رویکردی کل­گرایانه در منطقه آسیای مرکزی، رویکرد نوین و مؤثری برای سیاسی­ز­دایی از مسأله آب­های فرامرزی است. این رویکرد به جای تمرکز بر هر بخش )آب، غذا یا انرژی( به­صورت مجزا و در هر کشور منطقه، می­تواند به‌صورت کل­گرایانه به حکمرانی تعاملات بین بخش­ها و سیاست­ها در تمام کشورهای حوضه آبریز دریاچه آرال  بپردازد و مانع از بخشی­نگری و چالش­های حاصل از نگرش تقلیل­گرایانه در این منطقه  شود. روش تحقیق به صورت تبیینی- تحلیلی است و داده­ها و اطلاعات به صورت اسنادی کتابخانه­ای استفاده از منابع  و  مقالات موجود در فضای مجازی و گزارش­های علمی جمع آوری  شده است.

جایگاه و نقش مسلمانان در فدراسیون روسیه: چالش هویت‌یابی اسلامی و ذهنیت‌گرایی تاریخی روسی

جایگاه و نقش مسلمانان در فدراسیون روسیه: چالش هویت‌یابی اسلامی و ذهنیت‌گرایی تاریخی روسی

صفحه 65-90

سعید شیری، مهدی جاودانی مقدم

چکیده اسلام به عنوان دومین دین روسیه و مسلمانان به مثابه بخش جدایی‌ناپذیر دموگرافی این کشور، موضوع حساسی در سیاست داخلی و خارجی روسیه محسوب می‌شود. مسلمانان روسیه که در دوره اتحاد جماهیر شوروی تحت تاثیر ایدئولوژی نظام کمونیستی با چالش هویتی در انزوا و محاق فرو رفته بودند با فروپاشی شوروی در چارچوب نظام سیاسی جدید، درصدد احیای هویت دینی قرار گرفتند. در این میان، حکومت مرکزی روسیه با نگرانی از هویت‌جویی مسلمانان از اسلام افراط‌گرای سلفی به دنبال تحدید فعالیت‌های اسلام‌گرایان رادیکال و تشویق مسلمانان معتدل در روسیه پرداخت. این مساله تحت تاثیر تحولات خاورمیانه پس از 11 سپتامبر 2001 میلادی و تقویت جریان‌های سلفی مانند داعش و گرایش برخی از مسلمانان روسیه به این جریان‌ها با نگرانی و حساسیت بیشتری پیگیری شد. در این چارچوب این مقاله تلاش دارد تا به این پرسش اصلی بپردازد که چه عواملی در جایگاه و نقش مسلمانان در فدراسیون روسیه تاثیر گذارند؟ یافته‌های این مقاله که به وش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته نشان می‌دهد که چالش هویت‌یابی در میان مسلمانان روسیه و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنان و ذهنیت‌گرایی تاریخی دولت مرکزی از هویت دینی و نفوذ بنیادگرایی، تروریسم و جدایی‌طلبی و بی‌ثباتی سیاسی در مناطق مسلمان‌نشین روسیه و اسلام‌هراسی در این کشور، نقش اصلی را در تعیین جایگاه مسلمانان در فدراسیون روسیه دارند.

مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه رودخانه‌ای؛ مطالعه موردی: حوضه آبی ارس-کُر

مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه رودخانه‌ای؛ مطالعه موردی: حوضه آبی ارس-کُر

صفحه 91-129

احمد کاظم زاده دولت آباد، نوذر شفیعی

چکیده مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه از دهه 70 میلادی برای حل چالش‌های ناشی از کم آبی مطرح بوده و به­طورمشخص بعد از ارائه دستورکار 21 سازمان ملل در نشست سران زمین در ژانویه 1992 در ریودوژانیرو به­صورت یک الزام جهانی در آمد. مدیریت ‌یکپارچه منابع ‌آب و‌ حوضه، یکی از‌‌ شیوه‌های بهینه تخصیص آب در داخل کشورها و در عین حال  از راه‌کارهای جهانی برای مهار بحران آب و پیش­گیری از منازعات آبی در حوضه‌های آبی مشترک است. یکی از این حوضه‌های آبی مهم، ارس- کُر است که با پنج کشور ساحلی: ترکیه، گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ایران در منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی جریان دارد. حال، سوال این است که کشورهای ساحلی حوضه کُر- ارس تا چه اندازه مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه را به­کار گرفته­اند؟ فرضیۀ مقاله حاضر این است که با وجود تلاش‌ها و اقدامات صورت گرفته، هنوز برنامه‌های آبی کشورهای ساحلی حوضه ارس- کُر فاصله زیادی با اصول و معیارهای مدیریت یکپارچه منابع آب و به خصوص حوضه دارد. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه‌ای برای بررسی میزان التزام کشورهای ساحلی حوضه کُر- ارس به اصول و معیارهای مدیریت یکپارچه منابع آب و حوضه استفاده شده است.

ابتکار جاده ابریشم و امنیت انرژی چین در آسیای مرکزی

ابتکار جاده ابریشم و امنیت انرژی چین در آسیای مرکزی

صفحه 131-158

علی کاوه، قاسم ترابی، علیرضا رضائی

چکیده امنیت انرژی در سیاست­گذاری کلان چین، متضمن تداوم رشد اقتصادی و ارتقا موقعیت آن در نظام بین­الملل است لذا اطمینان از عدم اختلال در تأمین انرژی، اصلی خدشه ­ناپذیر در پیگیری منافع ملی چین محسوب می‏شود. در چنین شرایطی، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای مصرف ‏کننده انرژی جهان در پرتو ابتکار جاده ابریشم و برای اطمینان از امنیت انرژی خود، روش ­های متفاوتی نظیر سرمایه ­گذاری­های عظیم در اکتشاف و استخراج میدان ‏های نفتی و گازی، تقویت زیرساخت­های انرژی برای بهبود بهره­وری و مشارکت گسترده در طرح‌های نفت و گاز در آسیای مرکزی را در پیش‌گرفته است. در این راستا، هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی اهداف ابتکار جاده ابریشم در حوزه انرژی در منطقه آسیای مرکزی است. با توجه به این هدف، پرسش اصلی مقاله این است که چین از طریق ابتکار جاده ابریشم در حوزه انرژی چه اهدافی را در آسیای مرکزی دنبال می‏کند؟ در پاسخ این فرضیه مورد ارزیابی قرار می‏گیرد که چین از طریق اجرای ابتکار جاده ابریشم به دنبال تأمین امنیت انرژی خود از طریق قراردادها و سرمایه ‏‏گذاری­های بلندمدت با کشورهای آسیای مرکزی است. یافته ‏های مقاله حاضر نشان می‏دهند، چین در قالب کمربند جاده ابریشم با سرمایه ­گذاری و انعقاد قراردادهای بلندمدت انرژی در منطقه آسیای مرکزی، ضمن تقویت حضور و نفوذ فزاینده در منطقه، امنیت انرژی و توسعه اقتصادی خود را تضمین نموده و جایگزین استراتژیک مطمئنی برای منابع نفتی خاورمیانه یافته است. روش تحقیق مقاله حاضر توصیفی_ تحلیلی است.

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

تبیین کدهای ژئوپلیتیک روسیه در منطقه قفقاز جنوبی بر پایه نظریه زیست سیاست

صفحه 159-182

افشین متقی دستنایی، مصیب قره بیگی

چکیده پایش مداوم زندگی روزمره­ شهروندان از جمله گزاره ­های بنیادی نظریه­ زیست­ سیاست است. در مقیاسی وسیع­تر، کنترل امنیتی مداوم و رویه نظارتی سخت بر کشورهای پیرامون نیز از سوی کشورهایی به اجرا درمی­ آید که نوعی تقابل و تنازع تاریخی- تمدنی با همسایگان خود دارند. روسیه به­عنوان یکی از محورهای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، سیاست ­های خارجی متفاوتی را در قبال آنچه خارج نزدیک نامیده می­شود در پیش گرفته است. با این حال به ­نظر می­رسد، عنصر بنیادی که در سیاست خارجی روسیه در قابل محیط پیرامونی خود بیش از همه به چشم می­خورد، رویکرد امنیتی همه­جانبه و تحمیل خود به مثابه­­ی هژمون منطقه­ ای است. در این راستا، مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از گزاره ­های نظریه­ زیست ­سیاست به بررسی سیاست خارجی روسیه در قفقاز جنوبی پرداخته است. لذا سوالی مقاله حاضر این است که براساس نظریه زیست سیاست، سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیک فدراسیون روسیه در منطقه قفقاز جنوبی چگونه است؟ در پاسخ فرضیه مقاله از این قرار است، سیاست خارجی روسیه با وجود لایه­های چندگانه و انعطاف مداوم، اما فاقد بار هژمونیک است. این فقدان به دلیل تاریخ، فرهنگ و ایدئولوژی­های واگرایانه­ ای است که در این منطقه­ وجود دارد و روسیه همواره کوشیده است تا با حفظ دکترین نظامی برتر خود، آنها را سرکوب کند. دکترین نظامی روسیه، اما توانسته است هژمونی سخت­افزاری این کشور بر قفقاز جنوبی را حفظ کند و سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان نیز به دلیل کاستی­ های ساختاری به ناگزیر سیاست همسویی و همراستایی با روسیه را در پیش می­گیرند. مقاله حاضر از نظر ماهیت، بنیادی- کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی ـ تحلیلی است.