دوره و شماره: دوره 16، شماره 69، بهار 1389 
تعداد مقالات: 7
تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

تحلیلی بر ابعاد و سطوح مداخله در بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ

صفحه 1-24

چکیده  ناگورنو- قره‏باغ (قره‏باغ کوهستانی)، منطقه خودمختار ارمنی‏نشین در غرب جمهوری آذربایجان و در نزدیکی مرزهای ارمنستان است. این منطقه توسط ارمنی‏های محلی کنترل می‏شود. با این وجود، نه ارمنستان و نه هیچ کشوری در جهان، جمهوری قره‏باغ را به رسمیت نمی‏شناسد. این منطقه از زمان استقلال دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان، منبع بسیاری از اختلافات میان این دو کشور بوده است. هدف از این مقاله، تجزیه و تحلیل ابعاد و سطوح مداخله در بحران ناگورنو- قره‏باغ بر طبق مفهوم «بحران ژئوپلیتیکی» و مبانی و عناصر موجود در آن است. بر این اساس، ابتدا مفهوم بحران ژئوپلیتیکی و عناصر موجود در آن تبیین شده؛ سپس به موضوع و عامل بحران ژئوپلیتیکی قره‏باغ و ابعاد آن اشاره خواهد شد و در نهایت، سطوح مداخله در این بحران از بعد محلی تا ابعاد جهانی و سازه‏ای مورد بررسی قرار خواهد گرفت. چنانچه یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، عدم انطباق مرزهای جغرافیایی با مرزهای قومی، مذهبی و فرهنگی در منطقه قفقاز؛ رویکرد سیاسی رهبران کمونیست در قبال اقوام و جمهوری‏‎های شوروی؛ در پیش گرفتن مواضع سرسختانه از سوی طرفین درگیر؛ عامل رقابت بازیگران خارجی؛ متوازن بودن مناسبات قدرت میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و ذهنیت تاریخی منفی ارامنه و ترس از محاصره، مهمترین عوامل شکل‏گیری و تطویل بحران قره‏باغ به شمار می‏آیند.

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

تاثیر ابتکار مشارکت شرقی بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه

صفحه 25-52

چکیده سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه         « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر این اساس بنا نمایند. تا قبل از سال 2001 ، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد. با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب اصطکاک پیدا می‌کند، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود ارزیابی نمود.

چشم انداز جهانی بحران آب؛ مطالعه موردی: بحران آب در آسیای مرکزی؛ دلایل و راه‌کارها

چشم انداز جهانی بحران آب؛ مطالعه موردی: بحران آب در آسیای مرکزی؛ دلایل و راه‌کارها

صفحه 51-74

چکیده قرن گذشته از نظر منابع استراتژیک، قرن نفت لقب گرفت و قرن کنونی احتمالاً قرن آب خواهد بود. با عنایت به تحولات اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی در سطح جهان،‌ تا اواسط قرن حاضر اکثر کشورهای جهان از این دیدگاه با بحران مواجه خواهند شد. در قرن گذشته نیز نزاع بر سر آب در بسیاری از مناطق جهان جزئی جدایی ناپذیر از دیپلماسی کشورها بوده است. این موضوع در تمامی مناطق پیرامون ایران از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. این مقاله در نظر دارد تا به این سوال‌ها پاسخ دهد: چشم انداز جهانی بحران آب در دهه‌های آتی چگونه خواهد بود؟ مهمترین دلایل وقوع بحران آب در جهان چیست؟ بحران آب از چه جنبه‌هایی برای ایران اهمیت دارد؟ دلایل وقوع بحران آب در آسیای مرکزی چیست؟چه راه‌کارهایی را می‌توان برای برون رفت از این بحران ارائه نمود؟ بنابراین تلاش خواهد شد تا با استناد به گزارش‌های نهادهای بین المللی ضمن بررسی چشم‌انداز جهانی بحران آب و بررسی علل این پدیده در سطح جهانی، به طور خاص ریشه‌ها و دلایل این بحران در منطقه آسیای مرکزی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن پاسخ به پرسش‌های فوق راه کارهای برون رفت از این بحران نیز مد نظر قرار خواهد گرفت. فرض اصلی این نوشتار این است که با عنایت به تحولات در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیک، بحران آب در دهه‌های آینده اهمیت بیشتری یافته و تاثیر تعیین کننده‌ای در دیپلماسی اغلب کشورهای جهان و به ویژه مناطق پیرامونی ایران خواهد داشت.

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

اهداف و منافع چین در آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر؛ از همکاری و همجواری تا دیپلماسی اقتصادی بین‌المللی

صفحه 75-88

چکیده همجواری و هم مرز بودن چین با کشورهای منطقه آسیای مرکزی توام با رشد سریع اقتصادی این کشور، شرایط خاصی را بر روابط این کشورها با چین موجب شده است. به طور کلی روابط دوجانبه چین و کشورهای این منطقه از روند جهان شمول دیپلماسی اقتصادی پکن مستثنی نیست. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک و اهمیت خاص این منطقه برای چین، پکن تداوم و گسترش روابط خود با کشورهای این منطقه در عرصه اقتصادی با هدف حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی در داخل و به‌ خصوص مناطق مرزی چون سین کیانگ را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است. نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پس از یازده سپتامبر 2001 یک حادثه و واقعیت دور از ذهن برای چینی‌ها، و استراتژی کلی این کشور در قبال مناطق و کشورهای مجاور و همسایه بوده است. مجموعه این عوامل سیاست خارجی چین و طبعاً اهداف و منافع این کشور در آسیای مرکزی را دست‌خوش ملاحظات و اتخاذ استراتژی‌های خاصی کرده است. در این مقاله سعی بر این است تا زوایای گوناگون سیاست خارجی چین در منطقه آسیای مرکزی تشریح و تبیین شود.

بررسی چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی

بررسی چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی

صفحه 89-110

چکیده آسیای مرکزی علاوه بر آنکه میراث‌دار اقتصاد بزرگ جاده‌ ابریشم و پلی ارتباطی میان اروپا و آسیای شرقی و همچنین شمال و جنوب قاره آسیا به شمار می‌آید، امروزه به سبب کشف منابع غنی انرژی نیز به عنوان منطقه‌ای مهم محسوب می‌شود. در واقع منطقه‌ آسیای مرکزی در فضای پسا شوروی دارای ابعاد ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک می‌باشد و همین مسئله موجب اهمیت یافتن روندهای منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی شده است. از این رو در شرایطی که آسیای مرکزی دارای شرایط اطلاق نمودن نام «منطقه» است و همچنین از سوی سایر کشورهای جهان نیز به عنوان یک منطقه‌ مورد شناسایی قرار گرفته است، با این حال تاکنون مباحث مرتبط با منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. در مقاله حاضر سعی شده زوایای گوناگون چالش‌ها و موانع منطقه‌گرایی در آسیای مرکزی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

سیاست‌خارجی حزب عدالت و توسعه و تأثیر آن بر مناسبات روسیه و ترکیه

سیاست‌خارجی حزب عدالت و توسعه و تأثیر آن بر مناسبات روسیه و ترکیه

صفحه 111-137

چکیده به قدرت‌ رسیدن شاگردان نوگرای مکتب سیاسی نجم‌الدین اربکان، مؤسس حزب اسلام‌گرای رفاه در قالب حزب عدالت و توسعه در جریان انتخابات پارلمانی سال 2002 سرآغاز حیات جدید سیاسی در کشور ترکیه به شمار می‌رود. تدوین دکترین عمق استراتژیک از سوی احمد داوود اوغلو، به عنوان معمار سیاست خارجی جدید ترکیه، موجب بروز تحولاتی بنیادین در روابط خارجی این کشور در سال‌های اخیر گردید. بهبود و گسترش روابط ترکیه با فدراسیون روسیه از جمله این تحولات است که در طول تاریخ 500 ساله روابط سرد و شکننده دو کشور هرگز سابقه نداشته‌است. در این نوشتار با کاربرد نظریه سازه‌انگاری به عنوان چارچوب نظری، کوشش می‌شود که به این پرسش پاسخ داده‌ شود که چه دلایلی موجب ایجاد تحول در مناسبات مسکو- آنکارا،  به‌رغم  پیشینه طولانی تقابل و سوء‌تفاهم شده ‌است؟و این تحول در حوزه‌های مختلف چگونه عینیت یافته‌است؟ بر این اساس فرضیه اصلی این نوشتار عبارت‌ است از این‌که‌: « تغییر نگاه و رویکرد نخبگان سیاسی جدید ترکیه به عرصه سیاست‌خارجی در قبال همسایگان و مناطق پیرامونی، موجب بروز تحول در سیاست خارجی و ایجاد تغییرات بنیادین در مناسبات این کشور با فدراسیون روسیه شده ‌است». به منظور پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده و نیز آزمون فرضیه، ابتدا به صورت فشرده به نظریه سازه‌انگاری و پیوند آن با مقوله سیاست‌خارجی پرداخته می‌شود، سپس با بررسی کلی دیدگاه‌ها و رویکردهای حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی و تطبیق آن با مفروضه‌های اصلی نظریه سازه‌انگاری‌، تحول در مناسبات مسکو- آنکارا در چهار حوزه سیاسی، امنیتی و دفاعی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و نیز تأثیر بحران اوت 2008 گرجستان بر روابط دو کشور مورد واکاوی قرار می‌گیرد. 

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

انرژی خزر محور همکاری‌های منطقه‌ای در قفقاز

صفحه 137-163

چکیده کشف نفت و گاز و بهره‌برداری متنوع از آن نقش تعیین‌کننده‌ای در تحول صنایع داشته و به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه جوامع بشری مطرح بوده است. در چنین شرایطی، توجه به آینده منابع انرژی و چگونگی سامان‌دهی تولید، انتقال و مصرف آن از مهمترین اهداف و نیز چالش‌های پیش روی تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی بوده و موجب شکل‌گیری همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در میان این کشورها شده است. در دهه گذشته موضوع امنیت انرژی باعث افزایش اهمیت استراتژیک این کالای سیاسی در روابط کشورهای مصرف کننده، تولید کننده و مسیر ترانزیت شده است. در میان مناطق برخوردار از منابع انرژی، منطقه خزر و قفقاز به عنوان تأمین کننده بخشی از انرژی مورد نیاز جهان در سال‌های اخیر از ظرفیت مناسبی برخوردار است و در صورت شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای امکان افزایش این ظرفیت‌ها نیز وجود دارد. این مقاله با مبنا قرار دادن دو مقوله منابع انرژی و همکاری منطقه‌ای، این فرضیه را مطرح می‌کند که پس از بحران گرجستان در اوت ٢٠٠٨ و با توجه به تغییر برخی از روندهای جهانی و منطقه‌ای، شرایط جدیدی در قفقاز به وجود آمده است که مهمترین مؤلفه آن تضعیف رویکردهای تقابلی و رقابتی و تقویت رویکردهای تعاملی و همکاری جویانه می‌باشد. بر این اساس و با توجه به تغییر نگاه رهبران کشورهای منطقه، مقوله انرژی می‌تواند زمینه مناسبی برای پیوند میان کشورهای تولید کننده، انتقال دهنده و مصرف کننده انرژی ایجاد نماید. این نوشتار این نکته را مطرح می سازد که تحقق این امر جز با اتخاذ یک سیاست هماهنگ و مناسب در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای برای بهره‌برداری بهینه از منابع و خطوط انتقال انرژی و برتری دادن منافع بلند مدت به منافع زودگذر و کوتاه مدت امکان‌پذیر نخواهد بود.