دوره و شماره: دوره 30، شماره 128، زمستان 1403، صفحه 0-242 
تعداد مقالات: 8
روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

روسیه و منطقه گرایی در اروپای شرقی و مرکزی

صفحه 3-34

جواد شفقت نیاآباد، رضا اختیاری امیری

چکیده تاریخ دیپلماسی اروپا نشان می‌دهد که امنیت روسیه در گرو نفوذ راهبردی این‌کشور در اروپای شرقی و مرکزی است. با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، راهبرد بازیابی جایگاه و امنیت روسیه در اروپای شرقی و مرکزی، نگرانی‌هایی را برای کشورهای منطقه بوجود آورد. در همین ارتباط، وقوع بحران اوکراین در سال 2014 و الحاق کریمه به روسیه، امنیت منطقه و کل اروپا را با چالش جدی مواجه ساخت. لذا کشورهای منطقه درجهت موازنه‌سازی در برابر قدرت و نفوذ روسیه، به تشکیل الگوهای منطقه‌گرایی روی آوردند، که نوعی نگاه ضدروسی بر آن حاکم است. در این میان، جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022، موجب همپوشانی و همسویی در رفتارضدروسی قالب‌های چندجانبه‌ منطقه‌گرایی شده است. با در نظرگرفتن ملاحظات فوق این سوال مطرح می‌شود که منطقه‌گرایی ضدروسی در اروپای شرقی و مرکزی چگونه منافع ملی روسیه را با تهدید مواجه ساخته است؟ فرضیه پژوهش بدین گونه طرح شده است که منطقه گرایی ضد روسی در حوزه شرقی و مرکزی اروپا از طریق همگرایی سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورهای منطقه توانسته است منافع و امنیت ملی روسیه را با تهدیدات گوناگونی مواجه سازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که توسعه مناسبات راهبردی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی در قالب مثلث‌های همکاری‌جویانه سه جانبه، سازمان‌های منطقه‌ای و ابتکارهای چندجانبه در جهت موازنه‌سازی در برابر روسیه، تهدیدات نظامی- امنیتی، سیاسی و اقتصادی علیه منافع ملی مسکو در منطقه ایجاد کرده است. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی- تبیینی می‌باشد و از نظریه موازنه‌قوا نوواقع-گرایی برای تبیین موضوع بهره گرفته است.

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

امنیت آسیای مرکزی و ابتکار پنج به علاوه یک

صفحه 25-50

علی رضا شیخ محمدی، سکینه هاشمی

چکیده مقاله حاضر به بررسی تأثیر ابتکار 5+1 بر ساختار امنیتی آسیای مرکزی از زمان تأسیس در سال 2015 تا 2024 می‌پردازد. هدف اصلی، تحلیل چگونگی تأثیرگذاری این ابتکار بر الگوهای همکاری و رقابت امنیتی در منطقه است. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای، مفهوم امنیتی‌سازی، و نظریه گروه مرجع است که امکان بررسی جامع پویایی‌های امنیتی منطقه را فراهم می‌آورد. روش‌شناسی تحقیق بر تحلیل محتوای کیفی اسناد و گزارش‌های رسمی و بررسی منابع ثانویه شامل مقالات علمی و گزارش‌های تحلیلی استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابتکار 5+1، ضمن ایجاد تحولاتی در ساختار امنیتی منطقه و افزایش گزینه‌های استراتژیک کشورهای آسیای مرکزی، چالش‌هایی نیز در زمینه حفظ استقلال عمل این کشورها ایجاد کرده است. این ابتکار، اگرچه مؤثر بوده، اما نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده امنیتی منطقه نداشته است. رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ در منطقه، پویایی‌های امنیتی پیچیده‌ای را شکل داده که مستلزم مدیریت هوشمندانه از سوی کشورهای منطقه است. نتایج حاکی از آن است که آینده ساختار امنیتی آسیای مرکزی بر اساس تعاملی پیچیده بین همکاری و رقابت شکل خواهد گرفت، و نقش ابتکار 5+1 را می‌توان به عنوان کاتالیزوری برای این تعامل در نظر گرفت. موفقیت بلندمدت ابتکارهای سیاسی و امنیتی در آسیای مرکزی، مستلزم توجه به نیازهای واقعی منطقه، ایجاد توازن بین منافع قدرت‌های بزرگ و استقلال کشورهای منطقه، تقویت همکاری‌های درون منطقه‌ای، و توسعه ظرفیت‌های داخلی است.

روسیه و انضمام نمودن دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا

روسیه و انضمام نمودن دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا

صفحه 51-80

علی موسائی، عنایت‌الله یزدانی

چکیده حمله نظامی روسیه به اوکراین در 24 فوریه 2022 و انضمام چهار منطقه دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه، بزرگ‌ترین درگیری نظامی پس از جنگ دوم جهانی در اروپا محسوب می‌شود که تبیین چرایی رویارویی نظامی روسیه و اوکراین و انضمام این مناطق به فدراسیون را ضروری می‌نماید. ازاین‌رو، هدف اصلی این مقاله، پاسخگویی به این سؤالات است که اولاً چرا روسیه تصمیم به حمله نظامی به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه گرفت و ثانیاً علل گسترش بحران و موفقیت‌آمیز بودن این انضمام‌ها چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که علت تصمیم روسیه جهت حمله نظامی به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه رفع تهدیدات ناشی از عضویت احتمالی اوکراین در ناتو بوده است، همچنین تغییرات به وجود آمده در ارزش‌ها و هنجارهای مشترک میان اوکراین و روسیه در طول بحران و اشتراکات و پیوندهای تاریخی، زبانی، قومی- نژادی و مذهبی میان جامعه روسیه با جوامع این مناطق نقش مهمی در گسترش بحران و موفقیت‌آمیز بودن انضمام‌ها داشته‌اند. برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های پژوهش از روش کیفی مطالعه موردی چندگانه بهره گرفته‌شده است. داده‌ها نیز به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و با رویکردی توصیفی – تحلیلی در بستر مفهومی نظریه‌های موازنه تهدید و سازه‌انگاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هم عوامل مادی و هم غیرمادی در حمله نظامی روسیه به اوکراین و انضمام دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا به فدراسیون روسیه نقش داشته‌اند.

جنگ ترکیبی از منظر روسیه (2012-2024)

جنگ ترکیبی از منظر روسیه (2012-2024)

صفحه 81-112

فتح الله کلانتری، حسین کمال زارع

چکیده جنگ ترکیبی به‌عنوان یکی از پرکاربرد‌ترین مفاهیم نظام بین‌الملل کنونی، از اهمیت بالایی در سیاست خارجی کشورها برخوردار بوده و امروزه اکثریت کشورها به خصوص قدرت‌های بزرگ نظیر روسیه، در پی استفاده حداکثری از این مفهوم در راستای تامین منافع خود می‌باشند. فلذا، نیاز است که درک کشورها (خصوصا قدرت‌ها) از این مفهوم به طور عمیق مورد بررسی قرارگیرد. به همین منظور، تبیین جنگ ترکیبی از منظر روسیه، به عنوان یکی از مهم‌ترین قدرت‌های نظام بین‌الملل کنونی، دارای اهمیت ویژه‌ای برای ج.ا.ایران می‌باشد. هدف اصلی تحقیق کشف و تبیین درک مسکو از مفهوم جنگ ترکیبی است. این تحقیق کاربردی و به روش اکتشافی-استقرایی انجام شده است. این پژوهش در کنار ابزار اسنادی خود که متشکل از ادبیات پیشین و اسناد فرادستی روسیه می‌باشد، از ابزار میدانی با جامعه آماری 30 نفره نیز بهره برده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد، کشور روسیه به واسطه سرمایه‌گذاری گسترده و توجه ویژه خود به مولفه‌های سخت و نرم قدرت، اکنون دارای بالاترین قابلیت‌ها در عرصه نظامی، امنیتی و سایبری بوده و در بخش رسانه‌ای، اقتصادی و سیاسی نیز پیشرفت چشمگیری داشته است که همین امر، ابتکار عمل مسکو را در راستای دفع تهدیدات ترکیبی و اقدامات متقابل در این حوزه را به طرز چشمگیری افزایش داده ‌و جنگ ترکیبی را به ابزار مهمی در مناسبات این کشور تبدیل کرده است. جنگ ترکیبی مفهومی بسیار حیاتی در اسناد امنیتی روسیه بوده و شناسایی تهدیدات ترکیبی و آمادگی حداکثری در برابر آن‌ها از مهمترین اولویت‌های امنیتی کرملین می‌باشد.

نوروز ، بستری مشترک برای دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه

نوروز ، بستری مشترک برای دیپلماسی فرهنگی ایران و ترکیه

صفحه 113-134

علی زارع، سید محمد کاظم سجادپور

چکیده نوروز یکی از آیینهایی است که هر ساله با اعتدال بهاری در ایران و کشورهای متاثر از حوزۀ تمدنی ایران و نیز ترکیه برگزار می‌شود. نوروز یک پدیدۀ فرهنگی است و می‌تواند به عنوان عنصری کلیدی برای پیوند کشورهای برگزار کنندۀ آن باشد. ایران و ترکیه به عنوان دو کشور همسایه، همیشه با یکدیگر در حال مراودات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده و هستند. یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگی مشترک بین ایران و ترکیه، نوروز باستانی است. پرسش مقالۀ حاضر این است که نوروز چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در دو کشور ایران و ترکیه دارد و نقش نوروز در دیپلماسی فرهنگی دو کشور چگونه ارزیابی می‌شود و این که چه خطوط اشتراکی فرهنگی بین ایران و ترکیه وجود دارد. به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت قدرت نرم و نمودهای فرهنگی، نوروز می‌تواند به تعمیق روابط فرهنگی ایران و ترکیه کمک شایانی کند. مراسم پیشواز رفتن نوروز، خانه تکانی، سفرۀ هفت سین، خرید لباس نو و دید و بازدید اقوام جزء اشتراکات نوروزی بین دو کشور است. از بعد تفاوت‌ها، نوروز در نقاط مختلف ایران و ترکیه دارای تفاو‌هایی در باب چگونگی برگزاری مراسم و تفاوت‌های مردم‌شناختی است که بدان اشاره شده است. در کنار نوروز، میراث زبان و ادب فارسی و نفوذ آن بر فرهنگ ترکی، مجموعه‌های خطی فارسی در مراکز فرهنگی ترکیه و آثار منظوم و منثور مولانا جزء خطوط اشتراک فرهنگی ایران و ترکیه به شمار می‌روند. روش پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و گردآوری داده‌ها از مقالات، کتاب‌ها و بررسی آنها به روش توصیفی-تحلیلی است

اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

اهداف ترکیه در قفقازجنوبی

صفحه 135-161

حسین فتاحی اردکانی

چکیده قفقاز جنوبی منطقه بسیار مهمی است که در چشم‌انداز ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم از جایگاه قابل توجهی برخوردار است. جنگ‌های اوکراین و قره‌باغ برای ترکیه فرصت منحصربه‌فردی را فراهم کرد تا چشم‌انداز جدید راهبردی خود را بازنگری کند. ترکیه به دنبال اجرای پروژه اعتمادسازی با آذربایجان، گرجستان و ارمنستان برای ایجاد ثبات و تعادل یک راهبرد چندوجهی در پیش گرفته است. پژوهش حاضر با کاربست نظریه سازه‌انگاری به دنبال پاسخ به این پرسش است که اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی ترکیه در کشورهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ترکیه یک راهبرد چندوجهی را برای دست‌یابی به اهداف اقتصادی (دسترسی به بازار مصرف، سرمایه‌گذاری و تسلط بر خطوط انرژی و تأمین امنیت انرژی)، سیاسی و استراتژیک (گسترش حوزه تأثیرگذاری استراتژیکی و ژئوپلیتیکی در منطقه و محیط بین-الملل) و نظامی و امنیتی (تغییر موازنه نظامی و امنیتی منطقه از طریق اعطای کمک به متحدین راهبردی) به کار بسته است. نتیجه اینکه به دنبال تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیک در قفقاز، ترکیه تلاش می‌کند با کاربست راهبرد چندوجهی ضمن کاهش نقش رقبا، روسیه و ایران در منطقه و با پیدا کردن راهی برای بهبود روابط با ارمنستان، وزن ژئوپلیتیکی خود را در جهان رو به تغییر و نظم چندقطبی بین‌الملل ارتقاء بخشد.

زنان : صلح‌‌سازی و صلح‌بانی در قفقاز جنوبی

زنان : صلح‌‌سازی و صلح‌بانی در قفقاز جنوبی

صفحه 163-202

فهیمه خوانساری فرد، مسلم کرم زادی

چکیده گذار از کشمکش‌ها با برابری جنسیتی در عرصه صلح‌سازی، رابطه‌ای مستقیم دارد.همان‌گونه که جنگ، زندگی همه ابنای بشررا تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ عدالت ایجاب می‌کند که در روند برقراری صلح نیز همه انسان‌ها مشارکت کنند.از سوی دیگر، استفاده روزافزون از زنان در سازمان‌های تروریستی ، نشان‌گر نیاز به توجه به این بخش مغفول روند صلح‌سازی است.محققان براین باورند که در بسیاری از موارد ناکامی در روند صلح‌سازی به دلیل عدم حضور زنان در این روند است.این در حالی است که به باور بسیاری بار عمده کشمکش‌ها بر دوش زنان است و استفاده از نقش آنان به روند صلح‌سازی کمک می‌کند.از این رو امروزه گذار از کشمکش‌ها با برابری جنسیتی گره خورده است.بنابراین سوأل پژوهش حاضر این است که میزان تأثیر عامل جنسیت و زنان در گذار از کشمکش‌ها در منطقه قفقاز جنوبی در سال‌های پس از استقلال چگونه بوده است؟شواهد نشان می‌دهد که زنان قفقاز جنوبی هم‌زمان با تغییر در دیدگاه‌های نهادهای سیاسی پسااستقلال نسبت به توان آنان، با تقویت ادراک از نقش برجسته خویش در این مسیر توانسته‌اند در روندهای صلح‌سازی و صلح‌بانی مشارکت کنند.با این حال، به رغم وجود ابزارهای قانونی و مشارکت زنان،آمیزه‌ای از تسلط پررنگ هنجارهای مردسالارانه بر جامعه، فقدان خودباوری در زنان و تأثیر اندک سازمان‌های غیررسمی، باعث شده تا زنان هم‌چنان به جایگاه واقعی خود در روند ایجاد جامعه پساکشمکش دست نیابند.بررسی نقش زنان در گذار از کشمکش‌های پسااستقلال در قفقاز جنوبی در بستر ادبیات نظری جنسیت، جنگ و صلح با روش تحلیلی- توصیفی و به شیوه تاریخی، این فرضیه را تأیید می‌کند.

مذهب در فرهنگ استراتژیک ایران و روسیه

مذهب در فرهنگ استراتژیک ایران و روسیه

صفحه 203-232

صارم شیراوند، زهرا پیشگاهی فرد

چکیده فرهنگ استراتژیک جوهره نگرش نخبگان و جامعه نسبت به مفهوم قدرت و استفاده از آن در جهان و محیط پیرامون است. شاخص های فرهنگ استراتژیک تحت تأثیر چهار منبع اصلی مذهب و ایدئولوژی، ساختار نظام بین الملل، جغرافیا و ژئوپلیتیک و تجربیات تاریخی است. سوال مقاله از این قرار است که تاثیرپذیری از مذهب و ایدئولوژی در فرهنگ استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه چگونه بوده و در این زمینه‌ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان این دو وجود دارد؟ فرضیه مقاله عبرات است از اینکه گفتمان ارتدوکس روسی و گفتمان اسلام شیعی، با ایجاد ذهنیت و ادراک استراتژیک، مرزبندی-های تفکر و رفتار روسیه و ایران را به گونه‌ای تعریف نموده است که از یک جایگاه شبه الهی برخودار گشته است. مهمترین وجه اشتراک نقش مذهب در فرهنگ استراتژیک این دو کشور «تعیین هویت جمعی و مرزبندی هویتی» و «تقویت حس استثناگرایی » و همچنین مهمترین تفاوت‌ها مبتنی بر «توسعه‌طلبی ژئوپلیتیکی در برابر عدالت‌طلبی»، «الهام‌بخشی و معناگرایی در برابر عملگرایی منفعت‌محور و غایت مادی‌گرایانه»و «ناسیونالیسم قومی در برابر انترناسیونالیسم اسلامی (امت‌گرایی)» است. در این مقاله روش تحقیق به صورت تبیینی – تحلیلی است.