دوره و شماره: دوره 26، شماره 110 - شماره پیاپی 3، تابستان 1399، صفحه 1-201 
تعداد مقالات: 6
دولت‏‏ های آسیای مرکزی از همکاری منطقه ‏‏ای تا وابستگی به قدرت ‏‏های بزرگ

دولت‏‏ های آسیای مرکزی از همکاری منطقه ‏‏ای تا وابستگی به قدرت ‏‏های بزرگ

صفحه 1-37

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.1.2

علی بصیری‌‏نیا، امین کوشکی

چکیده آسیای مرکزی به‏ رغم برخورداری از ویژگی ‏‏های منطقه ‏بودگی و نیز وجود پیش‏را ن‏ها و محرک ‏های فراوان برای نیل به همگرایی درون ‏منطقه‏ ای تا به امروز از مزیت ‏های منطقه ‏گرایی بی ‏بهره مانده است. دولت‏ های آسیای مرکزی پیوستن به ترتیبات و نهادهای منطقه‏ ای سلسله‏ مراتبی به رهبری قدرت ‏های بزرگ را به تلاش برای ایجاد نهادهای درون ‏منطقه ‏ای و  نیل به منطقه ‏گراییترجیح داده ‏اند. هدف کلی مقاله حاضر، مطالعه عوامل بیرونی مؤثر بر فقدان منطقه‏ گرایی در آسیای مرکزی و نسبت آن با رشد همگرایی وابسته در این منطقه (از طریق مشارکت دولت ‏های آسیای مرکزی در ترتیبات و نهادهای منطقه ‏ای سلسله‏ مراتبی به رهبری قدرت ‏های بزرگ) است. هدف مذکور در این پرسش خلاصه شده است که «پیش ‏شرط اساسی ظهور منطقه‏ گرایی در آسیای مرکزی چیست؟» پاسخ اولیه این است که «تأسیس نهادهای درون‏ منطقه ‏ای رسمی با حضور همه یا اکثر کشورهای آسیای مرکزی به‏ گونه‏ای که وفاداری و تعهد دولت‏ های عضو نسبت به اهداف و منافع نهادهای درون ‏منطقه‏ ای و اعضای آنها بیش از وفاداری و تعهد آنها به دیگر دولت ‏ها و نهادهای منطقه ‏ای و فرامنطقه ‏ای باشد، اصلی‏ ترین پیش‏ شرط ظهور منطقه‏ گرایی در آسیای مرکزی است». مقاله حاضر از نوع کیفی (توصیفی-تحلیلی) بوده و به شیوه مورد پژوهشی انجام شده است. یافته ‏های مقاله ضمن تأیید فرضیه با این نتیجه همراه بوده ‏اند که تداوم وابستگی دولت ‏های آسیای مرکزی به ترتیبات و نهادهای منطقه‏ ای وسیع‏ تر و سلسله‏ مراتبی به رهبری قدرت‏ های خارجی می ‏تواند به ‏تدریج ویژگی منطقه ‏بودگی را از آسیای مرکزی سلب نماید و آن ‏را به یک زیرمنطقه تبدیل نماید.

الگوی بازاریابی دیجیتال هوشمند برای توسعه صادرات فناوری برتر ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز

الگوی بازاریابی دیجیتال هوشمند برای توسعه صادرات فناوری برتر ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز

صفحه 39-76

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.2.3

محسن پاک پرور، محمد محمودی‌ میمند، میرزا‌حسن حسینی

چکیده الگوهای مختلف توسعه صادرات بر حسب ویژگی‌‌های کشور مبدا و مقصد، نوع کالا، روابط، تسهیل کننده‌‌ها و محدود کننده‌ها است. بازاریابی رکن اساسی فروش و صادرات بوده و بازاریابی دیجیتال با استفاده از ابزارها و کانال‌‌های دیجیتالی، شیوه‌‌‌های سنتی بازاریابی را متحول و حصول اهداف آن را  تسریع و تسهیل نموده است. بسیاری از مؤلفه‌‌‌های بازاریابی مستلزم ثبات محیطی و قابلیت پیش بینی است، اما برخی به علت پیچیدگی محیطی با ابزارهای هوشمند سازی قابلیت بهینه شدن دارند. از سوی دیگر، نفوذ و تقویت حضور در بازار منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به خصوص فناوری برتر با قابلیت رشد سریع مصرف، مستلزم به کارگیری ابزارهای جدید است. اما آیا ابزارهای هوشمند سازی همانند هوش مصنوعی بازاریابی دیجیتال، می‌توانند هدف توسعه صادرات فناوری برتر را در این منطقه تسریع و تسهیل نمایند؟ متغیرهای آن کدام هستند؟در این تحقیق 10 مؤلفه با قابلیت رفع این چالش شناسایی شد؛ ابزارهای بازاریابی دیجیتال هوشمند، مصرف کنندگان، تحلیل، مفاهیم، برنامه‌‌‌های کاربردی، ارتباطات، تجارت الکترونیک، مشارکت هوشمند در تولید دانش و معاملات هوشمند همراه با امنیت سایبری. بر اساس الگو سازی ساختاری تفسیری  این تحقیق کاربردی از طریق روش‌‌‌های استقرایی، علمی‌و ترکیبی در پارادایمی‌عملگرا الگو 5 سطحی و ماتریس 4 طبقه برای 30متغیر موثر را شناسایی و طبقه بندی نمود. مهم‌ترین آن مؤلفه آنالیز هوشمند بوده و مشخص شد دانش و ارتباطات هوشمند، امنیت دیجیتال بالاترین قابلیت رشد الگوی توسعه صادرات منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را دارا است.
 

آثار اجرایی شدن ابتکار کمربند و راه بر محیط ژئواکونومیک ایران

آثار اجرایی شدن ابتکار کمربند و راه بر محیط ژئواکونومیک ایران

صفحه 77-98

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.3.4

محسن شریعتی نیا

چکیده مقاله حاضر معطوف به تبیین آثار اجرایی شدن ابتکار  کمربند و راه  بر لایه منطقه‌ای محیط ژئواکونومیک ایران است. پرسش کلیدی مقاله عبارت از این است که اجرایی شدن ابتکار   کمربند و راه چه تاثیراتی بر لایه منطقه‌ای محیط ژئواکونومیک ایران داشته است؟  فرضیه‌ای که در پاسخ به این پرسش ارائه شده، عبارت از این است که آثار اجرایی شدن ابتکار   کمربند و راه  درمحیط ژئواکونومیک ایران در قالب تبدیل شدن قزاقستان به هاب جدید لجستیک و انرژی، تعریف پاکستان به عنوان مهمترین شریک چین و تبدیل شدن امارات عربی متحده به هاب لجستیک  این طرح کلان در خاورمیانه، بروز و ظهور یافته است. یافته‌های مقاله نشان از تاثیرات چندگانه اجرایی شدن این طرح کلان بر محیط ژئواکونومیک ایران دارد. در ضلع شمالی  اجرایی شدن راه گذرهای شرقی-غربی می تواند به تضعیف مزیت نسبی ایران به عنوان حلقه وصل‌کننده اقتصادهای آسیای مرکزی به اقتصاد جهانی منجر شود و از دیگر سو با توسعه زیرساخت‌های نرم و سخت همگرایی منطقه‌ای، فرصت‌های جدیدی برای ایران ایجاد نماید. در ضلع شرقی محیط ژئواکونومیک ایران، کاهش موانع ساختاری توسعه اقتصادی پاکستان را می توان به مثابه فرصتی جدید برشمرد. 

بازی راهبردی روسیه-اتحادیه اروپا در مناقشه ممتد آبخازیا

بازی راهبردی روسیه-اتحادیه اروپا در مناقشه ممتد آبخازیا

صفحه 100-139

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.4.5

علیرضا شیخ محمدی، سکینه هاشمی

چکیده دولت دوفاکتوی آبخازیا به ‏رغم اینکه به‏ لحاظ بین‏ المللی در انزوا قراردارد به ‏لحاظ داخلی نسبتا پایدار بوده و در انجام کارویژه ‏های داخلی خود موفق عمل نموده که بخش بزرگی از این موفقیت را مدیون حمایت ‏های همه ‏جانبه روسیه است. آرمان و آرزوی مردم آبخازیا را استقلال از تفلیس و مسکو و تعامل آزاد با جهان گسترده‏ تر به‏ ویژه اروپا به‏ مثابه دولتی دارای حق‏ حاکمیت تشکیل ‏می‏ دهد. هدف اصلی مقاله حاضر را کشف راهبرد مسکو و بروکسل برای پیروزی در مناقشه آبخازیا و تأثیر آن بر تداوم این مناقشه تشکیل ‏می ‏دهد. پرسش اصلی نیز این‏گونه مطرح ‏شده است که «روسیه و اتحادیه اروپایی برای پیروزی در مناقشه آبخازیا چه راهبردی را درپیش گرفته ‏اند؟» فرضیه توصیفی که مقاله در صدد آزمون آن برآمده این است که «روسیه و اتحادیه اروپایی برای پیروزی در مناقشه آبخازیا صبر راهبردی را در دو جهت متضاد درپیش گرفته ‏اند؛ مسکو در انتظار ایجاد تحول ساختاری و زیربنایی در جامعه و حکومت گرجستان و بروکسل در انتظار اثربخشی تحریم‏ های غرب بر روسیه است». مقاله حاضر از نوع کیفی بوده و برپایه روش‏شناسی توصیفی-تبیینی انجام پذیرفته‏ ‏است. یافته ‏های پژوهش نیز ضمن تأیید فرضیه این نتیجه را به ‏همراه داشته ‏اند که با توجه به راهبرد انتظار دو بازیگر اصلی مناقشه آبخازیا، محتمل ‏ترین گزینه تا آینده قابل پیش‏بینی «تداوم وضعیت موجود همراه با ایستایی و انزوای بیشتر» خواهدبود که زمان در آن علیه راهبرد اتحادیه اروپایی جریان ‏دارد، هرچند ضرورتا به ‏معنای منفعت روسیه نیست.

ابعاد حقوقی «امنیت زیست ‏محیطی» در قزاقستان

ابعاد حقوقی «امنیت زیست ‏محیطی» در قزاقستان

صفحه 141-172

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.5.6

مرضیه شیرزادی

چکیده بهبود نسبی شرایط زندگی در بوم‏سازگان قزاقستان طی دو دهه گذشته تا حد زیادی پیامد توسعه ‏نهادی و حقوقی این کشور در حوزه حفاظت از محیط‏ زیست بوده است. هدف مقاله حاضر ، ارزیابی حکمرانی زیست‏ محیطی قزاقستان از چشم‏ انداز روند قانون‏گذاری و تحولات حقوقی و تأثیر آن بر امنیت زیست ‏محیطی در این کشور طی سه دهه گذشته است. بر این پایه، پرسش اصلی مقاله این است که «تحول در ابعاد قانونی و حقوقی حکمرانی زیست ‏محیطی در قزاقستان از زمان استقلال تا به امروز چه پیامدهایی بر امنیت زیست ‏محیطی در این کشور داشته است؟» در مقابل این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «تغییرات قانونی و حقوقی در حکمرانی زیست ‏محیطی قزاقستان از زمان استقلال تا به امروز به ‏دلیل تدوین تدریجی قوانین سخت گیرانه ‏تر برای حفاظت از محیط ‏زیست، ایجاد ساختار مدیریت یکپاچه حفاظت از محیط‏ زیست، استفاده از تجارب سایر کشورها در حوزه مدیریت زیست ‏محیطی و نیز ارتقا همکاری ‏های زیست ‏محیطی بین‏ المللی به بهبود نسبی امنیت زیست‏ محیطی در این کشور منجر شده است». مقاله حاضر از نوع کتابخانه ‏ای بوده و از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است و چارچوب مفهومی حاکم بر آن را تعاریف و گزاره ‏های نظری مفهوم امنیت زیست ‏محیطی تشکیل می‏دهد. یافته ‏های مقاله ضمن تأیید فرضیه نشان می ‏دهند، مجموعه قوانین جدید زیست ‏محیطی قزاقستان می‏ تواند به ‏شرط پیاده ‏سازی مؤثر در مرحله اجرا با یکپارچه ‏سازی قوانین حوزه‏ های گوناگون محیط‏ زیست و ایجاد سازگاری قوانین زیست‏ محیطی با شرایط واقعی حاکم بر سطوح محلی، ملی و بین‏ المللی به ارتقا عملکرد زیست ‏محیطی این کشور طی سال‏ های آینده منجر شود.

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

روابط میان فدراسیون روسیه و احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی؛ ریشه ها و پیامدها

صفحه 173-201

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23223766.1399.26.2.6.7

الهه کولایی، علیرضا ثمودی پیله‌رود

چکیده  اگرچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و تضعیف روسیه در عرصه­ بین ­المللی، روابط میان روسیه و غرب با تنش چندانی مواجه نبود، اما به مرور و به ویژه پس از به قدرت رسیدن پوتین روابط این دو کنشگر با تنش ­های مختلفی همراه شد. نقطه­ عطف تغییر در نگاه روس ­ها به غرب، سال 2004 بود که مجموعه‌ ای از انقلاب ­های رنگی در جمهوری­ های پیشین شوروی به وقوع پیوست. به باور نخبگان حاکم در روسیه این اقدام­ها، نقطه­ پایان قرارداد میان سیاستمداران جریان اصلی در غرب با روسیه و لحظه­ مهمی در چرخش نگاه روسیه از غرب و تشدید احساسات ضدغربی در روسیه است. پس از آن بود که روسیه درصدد تثبیت جایگاه خود در نظام بین­ الملل و تضعیف ساختارهای غرب به­ ویژه اتحادیه اروپا برآمد. روسیه در سال­ های اخیر توانسته، روسیه ­دوستی و شک­گرایی به اروپا را که دو روی یک سکه هستند در اروپا پیش ببرد. این سیاست روسیه برای احزاب و کشورهایی که خود را قربانی اتحادیه اروپا می‌دانند، جذابیت فراوانی دارد. مسکو امیدوار است که به قدرت رسیدن احزاب راست افراطی، موجب تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی شود. هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال ­های گذشته به چالش کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب و تضعیف انسجام اتحادیه اروپا است. پرسش اصلی مقاله این است که «اهداف کلان روسیه در تقویت روابط خود با احزاب راست افراطی پوپولیستی اروپایی چگونه قابل تحلیل است؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «هدف محوری سیاست خارجی روسیه در سال­های گذشته به چالش ­کشیدن ساختارهای امنیتی موجود در غرب است و مسکو امیدوار است فشار احزاب پوپولیست­ بتواند موجب افول روایت لیبرال غربی و تضعیف ساختارهای لیبرال دمکراسی به ­ویژه اتحادیه اروپا شود». این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است.