دوره و شماره: دوره 27، شماره 115، پاییز 1400، صفحه 1-168 
تعداد مقالات: 6
سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

سیاست خطوط لوله در آسیای مرکزی: منافع و انتخاب‌های ایران

قدرت الله بهبودی نژاد

چکیده امنیت انرژی یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی کشورهای بزرگ است. در این میان، منابع انرژی آسیای میانه و دریای خزر که حوزه‌های ژئوپلیتیک مهمی محسوب می‌شوند، جذابیت زیادی برای کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دارند و به‌دلیل فرصت‌های عظیمی که برای انرژی در خارج از اوپک ارائه می‌دهند به‌عنوان صفحۀ بزرگ شطرنج ظاهر شده‌اند. در تلاش برای امنیت انرژی و تنوع منابع تأمین توسط مصرف‌کنندگان انرژی، این منطقه شاهد رقابتی بزرگ برای دستیابی به منابع انرژی آن توسط کشورهایی مانند ایالات متحدۀ آمریکا، چین، اتحادیۀ اروپا، روسیه، ایران و هند است. این بازی بزرگ نوین، در مورد سیاست‌های نفتی و دیپلماسی خط لوله در حال انجام‌ است. پژوهش پیش‌ِرو در پاسخ به این پرسش‌ها که طرح‌های قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی و خزر چه تهدیدها و فرصت‌هایی برای ایران دارد و راهکارهای سیاستی ایران برای مقابله با آن‌ها چیست؟ نویسنده سعی دارد در این پژوهش موقعیت ایران در آسیای مرکزی و ابتکارات سیاسی آن را در جست‌و‌جو برای منافع خود در بخش‌های اقتصاد و انرژی در حوزۀ سنتی روسیه و صفحۀ بزرگ رقابت شطرنج چین و ایالات متحده بررسی کند. گزینه‌های سیاستی ایران در این رقابت، تلاش در راستای خروج از تحریم ­ها، اتخاذ دیپلماسی اقتصادی، تقویت زیرساخت­های داخلی به‌‌منظور فعالیتهای اقتصادی در منطقه و مشارکت در طرح‌های اقتصادی قدرت‌های بزرگ در منطقه، سرمایه‌گذاری و مشارکت اقتصادی با کشورهای منطقه به‌صورت دو یا چندجانبه است.

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

ژئوپلتیک خزر و امنیت ملی ایران

سید محمدحسین حسینی، سید محمد طباطبایی

چکیده منطقۀ خزر در دورۀ پساشوروی با تغییر ماهیت از منطقۀ جغرافیایی محض به منطقۀ ژئوپلیتیک از اهمیت ویژه­ای برای بازیگران ساحلی برخوردار شده است. با توجه به الگوی روابط متقابل جغرافیا، سیاست و قدرت در این منطقه، بنیان­های ژئوپلیتیک با طیفی از عوامل ثابت و متغیر می­توانند بر امنیت ملی هر یک بازیگران ساحلی مؤثر واقع شوند. با توجه به اینکه چنین بنیان­های ژئوپلیتیک، احتمال مواجهۀ بازیگران ساحلی با فرصت­ها و چالش­های این منطقه را افزایش می‌دهد، پرسش اصلی پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ خزر چه فرصت­ها و چالش­هایی برای این بازیگر در منطقۀ خزر به همراه دارد؟ فرضیۀ پژوهش این است که بنیان­های ژئوپلیتیک مؤثر بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، فرصت همگرایی و هم­تکمیلی با بازیگران ساحلی خزر از یک سو و چالشِ متأثرشدن از عوامل جغرافیایی ثابت و متغیر از سوی دیگر را به همراه دارد. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌شیوۀ کتابخانه­ای و آمار، ایدۀ طرح‌شده را واکاوی می‌کند.

تأثیر کمربند_جاده چین بر سیاستگذاری عمومی ایران با تکیه بر حمل و نقل

تأثیر کمربند_جاده چین بر سیاستگذاری عمومی ایران با تکیه بر حمل و نقل

صفحه 69-97

علی شعبانی، سید محمد کاظم سجادپور، حسن خداوردی، کرم اله دانش فرد

چکیده  ابتکار کمربند- راه چین در فرایند سیاست‌گذاری عمومی کشورهای هدف تأثیر داشته است. لذا پژوهش پیش رو درصدد برررسی آن است که طرح کمربند- راه چگونه بر سیاست‌گذاری عمومی ایران تأثیر گذاشته است؟ چه عواملی باعث تغییر راهبرد ایران در کمربند- راه  بوده‌اند؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند راهبرد جدید در قبال طرح که می‌توان آن را چرخش سیاست ایران به شرق تعبیر کرد، مؤید این تأثیرگذاری است. این تأثیر در سطح کلان در همکاری‌ راهبردی ۲۵سالۀ ایران و چین و در سطح اجرایی در بخش حمل‌ونقل مشهود است. چرایی و چگونگی تأثیرگذاری کمربند- راه بر روند سیاست‌گذاری عمومی ایران در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در چهارچوب «نظریۀ ائتلاف مدافع» تبیین شده است. این رهیافت، تغییر خط‌‌مشی را ناشی از دو عامل «تلاطم‌های بیرونی و شوک وارده بر سیستم خط‌‌مشی» و «یادگیری خط‌مشی‌محور سیاست‌گذاران در فرایند تصمیم‌گیری» می‌داند. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و با روش تبیینی بر پایۀ مطالعات کتابخانه‌ای و اینترنتی درصدد اثبات فرضیه برآمده است.

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

سیاست ترکیه در مناقشۀ قره‌باغ

سیامک کاکایی، سید جلال دهقانی فیروز آبادی

چکیده  
روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان یک سال پس از جنگ دوم قره‌باغ ‌ابعاد پیچیده‌ای از نظر نظامی، سیاسی و منطقه‌ای به خود گرفته ‌است. در این مدت، برگزاری چند مرحله رزمایش مشترک نظامی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان توجه محافل رسانه‌ای را به خود جلب کرده و موجب دغدغۀ امنیتی برخی کشورهای همسایه شده است. رویارویی نظامی پاییز 2020 میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان منجر به آزادسازی شهرها و مناطقی از این کشور گردید که سه دهه در تصرف ارمنستان بودند. هرچند این جنگ به مناقشۀ اصلی قره‌‌‌‌‌‌‌‌باغ پایان نداد. اما ارمنستان کنترل مستقیم بر قره‌باغ کوهستانی را از دست داد. در مناقشۀ قره‌باغ، نقش ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان برای ورود به جنگ جدید با ارمنستان تعیین‌کننده بود. این سیاست آنکارا، توجه‌ها را به اهداف ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ با ارمنستان جلب کرد. سیاست خارجی ترکیه از سال2016 به بعد و پس از مداخلات نظامی در سوریه، بعدی تهاجمی به خود گرفته است. به نظر می‌رسد که حمایت‌های ترکیه از جمهوری آذربایجان در مناقشۀ قره­باغ و روند تحولات پس از آن تداوم همان سیاست نظامیگری آنکارا در محیط پیرامونی است. پژوهشگران مقاله بر این باور هستند که ترکیه با ورود غیرمستقیم به مناقشۀ قره­باغ به‌دنبال گسترش «نفوذ» و افزایش «قدرت نسبی» خود در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی است. در بررسی نظری جنبه‌های سیاست خارجی درگیرانۀ ترکیه در مناقشۀ قره­باغ و پاسخ به پرسش پژوهش، از نظریۀ واقع­گرایی و به‌ویژه واقع­گرایی تهاجمی بهره گرفته شده است.

روابط فرهنگی ایران و فدراسیون روسیه

روابط فرهنگی ایران و فدراسیون روسیه

الهه کریمی ریابی، مهناز نوروزی

چکیده مؤلفه‌های فرهنگی یکی از بخش‌های مهم روابط بین‌الملل هستند و اندیشمندان معاصر تأکید فراوانی بر مسائل فرهنگی دارند. دیپلماسی فرهنگی، نمونۀ بارزی از به‌کارگیری قدرت نرم است تا زمینۀ نفوذ در طرف مقابل از طریق فرهنگ، ارزش‌ها و ایده‌ها فراهم آید. روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سال‌های اخیر توسعۀ درخور توجهی در حوزه‌های گوناگون داشته است و کارشناسان روابط دو کشور بر این امر، اتفاقنظر دارند. اگرچه کفۀ ترازوی روابط در برخی حوزه‌ها مانند سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی سنگین‌تر می‌نماید اما روند رو به رشد در حوزۀ روابط فرهنگی، اجتماعی و انسانی نیز مشاهده می‌شود. در این پژوهش، ضمن مرور فعالیت‌های فرهنگی کشورمان در روسیه، رویکرد دیپلماسی فرهنگی بررسی می‌شود، همچنین به این پرسش پاسخ داده میشود که چه مؤلفه‌هایی از قدرت نرم در رابطۀ فرهنگی با کشور روسیه بیشتر موردتوجه بوده‌اند. در این راستا با بررسی اهم فعالیت‌های انجام‌شده توسط رایزنی فرهنگی و دیگر نهادهای فرهنگی ایرانی در روسیه، نقش آن‌ها در گسترش روابط فرهنگی دو کشور ارزیابی می‌شود. روش انجام پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی و چهارچوب نظری، مبتنی بر نظریۀ قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی است.

انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه و تحریم‌ها

انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه و تحریم‌ها

علی موسائی، عنایت الله یزدانی

چکیده بحران 2014 اوکراین که با فشار روسیه بر این کشور، مبنی بر خودداری از پیوستن به توافقنامۀ تجارت آزاد با اتحادیۀ اروپا، آغاز و در نهایت منجر به انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه به فدراسیون روسیه شد، تنش میان روسیه و غرب را به‌دلیل پیامدهای این انضمام و وضع تحریم‌های دو طرف علیه یکدیگر به‌شدت افزایش داد و روابط را به پایین‌ترین سطح در 25 سال اخیر رساند، به‌طوری ‌که این افزایش تنش، تضادها و رقابت‌های دوران جنگ سرد را تداعی می‌کند. هدف اصلی پژوهش، پاسخ به این پرسش است که انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه توسط روسیه و تحریم‌های متعاقب آن، چه پیامدهایی برای بازیگران دخیل در بحران 2014 اوکراین داشته است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و برای گردآوری داده‌ها با ابزار فیش‌برداری به منابع کتابخانه‌ای از جمله کتاب‌ها، مقالات، پایان‌نامه­ها، اسناد و منابع معتبر اینترنتی مراجعه شده است. یافته‌های پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین‌الملل نشان می‌دهند که انضمام شبه‌جزیرۀ کریمه به فدراسیون روسیه و تحریم‌های متعاقب آن، پیامدهای منفی بسیاری برای اوکراین، روسیه، اتحادیۀ اروپا، آمریکا و ناتو در ابعاد مختلف داشته است.