دوره و شماره: دوره 29، شماره 122، تابستان 1402، صفحه 3-161 
تعداد مقالات: 7
بازگشتگان داعش در آسیای مرکزی: مطالعه موردی قزاقستان و ازبکستان

بازگشتگان داعش در آسیای مرکزی: مطالعه موردی قزاقستان و ازبکستان

صفحه 3-34

https://doi.org/CA-2304-1677(R1)

چکیده در پی بازداشت زنان و کودکان پیوسته به گروه تروریستی داعش توسط نیروهای دموکراتیک سوریه، بازگشت این افراد به کشورهای مبدا در روند مبارزه با تروریسم به مسئله مهمی تلقی شد زیرا هویت جدید آن‌ها در تعارض با هویت ملی به برچسب‌هایی برای جداسازی این افراد و نگهداری آن‌ها در اردوگاه‌ها بدل گشت. درحالی‌که اغلب کشورهای اروپایی از پذیرش این افراد سر باز زدند، دو کشور قزاقستان و ازبکستان به بازگرداندن این زنان و کودکان مبادرت ورزیدند. پژوهش حاضر درصدد است بدین سوال پاسخ دهد که چگونه بازپروری زنان و کودکان داعشی در قزاقستان و ازبکستان بر هویت این افراد تأثیر گذاشته است؟ برای پاسخ با استفاده از نظریه کنشگرـ شبکه این فرضیه بررسی شده است که قرار گرفتن زنان و کودکان بازگشته از داعش در شبکه‌ای از روابط اجتماعی نوین؛ بازتعریف هویتی این افراد را میسر کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بازپروری این افراد در شبکه‌ای از روابط اجتماعی و استفاده از ظرفیت‌های مراکز توان‌بخشی، مدارس، خانواده و محله به‌عنوان واسطه‌های ترجمه سبب شده‌است که زنان و کودکان بازگشته از داعش به تأمل هویتی و درنتیجه بازاندیشی در هویت اجتماعی خود بپردازند و در فرآیند موفق ادغام قرار گیرند.  

تهدیدهای امنیتی و سیاست خارجی در دوران پوتین

تهدیدهای امنیتی و سیاست خارجی در دوران پوتین

صفحه 35-64

https://doi.org/CA-2307-1692

چکیده فدراسیون روسیه دوران پساشوروی، با تهدیدهای امنیتی بسیاری مواجه بوده است. این مقاله با نظرداشت به رویکردهای فدراسیون روسیه در دوران ولادیمیر پوتین، در پی آن است که به این پرسش اساسی پاسخ دهد که «چرا روسیه در دوران پوتین استراتژی عمل‌گرایی واقع‌گرایانه و کدهای رفتاری متأثر از این استراتژی را در عرصه سیاست خارجی در دستور کار خود قرار داده است؟». فرضیه مقاله آن است که «تهدیدهای امنیتی و در پی آن شکنندگی امنیت ملی فدراسیون روسیه در فضای پساجنگ سرد، مهم‌ترین محرک عمل‌گرایی واقع‌گرایانه در سیاست خارجی این کشور بوده است. به نظر می‌رسد تهدیدهای امنیتی در دو سطح داخلی و خارجی باعث تزلزل‌پذیری امنیت روسیه در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و سیستمی می­گردد و همین مسئله موجب شده است که روسیه پوتین با نگاهی موسع به موضوع امنیت، برای تقابل با این تهدیدها به‌نوعی عمل­گرایی واقع‌گرایانه در سیاست خارجی روی آورد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که کدهای رفتاری ویژ­ه­ای در جهت تأمین منافع و امنیت روسیه و کاهش آثار احتمالی تهدیدهای گوناگون بر امنیت ملی به‌عنوان دستورالعمل عملیاتی و زیرساخت سیاست خارجی این کشور طراحی و اجرایی گردیده­اند. در این مقاله روش پژوهش به‌صورت تبیین تکوینی و تحلیلی و تلاش برای ریشه‌یابی ارتباط بین متغیرهای وابسته و مستقل مقاله است. قلمرو زمانی تحقیق عمدتاً سال­های 2022-2012،و قلمرو موضوعی نیز مقوله امنیت و سیاست خارجی را در برمی‌گیرد.

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان؛ ایستایی و پایداری (1371-1401)

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان؛ ایستایی و پایداری (1371-1401)

صفحه 65-86

https://doi.org/CA-2206-1593

چکیده موافقت‌نامه برقراری روابط رسمی دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری قرقیزستان به‌عنوان یکی از پنج کشور منطقه آسیای میانه در سال 1371 امضا شد. این در حالی است که سی‌امین سالگرد آغاز روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری قرقیزستان در سال 1401 با پیچیده و متکثر شدن کنشگران در سطوح مختلف مقارن شده است. ارزیابی از روابط دو کشور ایران و قرقیزستان در طول این سی سال علی‌رغم فرصت تقویت همگرایی در ابعاد مختلف نشان از نوعی ایستایی و پایداری دارد. این پژوهش ضمن بررسی دستاوردها و ناکامی‌ها روابط جمهوری اسلامی ایران در قبال کشور قرقیزستان به این سؤال پاسخ می‌دهد که علل ایستایی و پایداری روابط ایران و قرقیزستان پس از سی سال را چگونه می‌توان ارزیابی نمود. در پاسخ، این فرضیۀ مطرح می‌شود که روابط دو کشور ایران و قرقیزستان علی‌رغم اشتراکات فراوان به‌خصوص در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی؛ همواره با نوعی پایداری، ایستایی و عدم پویایی در ابعاد مختلف به دلایلی همچون عدم اولویت و تفاوت انگاره‌ها و فقدان راهبرد منسجم تقویت روابط در سطح دوجانبه، سیاست خارجی محتاطانه قرقیزستان در قبال تعامل با ایران و از سوی دیگر حضور قدرت‌های رقیب منطقه‌ای و بین‌المللی روبرو بوده است. با وجود این، برای نیل به توسعه روابط دو کشور در ابعاد مختلف می‌توان گسترش همکاری‌ها در ابعاد اقتصادی را در کنار اولویت‌های فرهنگی و سیاسی در روابط با قرقیزستان در رقابت با سایر کنشگران در دستور کار جدی قرارداد. مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است و از روش‌شناسی استنباطی جهت نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.

راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا و ثبات انرژی اوکراین (2014-2004)

صفحه 87-116

https://doi.org/CA-2310-1714

چکیده اوکراین به دلیل موقعیت جغرافیایی و دارا بودن خطوط متعدد لوله گاز، نقشی مهم در ژئوپلتیک انرژی ایفا کرده است. گرچه وابستگی متقابل میان روسیه، اتحادیه اروپا و اوکراین در حوزه انرژی، امکانی را برای بسط همکاری­ها و درنتیجه چسبندگی ژئوپلیتیک میان آن­ها فراهم آورده، اما شکل­گیری یک رابطه وابستگی متقابل نامتقارن، مناسبات انرژی فی‌مابین را دستخوش تلاطم کرده و درنتیجه بر ثبات انرژی اوکراین تأثیر گذاشته است. بر این اساس، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که راهبردهای روسیه و اتحادیه اروپا چگونه ثبات انرژی اوکراین را در فواصل سال­های 2004 تا 2014 (انقلاب نارنجی تا انقلاب میدان) تحت تأثیر قرار داده است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که روسیه با پیگیری راهبردهای انرژی خود از طرقی همچون متنوع‌سازی مسیرهای انتقال، اخذ مابه ازاء استراتژیک، افزایش قیمت­، کاهش و حتی قطع جریان انتقال انرژی و تحمیل قراردادهای بلندمدت و استفاده از ابزار انرژی جهت تغییر رفتار رژیم­های واگرا و اتحادیه اروپا از طرقی مانند متنوع‌سازی تأمین‌کنندگان انرژی و مسیرهای انتقال و معطوف نمودن توجه به انرژی‌های تجدیدپذیر بر ثبات انرژی در اوکراین تأثیر گذاشته­اند. در پژوهش حاضر از روش کیفی استفاده و داده­ها براساس منابع     کتابخانه­ای گردآمده­اند.

روسیه و شالوده‌شکنی اوکراین در خارج نزدیک )2014 تا 2023(

روسیه و شالوده‌شکنی اوکراین در خارج نزدیک )2014 تا 2023(

صفحه 117-138

https://doi.org/CA-2307-1687(R2)

چکیده جدایی کریمه از اوکراین و ضمیمه شدن آن به قلمرو فدراسیون روسیه در سال 2014 و عملیات ویژه نظامی روس­ها در قبال این کشور از فوریه 2022 به‌عنوان نشانگان زبان‌شناختی تداعیکننده این امر است که روسیه به‌دنبال بسط هر چه بیشتر حوزه نفوذ خود در منطقه­ خارج نزدیک و درعین‌حال جلوگیری از حضور غرب در شاکله ناتو برای بالا بردن ضریب امنیتی خود در آن است؛ بنابراین به دلیل اختلاف بنیادین در نشانگان زبان‌شناختی، تقابل بین روسیه و اوکراین نه‌تنها کاهش نیافته است، بلکه به‌شدت در حمایت­ غرب از سیاست­های اوکراین توسعه یافته است. از طرف دیگر با توجه به اینکه مسئله التفاتی یا اراده سیاست‌گذاران روسیه در جهان پساتاریخی، همچنان بر دو عنصر ذهنیت تاریخی (ژئوپلیتیکی) و ایدئولوژیکی در منطقه ترسیم شده امکان یک راه­حل سریع منطقه­ای برخلاف منافع روسیه را از بین برده است. با این اوصاف سؤال مقاله این­گونه بیان می­شود که با توجه به اراده قدرت توسعه بنیاد با اشکال متفاوت متنی زبان‌شناختی؛ شالوده‌شکنی برخلاف منافع روسیه در خارج نزدیک چه پیامدهایی برای اوکراین در پی داشته است؟ با کمک از گزاره­های زبان‌شناختی پاسخ به این منازعه بدین­گونه مطرح می­شود که تلاش اوکراین برای جدایی از حیطه مجموعه امنیتی منطقه­ای مرکزگرایانه به رهبری روسیه پیامدی همانند جدایی شبه‌جزیره کریمه از اوکراین و اعلام استقلال مناطق روس‌نشین و تکه‌پاره شدن این کشور در سال 2023 داشته است. روش نگارش مقاله به‌صورتبه‌صورت تبیینی- تحلیلی میباشد و با استفاده از منابع کتابخانه­ای، اطلاعات لازم جمعآوری شده است.

بررسی تئوریک گسترش روابط افغانستان و ترکیه (2001 تا 2021)

بررسی تئوریک گسترش روابط افغانستان و ترکیه (2001 تا 2021)

صفحه 139-162

https://doi.org/CA-2303-1664(R1)

چکیده رفتار بین‌المللی دولت‌ها زمانی معنادار و هویت مدار تلقی می‌شود که عوامل، انگیزه‌ها و زمینه‌های آن مورد تبیین علمی و تفسیر تئوریک قرار گیرند. تعمیق و گسترش روابط افغانستان و ترکیه پس از 2001 م یکی از آن دسته رفتارها می‌باشد. تحلیل علل و عوامل این رفتار در چارچوب نظریۀ سازه‌انگاری هدف اصلی این مقاله است. پرسش اصلی مقاله این است که مبانی سازه‌انگارانه‌ای که موجب تعمیق و گسترش روابط آنکارا و کابل از 2001 تا 2021 شد، چیست؟ فرضیۀ مقاله این است که سازه‌های مشترک اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی از عمده‌ترین مبناهای سازه‌انگارانۀ تعمیق و گسترش روابط افغانستان و ترکیه را در بازه زمانی ذکرشده می‌باشد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که «هویت» و «منفعت» دو محور اصلی روابط آنکارا و کابل را تشکیل داده‌اند. با این تفاوت که هویت به‌عنوان سازۀ موقت و منفعت به حیث سازۀ دائمی نقش بازی کرده است. مواد خام این فرضیه با روش کتابخانه‌ای گردآوری و با شیوۀ توصیفی-تحلیلی پردازش شده است.