دوره و شماره: دوره 25، شماره 108، زمستان 1398، صفحه 1-196 
تعداد مقالات: 6
قدرت تحول‏ گرای اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی

قدرت تحول‏ گرای اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی

صفحه 1-32

ذبیح اله رضایی، علی محمد حقیقی

چکیده هدف غایی قدرت هنجاری (نرم یا مدنی)، تغییر رفتار بازیگران به شیوه ‏‏های غیراجبارآمیز است. از این رو، اثربخشی "قدرت هنجاری اروپا" در کشورهای پساشوروی را باید برحسب مفهوم "قدرت تحول‏ گرا" یعنی میزان تأثیر واقعی طرح ‏ها و تلاش ‏های بروکسل بر فرایند گذار در این کشورها مورد سنجش قرار داد. این بعد از قدرت اتحادیه اروپایی با "همبستگی داوطلبان" در داخل و "حکمرانی بیرونی" در خارج مرزهای آن تعریف ‏می‏ شود. قدرت هنجاری اروپا با تکیه بر "قدرت تحول‏گرای اتحادیه اروپایی" اهداف زیربنایی بلندپروازانه‏ ای را در آسیای مرکزی دنبال می‏ کند و هدف مقاله حاضر، بررسی و تحلیل اثربخشی آن است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهرم اتحادیه اروپایی برای پیاده ‏سازی قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی چیست و تا چه میزان اثربخش بوده‏ است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی با اهرم قدرت تحول‏گرای اتحادیه اروپایی برای ایجاد تحول اقتصادی (گذار به اقتصاد بازار تمام‌عیار) و سیاسی (گذار به نظم دموکراتیک) اعمال می‏ شود و چون تأثیر این تحولات بر فرایند گذار کشورهای آسیای مرکزی ناچیز بوده است، اثربخشی قدرت هنجاری اروپا در آسیای مرکزی اندک ارزیابی می‏ شود.» این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ها از روش ‏شناسی استنباطی استفاده شده است. یافته ‏های مقاله نیز ضمن تأیید فرضیه، نشان می‏ دهند که جوامع و دولت ‏های آسیای مرکزی به ‏لحاظ اقتصادی الگوی "سرمایه ‏داری دولتی" چین را بر الگوی اقتصاد بازار تمام ‏عیار ترجیح می‏ دهند و به‏ لحاظ سیاسی الگوی "دموکراسی هدایت ‏شده از داخل" را برتر از الگوی دموکراسی لیبرال می‏دانند.
 

چهره تازه بازدارندگی هسته ای روسیه

چهره تازه بازدارندگی هسته ای روسیه

صفحه 33-63

علیرضا شیخ محمدی

چکیده روسیه طی یک دهه گذشته به رغم مواجهه با تنگناهای اقتصادی و مناقشه های متعدد بین المللی از هدف خود مبنی بر ایجاد بازدارندگی راهبردی بایسته در برابر ایالات متحده کوتاه نیامد. در نتیجه این تلاش ها، روسیه امروزه به سلاح ها و پرتابه های راهبردی فوق پیشرفته ای در مقیاس ابر صوت دست یافته است که این کشور را از دیگر قدرت های هسته ای جهان متمایز می سازد . هدف مقاله حاضر، بررسی ابعاد و ویژگیهای راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه، دلایل اتخاذ آن از سوی مسکو و نیز پیامدهای آن بر مناسبات روسیه با اروپا و ا یالات متحده است. براین پایه، مقاله برجسته ترین ویژگی » حاضر به دنبال دست یابی به پاسخی مناسب برای این پرسش اصلی است که راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه چیست و پیامدها ی آن بر مناسبات روسیه –اتحادیه قابلیت تهدید مستقیم ایالات »، فرضیه آغازین مقاله این است؟ «اروپایی -ایالات متحده کدام است متحده به جای تهدید نیابتی اروپا، برجسته ترین و یژگی راهبرد جدید بازدارندگی هسته ای روسیه به شمار می آید که می تواند با نزدیکی روسیه به اتحادیه اروپا یی و تعمیق شکاف در دو سوی مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و با روش شناسی توصیفی-تبیینی انجام .« آتلانتیک همراه باشد پذیرفته و پایه های نظری آن بر نظریه بازدارندگی (هسته ای) استوار است . در پایان نیز فرضیه مقاله با لحاظ فرض نظری حذف متغیرهای مداخله گر، بر پایه یافته های مقاله مورد تأیید قرار گرفت.

ویژگی‏ ها و محرک ‏های سیاست اقلیمی هوشمند روسیه

ویژگی‏ ها و محرک ‏های سیاست اقلیمی هوشمند روسیه

صفحه 67-100

مرضیه شیرزادی

چکیده گرمایش زمین از یک‏سو برای روسیه برخی فرصت‌ها را پدید آورد و از سوی دیگر دربردارنده مخاطراتی برای این کشور است. به همین جهت، روسیه نه به انکار مداوم تأثیر تغییرات اقلیمی بر محیط‏ زیست و یا نقش بشر در آن روی آورده است و نه در خط مقدم مبارزه جهانی با تغییر آب‏ وهوا قرار دارد. هدف اصلی مقاله حاضر، شناخت ابعاد و ویژگی اصلی سیاست اقلیمی هوشمند روسیه و کشف دلایل اتخاذ چنین سیاستی از سوی فدراسیون روسیه است. از این رو، پرسش مقاله این است که «ویژگی اصلی سیاست اقلیمی هوشمند روسیه چیست و محرک‏های اصلی اتخاذ آن کدام هستند؟» مقاله حاضر از نوع کتابخانه ‏ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. این مطالعه همچنین تحت چارچوب مفهومی سیاست اقلیمی هوشمند تدوین شده است. برپایه یافته ‏های مقاله، پاسخ نهایی پرسش مقاله این است که ویژگی اصلی سیاست اقلیمی هوشمند روسیه این است که هم‏زمان با تلاش برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‏ ای با پدیده تغییر اقلیم همراه شده است تا از مزایای آن استفاده نماید. ارتقا بهره ‏وری انرژی، زمینه‏ سازی برای استفاده از ظرفیت ‏های انرژی برگشت‏ پذیر، محافظت از دارایی‏ های این کشور در شمالگان، کاهش تعداد و افزایش فاصله زمانی وقوع بلایای طبیعی و حفظ تعادل فصلی، محرک‏های اصلی روسیه برای کاهش گازهای گلخانه‏ ای به ‏شمار می ‏آیند. اصلی ‏ترین محرک سیاست روسیه در همراهی با پدیده تغییر اقلیم نیز به نقش گرمایش زمین در تسهیل دسترسی به منابع طبیعی شمالگان، ایجاد مسیرهای جدید کشتی‏رانی در شمالگان، کاهش هزینه ‏های تأمین گرما برای جمعیت ساکن در مناطق سردسیر شمال روسیه و افزایش وسعت زمین‏های مناسب برای کشاورزی در این مناطق بازمی‏گردد.

تحلیل مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏‏الملل

تحلیل مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏‏الملل

صفحه 101-141

عطااله صالحی

چکیده شکل ‏گیری جنبش یورو میدان از سوی هواداران اروپا و دگردیسی آن به انقلاب 2014 اوکراین بلافاصله با اعتراض‏ های ضدمیدان هواداران روسیه در شرق اوکراین پاسخ داده‏ شد که در ادامه به‏ سوی خواسته ‏های جدایی ‏طلبانه، بروز مناقشه مسلحانه دنباس و در نهایت اعلام استقلال جمهوری‏ های خودخوانده دونتسک و لوهانسک سوق ‏یافت. در واقع این بحران علاوه بر تحریک احساسات و پویایی‏ های چهار مناقشه سرزمینی منجمد پیشین در فضای پساشوروی شامل ناگورنو-قره‏باغ، جمهوری اوستیای جنوبی، آبخازیا و ترانس‌نیستریا، مورد جدیدی را بر آنها افزود. هدف مقاله حاضر، تبیین و ارزیابی مناقشه دنباس از منظر حقوق بین ‏الملل است و این پرسش مطرح شده ‏است که «موضع رژیم حقوقی بین ‏المللی در قبال مشروعیت اعلام استقلال جمهوری‏ های دونتسک و لوهانسک و قانونی‏بودن شناسایی آنها از سوی دولت‏ ها چیست؟» فرضیه به ‏آزمون گذاشته ‏شده این است که «اعلام استقلال این دو جمهوری به ‏دلیل عدم احراز ناحقی حکومت اوکراین، فقدان شرایط توسل به حق تعیین سرنوشت چاره‏ جویانه، نقض اصول متعدد حقوق بین ‏الملل و عدم برخورداری از معیارهای دولت‏ بودگی فاقد مشروعیت است و چون به‏ مثابه موجودیت‏ های تروریستی در حوزه صلاحیت و اقتدار دولت اوکراین قراردارند، شناسایی آنها مداخله در امور داخلی این کشور و غیرقانونی بوده و مسئولیت بین ‏المللی به‏ دنبال خواهدداشت». تا به امروز نیز فهم حقوقی غیرقانونی‏ بودن شناسایی این دو جمهوری دست‏کم در حالت دوژور با عملکرد سیاسی دولت ‏ها در انطباق قرار داشته ‏است و این دو موجودیت از سوی هیچ دولت مستقل حاکمی به ‏رسمیت شناخته ‏نشده ‏اند. این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و در فرایند آزمون این فرضیه از روش‏شناسی استنتاجی استفاده شده ‏است. پایه ‏های نظری این مطالعه را مفهوم ‏سازی مناقشه ‏های منجمد و معیارسنجی مشروعیت اعلام استقلال دولت‏های جداشده طی مناقشه ‏های منجمد تشکیل‏ می ‏دهد.

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

فرصت‎های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی

صفحه 141-168

شهرام فرسائی، حاکم قاسمی، بهرام نوازنی

چکیده در­­­­­­­­­­­­­­­ چند سال گذشته دیدگاههای مختلفی در مورد توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران از طریق همگرایی در اتحادیه اقتصادی اوراسیایی مطرح شده است. برخی معتقد هستند، اتحادیه اقتصادی اوراسیایی به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و اهمیت ژئوپلیتیک اعضای آن و همچنین ضرورت توسعه اقتصادی کشور از طریق همگرایی اقتصادی منطقه‌ای باید مورد توجه سیاست خارجی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. برخی دیگر معتقد می‌باشند، همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی میتواند، چالشهایی را برای ایران به همراه داشته و زمینه پی‌گیری سیاست‌های توسعه‌گرایی بیشتر روسیه را فراهم آورد و در نتیجه با افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه در منطقه، ایران هر چه بیشتر گرفتار رقابت ژئوپلیتیک شود. اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش دارد ﺗﺎ فرصت‌های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳـــﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ. پرسش اصلی اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ همگرایی جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیایی چه فرصتهای اقتصادی را برای کشورمان ایجاد خواهد کرد؟ و این ﻓﺮﺿﯿﻪ را به آزمون گذاشته است ﮐﻪ همگرایی مقدماتی ایران با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیایی باعث خواهد شد، ضمن کاهش فشار تحریمی غرب، بسترهای لازم برای توسعه اقتصادی و تجارت خارجی ایران و بهره مندی از ظرفیت‌های اقتصادی اتحادیه فراهم آید. یافته‌های مقاله حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای، موید فرضیه مقاله است.  

دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان

دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان

صفحه 170-197

الهه کولایی، سیدمهدی حسینی تقی‌آباد

چکیده دیپلماسی علمی در پرتو رشد پرشتاب و نقش روزافزون دانش و فناوری در زندگی انسان‌ها در قرن بیست‌ویکم، اهمیتی فزاینده در عرصه روابط بین‌الملل یافته است. گرایش ایران به پیشرفت در حوزه‌های علم‌ و فناوری و دستاوردهای این کشور در این زمینه‌ها از یک سو و از سوی دیگر، رویکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در به‌کارگیری قدرت نرم، معطوف به افزایش همکاری‌ها با همسایگان، دیپلماسی علمی را به‌منزله ابزاری مناسب در جهت یاری ایران برای تحقق اهدافش معطوف به پیشرفت در حوزه‌های علمی و فناوری و همچنین ارتقا مناسبات با همسایگان، معرفی می‌کند. در این چارچوب، مقاله حاضر به بررسی دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان به‌منزله یکی از همسایگان، اختصاص یافته است. پرسش اصلی مقاله این است که «جایگاه و ابعاد دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان چیست و در جهت ارتقا این شکل از دیپلماسی چه راه‌کارهایی وجود دارد؟» فرضیه مقاله این است که «دیپلماسی علمی ایران در روابط با ارمنستان متناسب با ظرفیت‌های موجود نبوده و در همه ابعاد آن بخش‌های دیده نشده‌ای وجود دارد که نیازمند ابتکارهایی برای ارتقا است». در این مقاله از روش توصیفی ـ تحلیلی برای تبیین مطالب استفاده شده است.