دوره و شماره: دوره 26، شماره 111، پاییز 1399 
تعداد مقالات: 6
کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر و تاثیر آن بر همکاری میان کشورهای ساحلی

کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر و تاثیر آن بر همکاری میان کشورهای ساحلی

صفحه 1-23

علی تیزتک، حمید احمدی، کیهان برزگر

چکیده استقلال جمهوری‏های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی در ابتدای دهه 90 میلادی و تاسیس کشورهای جدید در حاشیه دریای خزر، ناگزیر وضعیت حقوقی این دریا که به واسطه قراردادهای قبلی (به صورت ناقص) شکل گرفته بود، تحت تاثیر قرار داد و اقدامات یک‌جانبه کشورهای ساحلی دریای خزر در زمینه بهره‌برداری از منابع انرژی این دریا و امضای قراردادهای نفتی و گازی با شرکت‌های بزرگ غربی موجب بروز اختلاف نظر و ابهاماتی در خصوص رژیم حقوقی این دریا و بهره برداری از منابع زیر بستر آن شده بود. هجوم شرکت‌های نفتی و گازی غربی برای بهره برداری از طلای سیاه نهفته در دریای خزر به این منطقه در کنار دشواری‌های مربوط به عدم تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، اختلاف میان کشورهای ساحلی را بیشتر نمایان نموده و باعث طولانی شدن روند مذاکرات برای دستیابی به توافق جامع در خصوص رژیم حقوقی دریای خزر شده بود. امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» به مثابه دستاوردی مهم ضمن رفع خیلی از ابهامات و اختلاف‌نظرها در مورد مسائل این دریا، چارچوب کلی همکاری‌ها میان کشورهای ساحلی را تعیین نموده و دریای خزر را به قطب دیگری از همکاری‌های منطقه‌ای تبدیل خواهد کرد. این مقاله با هدف واکاوی چگونگی و زمینه‌های همکاری میان کشورهای ساحلی در پرتو کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر تدوین شده است و به دنبال ارائه پاسخی مناسب به این پرسش محوری است که «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر چگونه و از چه راه‌هایی / به چه شیوه‌هایی می‌تواند همکاری میان کشورهای ساحلی را تحت تاثیر قرار داده و  بهبود ببخشد؟» فرضیه مقاله این است که کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر با برطرف نمودن خیلی از ابهامات در مورد رژیم حقوقی دریای خزر به ایجاد فرصت‌های جدید برای همکاری میان کشورهای ساحلی منجر می‌شود. مقاله حاضر از نوع توصیفی_ تحلیلی  بوده و با استفاده از روش شناسی استقرائی- استنتاجی، داده‌ها به روش مطالعه کتابخانه ای و تحلیل اسنادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. 

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

جایگاه هویت در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب

صفحه 25-56

میثم زکی‌زاده، کیهان برزگر، مهدی ذاکریان امیری

چکیده              پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فدراسیون روسیه به عنوان میراثدار آن به تدریج شروع به بازتعریف و بازتفسیر از هویت، منافع ملی و تهدیدهای امنیت ملی خود نمود. در این میان، رابطه با غرب همواره برای روسیه اهمیت داشته و یک چالش همیشگی در سیاست خارجی این کشور بوده است. طی قریب به سه دهه، رهبران فدراسیون روسیه اسناد راهبردی متعددی را برای بازنمایی هویت خود در فضای پساشوروی و مشخص نمودن نقشه راه سیاست داخلی،خارجی، امنیتی و نظامی این کشور منتشر کردند. پرسش اصلی مقاله این است که «هویت چه جایگاهی در شکل‌گیری نگاه امنیتی فدراسیون روسیه در قبال غرب در دوران پساجنگ سرد دارد؟» به منظور یافتن پاسخ این پرسش با بهره‌بردن از مفهوم هویت در نظریه سازه‌انگاری و با واکاوی اسناد راهبردی منتشره در این کشور تلاش شده تا هویت- نقش‌های برجسته و عمق‌یافته فدراسیون روسیه شناسایی و نقش و جایگاه آنها در شکل دادن به نوع نگاه امنیتی روسیه مشخص گردد. فرضیه اصلی این مقاله این است که  «هویت- نقش‌هایی چون قدرت بزرگ جهانی تلقی شدن، سلطه‌گر مهربان برای کشورهای خارج نزدیک روسیه (جمهوری‌های جداشده از اتحاد جماهیر شوروی) و حامی روس‌زبان‌ها، بر نوع نگاه امنیتی روسیه نسبت به غرب تأثیر مهمی برجای گذاشته و سبب شکل‌گیری نگاه تهدید محور نسبت به غرب شده است». مقاله حاضر بر پایه روش‌شناسی توصیفی- تبیینی انجام شده و از اسناد و منابع فضای مجازی جهت نگارش استفاده شده است.

روسیه، بریکس و تاثیرگذاری برساختار نظام بین الملل

روسیه، بریکس و تاثیرگذاری برساختار نظام بین الملل

صفحه 57-83

محمدعلی شیرخانی، محسن چیت ساز

چکیده تقویت روزافزون کشورهای بریکس طی دهه‌های جاری و شکل‌گیری این مجموعه در ده سال گذشته باتوجه به قابلیت‌های راهبردی، سیاسی و اقتصادی این گروه، امکان تغییر ساختار نظام ‌بین‌المللی را به طور جدی مطرح کرده است. در این میان، بررسی اهداف روسیه در شکل‌گیری این مجموعه و روند تحولات آن طی سال‌های تشکیل بریکس به سبب نقش کلیدی این کشور درایجاد گروه بریکس و نسبت آن با نظام کنونی بین‌المللی شایان توجه ویژه است. سوال اصلی مقاله آن است که آیا تاثیرگذاری بریکس بر نظام‌بین‌الملل با هدف تغییر نظم موجود دنبال می‌شود؟ در پاسخ به این سوال فرضیه مقاله این است که مجموعه بریکس از طریق هم‌افزایی میان اعضای خود و تاثیرگذاری بر ساختار کنونی قدرت در نظام بین‌المللی در جهت تعدیل نظم موجود است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد، برآیند اهداف بریکس با اهداف روسیه به عنوان یکی از اصلی ترین اعضای بریکس باوجود تفاوت‌های موجود میان این کشور و سایراعضاء هم راستا و در جهت تحقق بخشیدن به تعدد کانون‌های چندگانه قدرت در سطح جهانی است. روش نگارش استفاده توصیفی- تحلیلی است.

تکامل و عقلانیت ژئوپلیتیک منطقه خزر: استقرار رژیم حقوقی و الگوی رفتاری تعامل و همگرایی

تکامل و عقلانیت ژئوپلیتیک منطقه خزر: استقرار رژیم حقوقی و الگوی رفتاری تعامل و همگرایی

صفحه 85-115

مجید صمدزاده صابر، محمدرضا حافظ نیا، زهرا احمدی‌پور

چکیده دریای خزر بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی، منطقه‌ای پویا، فعال و با هویت نوینی است که توامان، ظرفیت تکامل و یا کشمکش و بحران را دارد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دریای خزر را که یک منطقه جغرافیایی محض بود به سازه ژئوپلیتیک مبدل ساخت. امضای کنوانسیون وضعیت حقوقی با پایان بخشیدن به شماری از عوامل واگرا، نقطه عطف آغاز فرآیند چیرگی عوامل همگرا بر واگرا به‌شمار می‌آید که می‌تواند نهادسازی منطقه‌ای و گرایش به تشکیل ساختار دایمی همکاری‌های منطقه‌ای و نهادهای کارکردی را سرعت ‌بخشد. به‌رغم امضای کنوانسیون، قلمروسازی در خزر هنوز نهایی نشده و عدم‌تعیین خطوط مبدا پنج کشور و نبود موافقتنامه تحدیدحدود بستر و زیربستر سه کشور جمهوریآذربایجان ـ ترکمنستان،  ایران ـ جمهوری آذربایجان و ایران ـ ترکمنستان می‌تواند، واگرایی جدیدی را بازتولید کند. این مقاله بر اساس ماهیت و روش، توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس هدف، کاربردی با رویکرد توسعه‌ای است. روش اصلی مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و اسنادی بوده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش انجام شد که پس از امضای کنوانسیون و اتخاذ الگوی رفتاری تعامل و همگرایی و بهره‌گیری از دیپلماسی کارآمد چندسویه، دستیابی به عقلانیت و کمال ژئوپلیتیک منجر به نهادسازی در منطقه خزر امکان پذیر است یا خیر؟ یافته‌های مقاله بیانگر آن است که این سازه با اتخاذ الگوی رفتاری تعامل و همگرایی و تدوین و اجرای راهبردهای مناسب می‌تواند به منطقه‌ای یک‌پارچه تبدیل شود. در غیر این‌صورت با افول اندیشه همگرایی و توسعه تنش‌ها و اهداف و منافع متعارض، فرآیند واگریی تقویت خواهد شد.

بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

بازدارندگی سایبری روسیه از منظر اروپا

صفحه 117-156

سمیه قنبری، حسین خانی

چکیده مقاله حاضر در تلاش برای علت‏یابی به‏کارگیری ظرفیت‏های فضای مجازی از سوی مسکو برای دفاع سایبری در برابر حملات غرب به‏دنبال پاسخی مناسب برای این دو پرسش ‏برآمده‏است که «دلیل اصلی روسیه ‏برای توسل به سلاح سایبری علیه اهداف غربی چیست؟» و «نبرد سایبری روسیه در برابر غرب ‏از چه ویژگی‏هایی برخوردار است و به چه شیوه‏ای دنبال می‏شود؟» این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در دسته پژوهش‏های پس‏رویدادی علی قرار می‏گیرد. در فرایند ‏تحلیل داده‏ها نیز از روش‏شناسی استنتاجی در چارچوب مفاهیم جنگ سایبری و حمله‏های ‏سایبری سیاسی استفاده شده‏است. یافته‏های مقاله نشان می‏دهند، دلیل اصلی مسکو از ‏کاربرد سلاح سایبری علیه اهداف غربی، مقابله با اقدام‏های خصمانه غرب به‏ویژه در ‏سرزمین‏های پساکمونیستی باتوجه به سهولت انکارپذیری بالا و نیز ضعف روسیه در مؤلفه‏های ‏جنبشی است. مهم‌ترین ویژگی نبرد سایبری روسیه علیه غرب به توسعه مفهوم بازدارندگی ‏سایبری نزد این کشور تا ایجاد موازنه در شرایط رقابت‏های نظامی و سیاسی متعارف ‏بازمی‏گردد. بر این پایه، نبرد ترکیبی روسیه علیه غرب به طور عمده به شیوه حمله‏های منع سرویس ‏توزیعشده، هک‏کردن و به‏کارگیری بدافزارها انجام می‏شود.‏

نقش دیپلماسی مسیر دوم در حل منازعه ترکیه-ارمنستان: مطالعه موردی کمیسیون همبستگی ترک-ارمنی

نقش دیپلماسی مسیر دوم در حل منازعه ترکیه-ارمنستان: مطالعه موردی کمیسیون همبستگی ترک-ارمنی

صفحه 157-191

پروین نگین راز، سید محمد کاظم سجادپور، گارینه کشیشیان سیرکی

چکیده منازعه ترکیه-ارمنستان به عنوان یکی از طولانی‌ترین منازعه ­های قرن حاضر ریشه در عوامل سرزمینی و هویتی دارد. نوع منازعه، حضور بازیگران متعدد، منافع متعارض بازیگران و نبود روابط دیپلماتیک میان دو کشور یافتن راه‌کاری برای حل منازعه را بیش از پیش مشکل ساخته است. از این رو، فعالیت­های دیپلماسی مسیر دوم از طرفی با توجه به کاربردی که در رفع موانع ذهنی در مناقشات هویتی دارند و از طرف دیگر با توجه به بسته بودن مسیر مذاکرات رسمی در این مناقشه مورد استفاده قرار گرفت. مهم‌ترین فعالیت دیپلماسی مسیر دوم صورت گرفته از حیث از میان برداشتن تابوی ارتباط میان جوامع مدنی ترک و ارمنی، کمیسیون همبستگی ترک-ارمنی بود. این کمیسیون با هدف ایجاد زمینه‌ای که دو طرف بتوانند موضوعات اصلی فی­مابین را مورد بحث و بررسی و از ماحصل آن سطح روابط دو کشور را افزایش دهند در سال  2001 شروع به کار کرد، اما به دلیل ضعف­های موجود در طراحی فعالیت در سال 2004 با حصول دستاوردهای اندک متوقف شد. مقاله حاضر با استفاده از الگوی ارزیابی چند لایه­ای دیپلماسی مسیر دوم به بررسی نقاط قوت و ضعف فعالیت یادشده می­پردازد و چرایی عدم موفقیت این فعالیت در ایجاد زمینه­های لازم برای دستیابی به صلح پایدار را مورد مداقه قرار می­دهد. در همین راستا، میزان رعایت اصول پایه دیپلماسی مسیر دوم، میزان دستیابی به اهداف و نقش­های فعالیت مورد نظر در فضای سیاسی، اجتماعی و تاریخی حاکم بر منازعه به صورت کیفی سنجیده می­شود.