دوره و شماره: دوره 29، شماره 123، پاییز 1402، صفحه 3-168 
تعداد مقالات: 6
مفهوم عمق استراتژیک و روابط رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان

مفهوم عمق استراتژیک و روابط رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان

صفحه 3-30

احسان جعفری فر، علی باقری دولت آبادی

چکیده در میان کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز کشور جمهوری آذربایجان، ‌با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راه‌های غرب و شرق از اهمیت ویژه‌ای برای اسرائیل برخوردار است. این رژیم به مدت سه دهه است که روابط با جمهوری آذربایجان را آغاز نموده و در سال‌های اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. سؤال پژوهش این است که جایگاه  و نقش این جمهوری در استراتژی امنیت ملی رژیم صهیونیستی کجاست؟ و این رژیم چه رویکردی نسبت به توسعه روابط با این کشور دارد؟ بر اساس فرضیه پژوهش رویکرد رژیم صهیونیستی نسبت به روابط با جمهوری آذربایجان در قالب مفهوم عمق استراتژیک و رفع نیازهای امنیتی رژیم صهیونیستی قابل‌فهم است و براین اساس توسعه روابط با باکو برای تداوم حیات این رژیم حائز اهمیت محسوب می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی برای فائق آمدن بر ضعف‌های ژئوپلیتیکی و نیز دفع تهدیدات نظامی خود به دنبال تبدیل جمهوری آذربایجان به عمق استراتژیک این رژیم در قفقاز جنوبی است تا از این راه قدرت بازدارندگی­اش در برابر ایران را تقویت نماید. لانه گزینی رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان و توسعه این روابط در ابعاد نظامی-امنیتی می‌تواند امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار داده و به دوری ایران از جمهوری آذربایجان و سردتر شدن روابط دو کشور منجر شود. برای انجام پژوهش حاضر از روش تبیینی و شیوه گرداوری داده به روش کتابخانه‌ای استفاده‌شده است.

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

مناقشه قره باغ و استراتژی ایران و ترکیه

صفحه 31-66

حمید درج

چکیده جمهوری آذربایجان پس از کسب استقلال با بحران ناشی از اشغال اراضی از جانب ارمنستان مواجه شد. مناقشه قره‌باغ بعدها به دلیل دخالت برخی قدرت‌های خارجی به یک بحران منطقه‌ای تبدیل شد. در این میان، تصور می‌شود که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان تلاشی برای گسترش حوزه نفوذ خود هم از طریق حمایت از مواضع باکو در مناقشه قره‌باغ و هم از طریق به حاشیه راندن نفوذ ایران و روسیه در منطقه است. ایران نیز نگران از سرریز شدن ناامنی‌ها به درون مرزهای شمال غربی خود، خواهان توقف این درگیری است و ضمن مخالفت با مداخله خارجی در این بحران، بر حل‌وفصل مناقشه از طریق دیپلماسی تأکید دارد. سؤال اصلی پژوهش این است که ایران و ترکیه در قبال مناقشه قره­ باغ چه راهبردی را دنبال می‌کنند؟ فرضیه پژوهش این است که ترکیه تحت توسعه سیاست ترک­ گرایی و اوراسیاگرایی خود با هدف تأمین اهداف و سیاست‌های منطقه­ ای خود، اوضاع در قره‌باغ کوهستانی را به نفع باکو تغییر داده است که این امر ضمن تغییر معادلات به ضرر ایران و تأثیر بر امنیت ملی آن، در درازمدت مطلوب ترکیه خواهد بود. از سویی، ایران ضمن به رسمت شناختن حق حاکمیت جمهوری آذربایجان بر قره ­باغ، با هرگونه تغییرات ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی خود مخالفت می­ ورزد و در این راستا، در تلاش است تا از شکل­ گیری نظم و موازنه قدرت منطقه­ ای به ضرر تهران و هم ­پیمانان آن در قفقاز مبادرت ورزد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش تحلیل مقایسه­ ای از نوع کیفی استفاده شده است.

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

بازی با حاصل جمع صفردر قفقاز جنوبی( با تاکید بر جنگ قره باغ 2020)

صفحه 67-92

مهدی فیض اللهی، حسین پوراحمدی میبدی

چکیده بحران قره ­باغ به مدت ده‌ها سال در وضعیت نه جنگ و نه صلح باقی‌مانده بود که با جنگ دوم قره ­باغ از حالت «منازعه منجمد» خارج شده و قفقاز جنوبی، به خصوص منطقه قره ­باغ را دچار دگرگونی ­های عمیقی کرد. ازآنجایی‌که این جنگ نه امری تصادفی بلکه ریشه در دل تحولات تاریخی منطقه دارد، پرسش اصلی مقاله این است که سیر تحولات تاریخی قفقاز جنوبی چگونه بر ژئوپلیتیک آن منطقه در جنگ قره ­باغ 2020 تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می­شود که وضعیت حاصل‌جمع­ جبری صفر اصل حاکم بر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی و میراث ماندگار آن بوده است. این مقاله تاریخ پیچیده قفقاز جنوبی را باتوجه‌به ژئوپلیتیک و مؤلفه‌های اقتصادی و فرهنگی آن، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، ارزیابی کرده است و پیامدهای آن را برای جنگ قره ­باغ در سال 2020 بررسی نموده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که جنگ دوم قره ­باغ جنگ قومی - سرزمینی بوده و مؤلفه‌های اقتصادی در شکل ­گیری آن نقش اساسی داشته است. همچنین حاصل‌جمع جبری صفر اصل حاکم و ماندگار در این منطقه است. در این نوشتار از رویکرد پژوهشی قیاسی استفاده شده است که با کاربرد مدل مطالعاتی ژئوپلیتیک در چارچوب مطالعات منطقه­ ای است. تحلیل داده ­ها به‌صورت توصیفی - تحلیلی بوده و داده ­های این پژوهش ‌با ‌استفاده از منابع اینترنتی ‌و ‌‌کتابخانه‌ای‌ گردآوری شده است.

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

جنگ 2020 جمهوری آذربایجان-ارمنستان و حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ

صفحه 93-112

علی بصیری نیا، امین صباغ زاده

چکیده متعاقب بروز درگیری ‏ها میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه ناگورنو-قره‌باغ در نیمه دوم سال 2020، توافق سه‏ جانبه ‏ای میان این دو کشور به میانجی گری روسیه منعقد شد که طی آن با خروج نیروها و اتباع ارمنی از حدود 35 درصد خاک قره ‏باغ کوهستانی، درمجموع حدود ۷۰ درصد مساحت این سرزمین به کنترل باکو و متحدانش درآمد. مقاله حاضردر پی پاسخ به این پرسش است که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان چه تأثیراتی بر حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ داشته است؟ در پاسخ به این پرسش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از چارچوب مفهومی ژئوپلیتیک این فرضیه مورد آزمون قرار گرفت که تغییرات ژئوپلیتیک متعاقب جنگ 2020 جمهوری آذربایجان -ارمنستان هم‌زمان با پیچیده‌تر ساختن بحران منجمد ناگورنو-قره‌باغ به تقویت مواضع باکو منجر شده و دستیابی به راه ‏حل مسالمت ‏آمیز حل مناقشه ‏منجمد ناگورنو-قره‌باغ را دشوارتر و توسل به گزینه نظامی را از سوی باکو در پی داشت.

بحران اوکراین و تغییر ارجحیت ها در سیاست خارجی بایدن

بحران اوکراین و تغییر ارجحیت ها در سیاست خارجی بایدن

صفحه 113-138

حسین کریمی فرد

چکیده بایدن پس از به قدرت رسیدن در سال 2021 با مسائل متعددی مثل خروج آمریکا از خاورمیانه و افغانستان، افزایش قابلیت و توانمندی­ های چین و مهار این رقیب راهبردی، مسئله هسته‌ای ایران(برجام) و  تهاجم روسیه به اوکراین مواجه شد.در ابتدا سیاست خارجی بایدن حول موضوع حقوق بشر و دموکراسی سامان یافت. اما وقوع جنگ روسیه و اوکراین باعث تغییر اولویت‌ها شد. بحران اوکراین به‌عنوان مهم‌ترین چالش باعث شد تا  بایدن با تلقی عمل روسیه به‌مثابه تهدیدی استراتژیک علیه جهان غرب و با برجسته کردن عمل‌گرایی در سیاست خارجی درصدد مدیریت آن برآید.چارچوب نظری این مقاله بین ­الملل‌گرایی لیبرال است. هدف این مقاله بررسی سیاست خارجی بایدن بعد از جنگ روسیه و اوکراین طبق چارچوب نظری بین­ الملل‌گرایی لیبرال است. سؤال این مقاله عبارت است از: جنگ روسیه و اوکراین  باعث چه تغییری در اولویت‌ها سیاست خارجی بایدن شد؟ فرضیه این پژوهش آن است که بایدن با تلقی تهاجم روسیه به اوکراین به‌مثابه تهدید استراتژیک علیه نظم جهانی تلاش نمود ضمن اتحاد با کشورهایی اروپایی و سامان دهی مجدد ناتو، رهبری جبهه غرب را جهت تضعیف و تحریم روسیه بر عهده گیرد.از سوی دیگر با برجسته کردن عنصر عمل‌گرایی در سیاست خارجی جهت کنترل و مدیریت پیامدهای ناشی از برخورد با روسیه، موضوعاتی مثل امنیت و انرژی در مرکز و حقوق بشر و دموکراسی در حاشیه سیاست آمریکا قرار گرفتند.

دیپلماسی اقتصادی چین در منطقه خزر بین سال های 2011 الی 2021 ( قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان)

دیپلماسی اقتصادی چین در منطقه خزر بین سال های 2011 الی 2021 ( قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان)

صفحه 139-168

محمدحسین عارفی دوست ماسوله، محمد احمدی

چکیده ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، منابع انرژی و اهمیت ژئواکونومیک در منطقه خزر موجب گردیده است که قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، توجه ویژه‌ای برای این منطقه قائل باشند. چین به‌عنوان یک قدرت فرا­منطقه‌ای در این منطقه تلاش نموده است تا دیپلماسی اقتصادی موفقی را در پیش گیرد و با بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری و به‌کارگیری ابتکار استراتژی یک کمربند - یک جاده در اولویت اول و بهره‌گیری از دیپلماسی انرژی در اولویت دوم، موقعیت دیپلماسی اقتصادی خود در منطقه خزر را بهبود بخشد.  این پژوهش سعی دارد با تحلیل مدل دیپلماسی اقتصادی چین در منطقه خزر (با تمرکز بر قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان)، با روش پژوهشی که در زمره تحقیقات کتابخانه‌ای قرار دارد و با استفاده از تحقیق ترکیبی کمی و کیفی، به این سؤال پاسخ دهد که عوامل اصلی موفقیت دیپلماسی اقتصادی چین در این منطقه چیست و الگوی دیپلماسی این کشور چه می‌باشد. با بررسی‌های صورت گرفته، چین مدل دیپلماسی اقتصادی خود در برابر این سه کشور را مبتنی بر ابتکار یک کمربند یک جاده قرار داده است و حتی دیپلماسی انرژی محور خود را ذیل این ابتکار، پیش می‌برد. عامل اصلی موفقیت چین در اجرای این مدل دیپلماسی نیز، ایجاد اعتماد دوطرفه و اتخاذ رویکرد (برد برد) است.