دوره و شماره: دوره 25، شماره 106، تابستان 1398 
تعداد مقالات: 6
نگرش‏ های ضد مهاجرتی در روسیه

نگرش‏ های ضد مهاجرتی در روسیه

صفحه 1-26

محمدرضا جهانگیری

چکیده مسأله مهاجرت برای روسیه یک انتخاب نیست، بلکه برای حفظ جمعیت و نیروی کار این کشور ضروری است. با این همه، سیاست مهاجرت روسیه فراگیر و یکپارچه نیست و با مشکل اصلی فقدان بیان صریح اهداف آن مواجه‏ است. علاوه بر این، مهاجرین خارجی اغلب نه ‏تنها در معرض اتهام سلب منافع اجتماعی-اقتصادی شهروندان بومی روسیه قرار دارند، بلکه همچنین به عنوان تهدیدی برای همگونی فرهنگی و قومی جامعه و هویت ملی این کشور نیز تلقی می‌شوند. مقاله حاضر پدیده مهاجرت را هم از منظر رقابت‏های اقتصادی و هم از چشم‏ انداز ملی‏ گرایی، هویت ملی و تعصبات قومی مورد ارزیابی قرار داده است. پرسش اصلی مقاله این است که «دلیل اصلی مخالفت عمومی اقوام عمده روسیه و به ‏ویژه روس‏ها با مهاجرت گسترده به روسیه چیست؟» و این فرضیه به آزمون گذشته شده است که «دلیل اصلی مخالفت عمومی در روسیه با مهاجرت گسترده به این کشور، نه تعصبات نژادی و قومی بلکه ترس از عدم سازگاری مهاجرین با فرهنگ و ارزش‏های جامعه روسیه است». در همین راستا، چارچوب مفهومی پژوهش به تبیین نظری منابع احساسات ضد مهاجرتی از طریق مرور ادبیات پژوهشی پیرامون موضوع اختصاص یافته است. یافته‏ های مقاله نیز که از نوع کتابخانه‏ ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است، مؤید فرضیه مقاله است.

اهرم انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپایی در سایه تحریم

اهرم انرژی روسیه در برابر اتحادیه اروپایی در سایه تحریم

صفحه 27-58

محسن حبیبی، احمد بخشایشی اردستانی، سیدعلی طباطبایی پناه

چکیده وجود میزان قابل‌توجهی از وابستگی متقابل نامتقارن در مناسبات انرژی روسیه-اتحادیه اروپایی به نگرانی غرب در خصوص تبدیل منابع انرژی روسیه به سرمایه سیاسی و بهره ‏گیری کرملین از اهرم انرژی برای نفوذ در خارج نزدیک و اروپا، دامن زده است. در عین حال، اتحادیه اروپایی که از مدت‏ها پیش با پیامدهای سیاسی بالقوه وابستگی به انرژی روسیه، دست ‏و پنجه نرم می‏ کند در محیط امنیتی پس از بحران 2014 اوکراین و وضع تحریم ‏های یکجانبه ایالات متحده علیه بخش انرژی روسیه با چالش ‏های جدیدی در تأمین امنیت انرژی اعضای خود مواجه شده است. مقاله حاضر با ترکیب این دو نگرانی و چالش به‏ دنبال پاسخی مناسب برای این پرسش برآمده است که «استفاده روسیه از اهرم صادارت گاز برای کسب نفوذ و پیش‏برد اهداف و منافع خود در اروپا در پی تحریم‏ های غرب علیه این کشور از سال 2014 به بعد، چه تغییری کرده است؟» فرضیه مقاله نیز این است، «اگرچه تحریم‏ های غرب به کاهش ورود سرمایه و فناوری خارجی به بخش انرژی این کشور از سال 2014 به بعد منجر شده، اما نیاز اتحادیه اروپایی به واردات گاز از روسیه طی این مدت افزایش یافته و از این رو، تحریم‏ ها در مجموع تأثیر چشم‏گیری بر کارکرد سلاح انرژی روسیه در برابر اروپا نداشته است». نوع پژوهش در این مقاله توصیفی-تحلیلی بوده و از روش‏ شناسی استنباطی استفاده شده است.

انرژی‏ های برگشت‏ پذیر و همکاری منطقه‏ ای در آسیای مرکزی

انرژی‏ های برگشت‏ پذیر و همکاری منطقه‏ ای در آسیای مرکزی

صفحه 59-90

غفار زارعی

چکیده آسیای مرکزی ظرفیت ‏های بسیاری برای تولید و به ‏کارگیری انرژی ‏های برگشت‏ پذیر در اختیار دارد. رفع دغدغه ناامنی انرژی در منطقه شاید بزرگ ‏ترین انگیزه دولت ‏های آسیای مرکزی برای توسعه منابع برگشت‏ پذیر انرژی محسوب شود زیرا آسیای مرکزی، اگرچه به ‏لحاظ ذخایر هیدروکربنی غنی است، اما توزیع نابرابر آنها در میان کشورها، فرسودگی تأسیسات و مدیریت ناکارآمد انرژی تهدیدی برای توسعه کل آسیای مرکزی محسوب می‏ شود. با این همه، حرکت به ‏سمت انرژی‏ های جایگزین مزایای فراوان دیگری را نیز برای کل آسیای مرکزی در بر خواهد داشت که برخی از آنها پیامد رفع نگرانی از ایجاد امنیت انرژی در منطقه است. ارتقای همکاری منطقه ‏ای یکی از مزایای قطعی گسترش منابع برگشت ‏پذیر در کشورهای آسیای مرکزی به‏ ‏شمار می‏ آید که مقاله حاضر درپی بررسی آن برآمده است. بر این اساس، مباحث مقاله حول محور این پرسش شکل گرفته است که «پیاده‏ سازی طرح‏ های انرژی برگشت ‏پذیر از سوی کشورهای آسیای مرکزی چه تأثیری بر ارتقای همکاری‏ های منطقه ‏ای خواهد داشت و چرا؟» فرضیه مقاله این  است که «پیاده ‏سازی طرح‏ های انرژی برگشت‏ پذیر از سوی کشورهای آسیای مرکزی به ‏دلیل وابستگی متقابل و هم‏ تکمیلی کشورهای آسیای مرکزی در حوزه انرژی، قرارداشتن منابع انرژی برگشت‏ پذیر در حوزه منافع مشترک (و نه موازی، اختلاف‏ زا یا متعارض) و نیاز کشورهای منطقه به یک سیستم انرژی یکپارچه می ‏تواند همکاری‏ های میان ‏دولتی را در جهت همگرایی منطقه ‏ای ارتقا بخشد». مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و برای تجزیه ‏وتحلیل داده‏ ها از روش علی استفاده شده است. یافته ‏های مقاله نیز تا حد زیادی در جهت تأیید فرضیه بوده ‏اند.

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

روسیه و محیط امنیتی شمالگان؛ نوسازی نظامی یا نظامی‏ گری؟

صفحه 91-119

سمیه قنبری

چکیده شواهد موجود حاکی از فقدان هرگونه درگیری جدی در شمالگان است، اما تلاش مسکو برای تقویت دارایی ‏ها و مواضع نظامی خود در این منطقه از سوی محافل رسانه‏ ای و سیاسی غرب به‏ طور عمده به نظامی ‏گری تعبیر شده‏ است. با این همه، تأکید تمامی اسناد راهبردی روسیه بر انتفاع اقتصادی روسیه از منابع و مسیرهای ناوبری شمالگان است و به هیچ تهدید نظامی خاصی در این منطقه ارجاع نمی ‏دهند. این نوشتار با هدف ارزیابی ماهیت حضور و گسترش نظامی مسکو در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه به‏ منظور کشف نسبت آن با دو مقوله نوسازی نظامی و نظامی ‏گری تدوین شده ‏است. بنابراین پرسش محوری مقاله این است که آیا «ماهیت حضور و گسترش توانایی‏ های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به ‏طور عمده مبتنی بر نوسازی نظامی  بوده و یا نظامی‏ گری؟و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده‏ است که «ماهیت حضور و گسترش توانایی ‏های نظامی روسیه در شمالگان طی یک دهه اخیر به‏ دلیل اهداف راهبردی مسکو (شامل دفاع از حق حاکمیت این کشور در ناحیه شمالگان فدراسیون روسیه در برابر ناتو، حمایت از منافع اقتصادی و کشتی‏رانی و بهره‏ مندی از آنها و رسمیت‏ بخشیدن به نقش روسیه به‏عنوان یک قدرت بزرگ) مبتنی بر نوسازی نظامی و نه نظامی‏ گری بوده‏ است». یافته ‏های مقاله نیز با روش توصیفی-تحلیلی و توسل به دوگانه تدافعی-تهاجمی تحت رویکرد نظری نوواقع‏گرایی صورت پذیرفته‏ است.

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

صفحه 121-157

الهه کولایی، ولی کوزه گر کالجی

چکیده منطقه آسیای مرکزی که بیش از دو دهه با اختلافات و تنش­های کشورهای منطقه در قبال موضوعات مختلف و امنیتی سازی مسائل مرزی و سرزمینی، آب و محیط زیست، هویت­های قومی و زبانی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی شناخته می­شد، طی یک دهه گذشته به تدریج وارد فضای جدیدی از تنش­ زدایی و غیرامنیتی­ سازی شده است که در واقع فرایند معکوس امنیتی­ کردن است؛ یعنی بازگشت یک موضوع از حالت سیاسی فوری به وضعیت سیاسی عادی. این روند در یک دهه گذشته با تغییر نسل رهبران منطقه و عادی­ سازی مناسبات تاجیکستان و ازبکستان شدت و سرعت بیشتری نیز به خود گرفته است. در نتیجه این تحولات بسیاری از موضوعات نظیر آب، محیط‌زیست، مرزها و گذرگاه­های مرزی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی به تدریج از وضعیت امنیتی گذشته خارج شده و به وضعیت طبیعی و عادی خود بازگشته­ اند. تحولات یاد شده این پرسش را مطرح می ­کند که دلایل و زمینه­ های  تنش­ زدایی و غیرامنیتی ­سازی در منطقه آسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ به پرسش یاد شده این فرضیه می­ تواند مطرح شود که «تغییر نسل رهبران آسیای مرکزی به عنوان بازیگران (کنشگران) امنیتی ­ساز، تغییر گفتمان و کنش کلامی رهبران و نخبگان جدید، منافع مشترک حاصل از گسترش خطوط انتقال انرژی و کریدورهای ارتباطی و ترانزیتی و نیز تهدیدهای مشترک آبی و زیست محیطی موجب تنش­ زدایی و غیرامنیتی سازی در منطقه آسیای مرکزی شده است». به منظور ارزیابی فرضیه مطرح شده این مقاله با کاربست مفاهیم و مولفه­ های نظری  امنیتی‌سازی  و غیر امنیتی­ سازی که در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ مطرح شده است، کوشش می ­کند شناخت و درک بهتری از تحولات جدید صورت گرفته در سطح منطقه آسیای مرکزی حاصل شود.

قاچاق مواد مخدر و خشونت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی

قاچاق مواد مخدر و خشونت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی

صفحه 159-182

سکینه هاشمی، زهرا محمدی

چکیده پیوند میان تروریسم و مواد مخدر در آسیای مرکزی اساسا بر فهم ساده‌انگارانه‏ ای از وضعیت افغانستان مبتنی است و به همین دلیل نیز خشونت ناشی از قاچاق مواد مخدر در این منطقه به‏ طور عمده صرفا در سایه پیوند میان این دو پدیده شوم درک می‏ شود. این مقاله با تکیه بر مفهوم نارکوتروریسم، پیوند قاچاق مواد مخدر با فعالیت‌های تروریستی و تولید خشونت را مفروض می پندارد، اما ریشه فعالیت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی را در تجارت مواد مخدر جستجو نمی‏ کند. در این راستا، مقاله حاضر در پی یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش برآمده است که «چه رابطه ‏ای میان قاچاق مواد مخدر از مسیر آسیای مرکزی و خشونت‏ ها در این منطقه وجود دارد و ویژگی‏ های این رابطه چیست؟» فرضیه مقاله این است که «قاچاق مواد مخدر از مسیر آسیای مرکزی تروریسم را در این منطقه به شیوه‏ های گوناگون و پیچیده تسهیل می‌سازد، اما خشونت ‏های متعاقب قاچاق مواد مخدر در آسیای مرکزی کمتر با گروه‏ های تروریستی فراملی و بیشتر با گروه‌های ستیزه‌جوی محلی در پیوند قرار دارد و تجارت مواد مخدر نیز اصلی‏ ترین عامل تعیین‌کننده فعالیت‏ های تروریستی در آسیای مرکزی به‏ شمار نمی‏ آید.» به‏ منظور فراهم ساختن پایه ‏ای نظری برای بحث پیرامون پرسش مقاله و آزمون فرضیه، ابتدا مفهوم نارکوتروریسم و دیدگاه‏ها در خصوص پیوند نظری میان قاچاق مواد مخدر، تروریسم و خشونت ارائه شده و در ادامه نیز شواهد و توضیحات محتوایی پیرامون موضوع مقاله به بحث گذاشته شده است. نوع مقاله نیز بنا به ماهیت موضوع مورد مطالعه، اسنادی-کتابخانه ‏ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی برای تبیین رابطه میان متغیرها استفاده شده است.