دوره و شماره: دوره 28، شماره 120، زمستان 1401 
تعداد مقالات: 6
مناقشه دریای چین جنوبی از منظر فرهنگ استراتژیک (2002-2021)

مناقشه دریای چین جنوبی از منظر فرهنگ استراتژیک (2002-2021)

صفحه 3-24

سید محمد کاظم سجادپور، احسان محمدی

چکیده افزایش قدرت چین در عرصه بین‌المللی و عدم تطابق الگوهای رفتاری این کشور با نظریات واقع‌گرا از سویی و وجود سنت استراتژیک ریشه‌دار و تداوم فرهنگی چین در هزاره‌های گذشته از سویی دیگر، موجب شده تا مطالعه مؤلفه‌های فرهنگی، اهمیتی محوری در فهم سیاست خارجی این کشور پیدا کند. با توجه به اهمیت مؤلفه‌های فرهنگی در سیاست خارجی چین، سؤال این پژوهش آن است  که فرهنگ استراتژیک چین چگونه بر سیاست خارجی این کشور در قبال مناقشه دریای چین جنوبی تأثیرگذار بوده است. فرهنگ استراتژیک چین، فرهنگی دوگانه است که در آن گرایش به استفاده از ابزارهای نظامی و غیرنظامی به‌صورت توأمان وجود دارد؛ این به این معنا است که فرهنگ استراتژیک چین مطلقاً صلح‌طلب یا جنگ‌طلب نیست. تا پیش از آغاز رهبری شی جین‌پینگ، نیاز به محیطی کم تنش جهت پیشبرد توسعه اقتصادی موجب شد تا شعارهایی با بنمایه‌های کنفوسیوسی همچون توسعه صلح‌آمیز توسط رهبران این کشور مطرح و پیگیری شود؛ اما با آغاز رهبری شی جین‌پینگ، قدرت نظامی و قدرت اقتصادی اهمیتی هم‌تراز در سیاست خارجی این کشور پیدا کردند. این امر با توجه به افزایش تحرکات نظامی چین در دریای چین جنوبی، در رویکرد جدید چین در قبال مناقشه ظهور و بروز پیدا کرد.

فرهنگ استراتژیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان (1398-1358)

فرهنگ استراتژیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان (1398-1358)

صفحه 25-54

محمدتقی جهانبخش، غلامعلی چگنی زاده، اصغر کیوان‌حسینی

چکیده فرهنگ استراتژیک ازجمله مفاهیم نو در ادبیات روابط بین‌الملل است که نخستین بار توسط جک اسنایدر مورد استفاده قرار گرفت. بررسی‌های علمی انجام‌شده پیرامون آثار فرهنگ استراتژیک بر رفتارهای جمهوری اسلامی ایران به طور عمده طی دو دهه اخیر و به‌ویژه با بحرانی شدن پرونده هسته‌ای و سپس برنامه موشک‌های بالستیک صورت گرفته است. تلاش ما در این مقاله معطوف به بررسی این سؤال خواهد بود که فرهنگ استراتژیک چگونه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان طی سال‌های 1358 تا 1398 شکل داده است؟ پاسخ موقت به این پرسش آن است که فرهنگ استراتژیک از طریق شکل‌دهی به رفتارهای استراتژیک و پایدار موجب شده است که جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های 1358 تا 1398، برخلاف تحولات سیاسی و گفتمانی داخلی، سیاستی نسبتاً مستمر و فراگفتمانی در قبال افغانستان داشته باشد. این مقاله از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و پژوهشگر داده‌های مورد نیاز را با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، فضای مجازی و مصاحبه با برخی از متصدیان سیاست خارجی کشورمان در قبال افغانستان طی دوره مورد مطالعه جمع‌آوری نموده است.

بررسی راهبرد انرژی ترکیه در مناطق خزر و خاورمیانه

بررسی راهبرد انرژی ترکیه در مناطق خزر و خاورمیانه

صفحه 55-86

رضا حسنی، حمید رضا شیرزاد

چکیده مصرف انرژی ترکیه در سالیان اخیر همراه با رشد اقتصادی این کشور، افزایش داشته است. این مسئله در کنار منابع ناکافی سوخت های فسیلی، از مولفه‌های تاثیرگذار در روابط خارجی ترکیه با مهمترین کشورهای تامین کننده انرژی آن کشور به شمار می‌آید. این پژوهش در صدد است ضمن بررسی استراتژی انرژی ترکیه در مورد جمهوری آذربایجان و عراق، به ارزیابی موفقیت یا ناکامی این استراتژی بپردازد. سئوال اصلی این است که استراتژی انرژی ترکیه در خصوص کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق بر اساس چه مولفه هایی شکل گرفته و چگونه ارزیابی می گردد؟ در پاسخ؛ فرضیه ای که مطرح می گردد آن است که استراتژی انرژی ترکیه بر اساس تنوع بخشی به کشورهای تامین کننده انرژی و کاهش اتکا به کشورهای محدود در تامین انرژی مورد نیاز آن کشور شکل گرفته و بر این اساس، ترکیه توجه ویژه‌‌ای به مناطق خزر و خاورمیانه داشته است که در این بین کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق در زمره دو کشور مهم در تامین انرژی ترکیه جای گرفته‌اند. یافته‌های این پژوهش که بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، بیانگر گسترش روابط ترکیه با کشورهای جمهوری آذربایجان و عراق بر مبنای حجم مبادلات نفتی و گازی، تنوع خطوط انرژی با محوریت ترکیه می باشد که این امر، نشان دهنده موفقیت استراتژی انرژی ترکیه است.

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

دیپلماسی عمومی ژاپن در آسیای مرکزی :با تمرکز بر ازبکستان

صفحه 87-112

سید احمدرضا فیاضی، محمدرضا دهشیری

چکیده در عصر جهانی شدن که با تغییرات مشهود در نظام بین الملل منجر به پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی شد، دیپلماسی عمومی به یکی از مهمترین انواع دیپلماسی بدیل گشت و باید آن را پیامد اهمیت یافتن جایگاه افکاری عمومی در معادلات بین المللی دانست. یکی از مهمترین کشورهایی که از ابزار دیپلماسی عمومی در راستای ایجاد تصویر مثبت از خود به خوبی عمل کرده است ژاپن می باشد. با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی توسعه روابط ژاپن با کشورهای مذکور با توجه به موقعیت استراتژیک منطقه آسیای مرکزی، منابع غنی نفتی، گازی، فلزات کمیاب و اورانیوم اهمیت یافت. ژاپن از طریق قدرت نرم خود و با ارائه تصویر بسیار مثبتی از کشورش الگوی موفقی برای توسعه کشورهای آسیای مرکزی شده است و در قلب و ذهن مردم و سیاستمداران آسیای مرکزی جای نهاده است. در این پژوهش به تجزیه و تحلیل مولفه های دیپلماسی عمومی ژاپن در کشورهای آسیای مرکزی پرداخته ایم و سوال اصلی پژوهش این است: چرا رویکرد ژاپن در رقابت ژئوکالچر با چین و روسیه در آسیای مرکزی، به­ویژه در ازبکستان، تقویت دیپلماسی عمومی و استقاده حداکثری از قدرت نرم بوده است؟ در پاسخ می توان گفت در حالی که چین بر بعد اقتصادی و روسیه بر بعد امنیتی تمرکز دارند، ژاپن تلاش نموده است در رقابتی ژئوکالچر با تکیه بر جذابیت های قدرت نرم در این حوزه استراتژیک ورود کند و به دنبال تبدیل شدن به قدرتی فرهنگی بوده است. ژاپن از طریق سه مولفه کلیدی و مهم دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمی- آموزشی و اهدا کمک های توسعه ای به شدت در افکار عمومی این کشورها تاثیر گذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله به صورت تحلیلی توصیفی است.

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین از منظر امنیت هستی شناختی

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین از منظر امنیت هستی شناختی

صفحه 113-135

پژمان نوروزی، عماد هلالات، امیررضا مقومی

چکیده منازعات و بسیاری از کنش‌های دولت‌ها را می‌توان با امنیت هستی شناختی تحلیل کرد. گاهی دولت‌ها دست به کنش‌هایی می‌زنند که امنیت فیزیکی و رئالیستی آن‌ها را به خطر می‌اندازد. اما دولت‌ها از طریق اتخاذ کنش‌های شرافتی به مقابله شرم برمی‌خیزند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امنیت هستی شناختی باعث ورود روسیه به جنگ با اوکراین شد؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح شده است که نادیده گرفتن مرزهای امنیت وجودی روسیه توسط غرب و در قالب ناتو، روسیه­ را مجبور کرد برای حفظ و تقویت و یادآوری مرزهای امنیت وجودی خود به غرب، با اوکراین وارد درگیری نظامی گسترده شود. در این پژوهش روش جمع‌آوری داده‌ها، استفاده از اسناد اینترنتی و کتابخانه‌ای بوده که به‌صورت تحلیلی - توصیفی به نگارش درآمده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد جنگ روسیه و اوکراین در چارچوب تئوریک امنیت هستی شناختی مبتنی بر مؤلفه‌های اوراسیا­گرایی، ملی‌گرایی و ژئوپلیتیک روسی که روایت بیوگرافیک روسیه را شکل می‌دهند به وجود آمده است و حمله به اوکراین اتخاذ کنشی شرافتمندانه در راستای پرهیز از شرم توسط روسیه تلقی می‌شود.

عوامل پایداری حکومت های اقتدارگرا در آسیای مرکزی: میراث کهن و روبنای مدرن

عوامل پایداری حکومت های اقتدارگرا در آسیای مرکزی: میراث کهن و روبنای مدرن

صفحه 137-161

عزت الله همتی، الهه کولایی

چکیده پنج کشور آسیای مرکزی بعد از فروپاشی شوروی و استقلال توانستند تقریبا بدون بحران و کشمکش و جنگ و درگیری و بی ثباتی، حاکمیت مستقل خود را تداوم بخشند. پرسش اصلی پژوهش این است که این پایداری سیاسی و حکومتی حاصل چه عواملی است؟ و نقش و تاثیر میراث شوروی چه اندازه بوده است؟ فرضیه ای که به آزمون گذشته شده براین مبنا استوار است که تداوم حکمرانی رهبران حزبی پیشین و نیز سنت های پدرسالاری سیاسی ، در کنار میراث اثرگذار شوروی در بنیان نهادن نهادهای سیاسی و مدنی و اجتماعی در این جمهوری ها عامل چنین پایداری بوده است. هر یک از رهبران این جمهوری ها کوشش کردند مبانی مشروعیت و مقبولیت متناسب با سنت را برای خود بنا نهند و بر همان اساس حکومت مطلقه خود را تداوم بخشند. میراث ملت سازی لنین و استالین و سیاست های توسعه ای شوروی، در کنار هفتاد سال تجربه حکومت کردن افراد بومی ملیت ها تحت حکومت شوروی، و ترکیب آن با اقتدارگرایی سنتی باعث پایداری سیاسی و اجتماعی در جمهوری های آسیای مرکزی پس از استقلال شد. هدف اصلی این پژوهش درک پیچیدگی های سیاسی در آسیای مرکزی و کشف ریشه های تاریخی روندهای کنونی و تاثیر ملت-دولت سازی در این کشورها و مقایسه ای ظریف با همسایه آنها، افغانستان است که به علت شکل نگرفتن ملت-دولت و میراث بی اثر بریتانیا در مقایسه با شوروی، هنوز با بی ثباتی و ناپایداری مواجه است. برای انجام پژوهش علاوه بر بهره گیری از تجربیات شخصی و میدانی از منابع کتابخانه ای به روش تحلیل محتوایی رخدادهای تاریخی و نگاهی جامعه شناسانه استفاده شده است.