دوره و شماره: دوره 26، شماره 109، بهار 1399، صفحه 1-196 
تعداد مقالات: 6
سیاست منابع آب ترکمنستان در فضای هیدروپلیتیک آسیای مرکزی

سیاست منابع آب ترکمنستان در فضای هیدروپلیتیک آسیای مرکزی

صفحه 1-31

انیس پورخسروانی، محمد توحیدفام

چکیده امنیت آب، انرژی و غذای کشورهای آسیای مرکزی به‏دلیل ماهیت به‏شدت یکپارچه سازه‌های آبی و هیدروپلیتیک پیچیده و دستکاری‏شده منطقه به‏طور بالقوه تحت تأثیر تغییرات حتی اندک در سیاست آبی هر یک از این پنج کشور قراردارد. از این‏لحاظ، آسیای مرکزی یا دست‏کم هر یک از دو مجموعه کشورهای واقع در دو حوضه آبریز آمودریا و سیردریا را می‏توان به‏مثابه یک مجموعه امنیتی هیدروپلیتیک درنظرگرفت. هدف مقاله حاضر، تحلیل و ارزیابی سیاست منابع آب ترکمنستان در مجموعه امنیتی هیدروپلیتیک آمودریا با تأکید بر چگونگی استفاده از آب‏های روان‏سطحی فرامرزی است. پرسش اصلی این است، «مشکلات آبی ترکمنستان از کجا ریشه‏می‏گیرد و راه‏حل عملیاتی فایق‏آمدن بر آنها چیست؟»در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده‏است که «ریشه مشکلات آبی ترکمنستان به تقاضاهای روبه‏رشد آبیاری در این کشور تحت تأثیر سه عامل رشد سریع جمعیت، عدم آبیاری بهینه و تغییر اقلیم بازمی‏گردد که در صورت بهینه‏سازی مصرف آب و ایجاد سازوکار چندجانبه تخصیص منصفانه آب با هدف تأمین امنیت آب-انرژی همه کشورهای واقع در مجموعه امنیتی هیدروپلیتیک آمودریا تا حد زیادی مرتفع خواهدشد». مقاله حاضر از نوع کیفی (توصیفی-تحلیلی) بوده و با استفاده از روش‏شناسی استنتاجی انجام پذیرفته‏است و داده‏های توصیفی و یافته‏های به‏دست آمده به این شیوه نیز تحت مفهوم امنیت آب و نظریه مجموعه امنیتی هیدروپلیتیک تجزیه‏وتحلیل شده‏اند. تحلیل یافته‏های مقاله ضمن تأیید نسبی فرضیه بالا نشان‏می‏دهند، ترکمنستان و دیگر کشورهای آبی پایین‏دست چاره‏ای جز "کنارگذاشتن گزینه کشاورزی نقدی و تمرکز بر روی طرح‏های جایگزین برای درآمدزایی و اشتغال جمعیت روستایی" یا "دنباله‏روی از الگویی مشابه سیستم تبادل آب-انرژی دوران شوروی" ندارند.

روایت راه ابریشم ژاپن در آسیای مرکزی و نسبت آن با ابتکار کمربند و راه

روایت راه ابریشم ژاپن در آسیای مرکزی و نسبت آن با ابتکار کمربند و راه

صفحه 33-69

مجتبی تویسرکانی

چکیده دیپلماسی راه ابریشم ژاپن در سال 1997 نخستین کاربرد رسمی و آشکار استعاره راه ابریشم از سوی یک دولت در فضای پساشوروی برای تعامل با جوامع آسیای مرکزی به‏ شمارمی ‏آید. قدرت گفتمان روایی راه ابریشم ژاپن، اگرچه توانست به پیشرفت سریع دیپلماسی توکیو در آسیای مرکزی کمک ‏کند، اما پس از رسیدن به نقطه اوخ خود در سال 2006 با رکود -اما نه افت- مواجه ‏شد. هدف مقاله حاضر را، کشف روند تکاملی روایت راه ابریشم ژاپن در آسیای مرکزی و نسبت آن با کمربند اقتصادی راه ابریشم (بخش قاره‏ای ابتکار کمربند و راه چین) تشکیل ‏می ‏دهد و این پرسش مطرح شده‏ است که «قاعده حاکم بر بازی راه ابریشم ژاپن و چین در آسیای مرکزی کدام‏ است و چرا؟» پاسخ اولیه این بوده ‏است که «رویکرد توکیو درقبال کمربند اقتصادی راه ابریشم به ‏دلیل معطوف‏ بودن اولویت ‏های امنیتی و زیرساختی ژاپن به جنوب و جنوب ‏شرق آسیا و نیز وجود تنگناهای ژئوپلیتیک در اتصال به آسیای مرکزی به ‏تدریج از عدم ‏مشارکت به‏ سمت تعامل مشروط و چندجانبه با بازی جمع جبری مضاعف تغییر کرده‏ است». یافته ‏های مقاله که به شیوه استنتاجی حاصل شده‏ اند با اصلاح فرضیه فوق نشان ‏می ‏دهند که برهم‏ کنش میان روایت ‏های راه ابریشم ژاپن و چین در آسیای مرکزی هیچ‏گاه خصمانه نبوده‏ و میان مشارکت حداقلی و تعامل مشروط/چندجانبه در نوسان بوده ‏است. درعوض، تضاد گفتمانی دو کشور برپایه حاصل‏ جمع جبری صفر به ‏سمت هندو-پاسیفیک میان روایت راه ابریشم دریایی چین و روایت هندو-پاسیفیک آزاد و باز (هپآب) ژاپن سوق یافته ‏است.
 

تبیین دستورکار همگرایی منطقه دریای خزر با تاکید بر وابستگی‌های متقابل

تبیین دستورکار همگرایی منطقه دریای خزر با تاکید بر وابستگی‌های متقابل

صفحه 71-101

رضا سیمبر، کیوان افشاریان

چکیده افزایش کشورهای ساحلی دریای خزر به واسطه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در پایان قرن بیستم و اهمیت مناطق به واسطه افول هژمونی ایالت متحده بر نظام بین ­الملل در ابتدای قرن بیست­ ویکم شرایط ظهور یک منطقه جدید با نام منطقه دریای خزر را فراهم کرده است. منطقه دریای خزر که از پنج کشور ساحلی تشکیل شده، دارای یک قدرت بزرگ، یک قدرت منطقه ­ای و سه قدرت محلی است. باتوجه به اینکه این منطقه در نقطه اتصال قاره آسیا به اروپا  قرار گرفته و منابع فراوانی را در خود جای داده، توجه بازیگران فرامنطقه ­ای به این منطقه معطوف شده است و این افزایش توجه می­ تواند، آینده منطقه را به سوی یک محیط آشوب زده سوق دهد. بنابراین  مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش اساسی است که "چگونه می­توان دستورکار  همگرایی منطقه ­دریای خزر را مشخص نمود؟" در پاسخ به این پرسش از روش پژوهش  ترکیبی- اکتشافی دو مرحله­ ای- استفاده شده است. در مرحله نخست با استفاده از منابع کتابخانه‌ای وابستگی­ های متقابل امنیتی کشورهای منطقه دریای خزر که بر روند همگرایی موثر است در پنج حوزه نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی احصا شده است. در مرحله بعد با استفاده از گویه­ های احصا شده ابزار پرسش­نامه­ تدوین و از نمونه­ 24 نفر آشنا با مسائل منطقه، نظرسنجی به ­عمل آمده است. در انتها با تحلیل کمی پرسش­نامه ­ها سیاست ­های سفلی از سیاست‌های علیا تفکیک و دستورکار همگرایی منطقه دریای خزر پیشنهاد شده است

ایران و محور چین- روسیه در آسیای مرکزی

ایران و محور چین- روسیه در آسیای مرکزی

صفحه 103-138

فرزانه صفری، حمید احمدی، کیهان برزگر

چکیده منطقه آسیای مرکزی به لحاظ پیوندهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژبک از اهمیت قابل توجهی برای ایران برخوردار است. این در حالی است که در سال‌های اخیر دو کشور چین و روسیه نیز توجه بیشتری را به سمت آسیای مرکزی سوق داده و ابتکارات بسیاری را برای گسترش نفوذ و تایید تقدم خود ارائه کرده‌اند. هدف مقاله حاضر، بررسی ابعاد و ویژگی‌های محور چین-روسیه در آسیای‌مرکزی و فرصت‌هایی است که راهبرد دو کشور در این منطقه پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهند. بر این پایه، مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی به دنبال دست یافتن به پاسخی مناسب برای این پرسش است که در میان اهداف منطقه‌ای مسکو و پکن در آسیای مرکزی، جمهوری اسلامی ایران چگونه می‌تواند به تامین منافع خود در این منطقه نزدیک‌تر شود؟ فرضیه مقاله این است که «نگرانی متقابل چین و روسیه در خصوص منافع امنیتی، اقتصادی و نهادی منجر به اتخاذ سیاست‌های هماهنگ از جانب دو کشور شده این موضوع توازن منطقه‌ای را به دنبال دارد و جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در چنین فضایی با در پیش گرفتن رویکرد مشارکت‌گرای تدافعی به تامین منافع اقتصادی و امنیتی خود در منطقه نزدیک شود». پایه‌های نظری مقاله بر نظریات واقع‌گرایان (ساختاری) تدافعی و تهاجمی استوار است و یافته‌های موجود بر اساس گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای، اسناد، منابع فضای مجازی و آمار و ارقام می‌باشد.

دیپلماسی سایبری روسیه برای تحول در رژیم حکمرانی فضای مجازی

دیپلماسی سایبری روسیه برای تحول در رژیم حکمرانی فضای مجازی

صفحه 140-174

سمیه قنبری

چکیده کوشش ‏های دیپلماتیک وسیع روسیه در حوزه تصدی ‏گری و تنظیم مقررات فضای مجازی که از آن تحت عنوان دیپلماسی سایبری نام برده ‏می ‏شود تا به امروز سه مرحله از توسعه را پشت سر گذاشته ‏است. هدف دیپلماسی سایبری روسیه در ابتدا به جلوگیری از نظامی ‏سازی فضای سایبر معطوف ‏بود، اما با توسعه ابعاد جنگ سایبری و اطلاعات به مرحله متقاعدسازی دولت ‏ها برای پذیرش برخی انواع قواعد حاکم بر رفتار دولت‏ ها در فضای سایبر واردشد و در ادامه به تلاش برای انعقاد موافقت‏نامه ‏های دوجانبه با برخی دولتهای غربی با هدف منع استفاده نظامی از فناوری‏های اطلاعات و ارتباطات علیه یکدیگر منجرشد. این مقاله با هدف رونمایی از ابتکارها، اولویت ‏ها، انگیزه ‏ها و پیامدهای دیپلماسی سایبری روسیه در سطوح جهانی، منطقه‌ای و دوجانبه تدوین شده و به‏ دنبال ارائه پاسخی مناسب به این پرسش محوری است که «خاستگاه فکری دیپلماسی سایبری روسیه چیست و چه هدفی را دنبال‏ می ‏کند؟» ریشه دیپلماسی سایبری روسیه برپایه یافته ‏های مقاله به فهم این کشور از قلمروی سایبر به ‏مثابه ابزار جدید سلطه غرب بازمی ‏گردد. هدف غایی مسکو از تلاش ‏های دیپلماتیک در سپهر سایبر را نیز رفع تصدی‏گری از موجودیت ‏های طرفدار واشنگتن، بروکسل و ناتو بر فضای سایبر با ایجاد حکمرانی جهانی فضای مجازی تشکیل‏ می ‏دهد. مقاله حاضر از نوع کیفی (توصیفی-تحلیلی) بوده و با استفاده از روش‏شناسی استنتاجی انجام پذیرفته ‏است و داده ‏های توصیفی و یافته‏ های به ‏دست ‏آمده نیز تحت مفهوم حکمرانی فضای مجازی و ماهیت غیرقطعی و سیال این مفهوم تجزیه ‏و تحلیل شده ‏اند.

نقش ابتکارات منطقه ای در گذار از نظام تک ‌قطبی به نظام چندقطبی ( مطالعه موردی طرح اوراسیای بزرگ تر)

نقش ابتکارات منطقه ای در گذار از نظام تک ‌قطبی به نظام چندقطبی ( مطالعه موردی طرح اوراسیای بزرگ تر)

صفحه 176-196

سید امیر نیاکویی، عسگر صفری

چکیده ساختار نظام بین ­الملل کنونی نتیجه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظم دو قطبی است. مهم­ترین ویژگی این نظام توزیع نابرابر قدرت است. این ساختار که از آن به عنوان نظم تک قطبی یاد می ­شود، باعث افزایش رقابت میان بازیگران اصلی نظام بین ­الملل برای پر کردن شکاف قدرت شده است. به عقیده برخی­ ها این کشمکش­ ها می ­توانند، زمینه انتقال نظام بین­الملل به یک نظم چند قطبی را فراهم کنند. از جمله استدلال ­ها در این زمینه ضعف ایالات متحده آمریکا، ظهور قدرت ­های جدید و شکل­ گیری قطب ­های جدید در قالب طرح ­های منطقه ­ای است. جدیدترین نمونه برای تحقق چنین بلوکی از قدرت­های غیر غربی طرح اوراسیای بزرگ­تر است که بعد از بحران اوکراین از سوی روسیه پیگیری می ­شود. ایده "اوراسیای بزرگ" به فضایی اشاره دارد که از لیسبون تا شانگهای امتداد می ­یابد. در عین حال، آن یک نوآوری ژئوپلیتیک، شعار سیاسی، آرزوی اقتصادی و ساختار ایدئولوژیک است. مهم‌تر از همه این که به دنبال ایجاد یک نظم جدید و پسا آمریکایی است که در آن روسیه نقش حیاتی داشته باشد. با توجه به این موضوع، سوال اصلی مقاله عبارت است، طرح ­های منطقه­ ای از جمله طرح اوراسیای بزرگتر چه نقش وکارکردی می ­توانند در گذار نظام بین ­الملل کنونی به یک نظم چند قطبی داشته باشند؟ به عقیده نویسندگان با توجه به ویژگی عدم توزان قدرت در نظام بین ­المللی و تلاش دایمی بازیگران برای جبران این امر، طرح ­های منطقه‌ای ابزاری ابتکاری در جهت تمرکز زدایی از قدرت در نظام بین ­الملل بوده و دوکارکرد عمده دارند؛ اولا از رویارویی مستقیم بازیگران اصلی نظام بین ­الملل جلوگیری می ­کنند (همکاری روسیه و چین در قالب این طرح برای عدم رویارویی مستقیم با آمریکا) و در وهله دوم از طریق ارائه قواعد جایگزین به شکل­ گیری یک نظم چند قطبی کمک می­ کنند (تلاش روسیه برای تغییر هنجارهای نظم لیبرالی). به دلیل پیچدگی ­های حاکم بر روابط بازیگران در چنین مجموعه­ هایی سرعت این انتقال پایین خواهد بود، اما در بلندمدت در صورت تحقق می­ توانند نقش­ اساسی در ایجاد یک نظم چندقطبی کامل داشته باشند. روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است.