دوره و شماره: دوره 16، شماره 71، پاییز 1389 
تعداد مقالات: 6
ضرورت عملیاتی کردن ساز و کارهای نظارتی و اجرایی کنوانسیون محیط زیست دریای خزر

ضرورت عملیاتی کردن ساز و کارهای نظارتی و اجرایی کنوانسیون محیط زیست دریای خزر

صفحه 1-17

چکیده یکی از راه‌های همگرایی بین کشورهای همسایه، همکاری‌های زیست محیطی میان آنها است. کنوانسیون محیط زیست دریای خزر که در روز 13 آبان ماه سال 1382 (5  نوامبر 2003 میلادی) در تهران با هدفهمکاری مشترک نسبت به حفاظت و احیای محیط زیست دریای خزر، کنترل آلودگی آن، مدیریت سواحل و برداشت‌های پایدار از ذخایر خاویاری و غیره به امضا رسید در 21مرداد 1385(اوت2007) پس از امضای تمامی کشورها لازم‌الاجرا شد. ولی به منظور حفاظت از محیط‌ زیست دریای خزر، صرف کنوانسیون مزبور کفایت نمی‌کند؛ بلکه باید ساز و کارهای اجرایی مانند ترتیبات نهادی، سیستم های نظارتی و پروتکل‌های اجرایی را تدوین کرد تا میان کشورها لازم‌الاجرا شود؛ اما از آنجا که هنوز این ساز و کارها و پروتکل‌های پیش بینی شده عملیاتی و لازم‌الاجرا نشده این امر سبب شد کنوانسیون حفاظت از محیط‌زیست این دریا عملاً شکل اجرایی به خود نگیرد. مقاله حاضر به کاستی‌های نهادی و اجرایی محیط زیست خزر در پرتو کنوانسیون تهران می پردازد.

جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی؛ ظرفیت‌های همکاری و همگرایی منطقه‌ای

جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی؛ ظرفیت‌های همکاری و همگرایی منطقه‌ای

صفحه 17-54

چکیده اگر با نگاهی عمیق و صحیح به آسیای مرکزی نگریسته شود، منطقه‌ای با استعدادها و ظرفیت‌های فراوان و دست‌نخورده هویدا می‌گردد که توجه تمام قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را به خود جلب کرده است. در این بین ایران دارای پیوندهای عمیق و مشترکات فراوانی با آسیای مرکزی است. به‌رغم تمایل و انگیزه‌هایی که هم در ایران و هم در کشورهای منطقه وجود دارد و همچنین ضمن در نظر گرفتن پیشرفت‌هایی که در روابط دو و چندجانبه وجود داشته است با این حال هنوز دو طرف موفق به استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای برای همکاری و همگرایی نشده‌اند. این در حالی است که مباحثی در منطقه‌ وجود دارند که همکاری و همگرایی گسترده‌ی ایران را می‌طلبند. مباحثی همچون انرژی و انتقال آن، ترانزیت کالا، نیازهای متقابل اقتصادی، تندروی اسلامی، قاچاق و فروش مواد مخدر، بحران‌های هویتی و فرهنگی و ... از جمله مسائل عمده برای کشورهای منطقه است که ضرورت‌های همکاری و همگرایی بیشتر جمهوری اسلامی  ایران را آشکار می‌سازد.

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

استراتژی امنیت انرژی اتحادیه اروپا در منطقه قفقاز جنوبی

صفحه 55-79

چکیده افزایش روزافزون مصرف انرژی و نیز عدم کشف منابع جایگزین سوخت‌های فسیلی از دغدغه‌های عمده کشورهای صنعتی جهان است. این امر موجب شده که امنیت منابع و مسیرهای تامین انرژی برای این کشورها از جمله کشورهای اروپایی از اهمیت بالایی برخوردار شود. در این راستا، اروپا سعی کرده است با متنوع کردن این منابع و مسیرها، آسیب پذیری خود را در این مسئله کاهش دهد این موضوع باعث توجه ویژه اتحادیه اروپا به منطقه قفقاز جنوبی شده است؛ اما مشکلات امنیتی در منطقه و همچنین نفوذ روسیه، اتحادیه اروپا را با چالش‌های گوناگونی مواجه کرده است. اتحادیه اروپا برای مقابله با این چالش‌ها و تامین امنیت انرژی خود از ابزار‌های گوناگونی استفاده می‌نماید و استراتژی خاصی را تعقیب می‌کند. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با مطالعه مسائلی که امنیت انرژی اروپا را با تهدید مواجه می‌سازد، استراتژی امنیت انرژی اروپا در منطقه قفقاز جنوبی را بررسی کنیم. این مقاله نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا سعی کرده با حمایت از فرایند دموکراسی و آزاد سازی اقتصادی در درون کشورهای منطقه و همچنین حمایت از فرایند همگرایی و متعاقب آن تقویت ارتباط آنها با ساختار اروپایی، حضور خود را در این منطقه افزایش داده و بر چالش‌های تامین امنیت انرژی خود غلبه کند.

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

بررسی تاثیرات عادی‌سازی روابط ترکیه- ارمنستان بر روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه

صفحه 79-108

چکیده بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه در سطح مشارکت استراتژیک ادامه داشته است و این وضعیت تاثیرات خود را در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هر دو کشور به نمایش گذاشته و آنها با مشارکت یکدیگر در سیاست منطقه نقش‌آفرین بوده‌اند. با این حال، روابط دو دولت از تنش‌های دوره‌ای که معمولاً با دوستی و برادری دو کشور همراه بوده است، عاری نیست. از جمله می‌توان به تنش اخیر در مناسبات دو دولت اشاره کرد که حاصل عادی‌سازی روابط ترکیه با ارمنستان می‌باشد. تنش اخیر در مناسبات طرفین، برخلاف تنش‌های پیشین از قدرت تاثیرگذاری بیشتری در روابط دو دولت همراه بود. این موضوع، به‌رغم تلاش‌های گسترده مقامات دو کشور برای عادی‌سازی روابط، تاثیرات جبران‌ناپذیری برای طرفین در برداشته است. به گونه‌ای که اگر درایت و هوشیاری دولتمردان طرفین نبود، شاید تاکنون تبعات حاصل از عادی‌سازی روابط ترکیه  با ارمنستان به تعطیلی در روابط جمهوری آذربایجان با ترکیه انجامیده بود. شایان ذکر است با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، موضوع قره‌باغ به گونه‌ا‌‌ی مناسبات جمهوری آذربایجان با ترکیه را در ارتباط با موجودیت ارمنستان به هم پیوند داده است و عادی‌سازی روابط     ترکیه- ارمنستان بدون حل بحران قره‌باغ بعید به نظر می‌رسد.

رویارویی روسیه با چچن: زندگی در مرز خشونت

رویارویی روسیه با چچن: زندگی در مرز خشونت

صفحه 108-133

چکیده جمهوری چچن در جنوب روسیه در قفقاز شمالی و در مرزهای پرتنش داغستان و جمهوری آذربایجان، شاید مهمترین مشکل سرزمینی روسیه در 18 سال اخیر بود که سرنوشت آن با دیگر جمهوری‌های فدراسیون روسیه گره خورده است. از این رو حل شدن یا نشدن مسئله چچن و چگونگی رویارویی روسیه با چچن، سرمشقی است برای مردم دیگر جمهوری‌های مسلمان روسیه، تا الگویی از آینده خود را پیش روی آورند. هرچند مسئله چچن و روسیه، نه یک موضوع مربوط به دهه‌های اخیر یا حتی سده اخیر، بلکه موضوعی تاریخی است که در دوران تزار‌ها نیز مطرح بوده است. در این، مقاله پس از نگاهی به پیشینه روابط عموماً پرتنش روسیه و چچن، تعامل این دو در سال‌های پس از فروپاشی شوروی بررسی شده است. سپس دلایل و زمینه‌های تنش روسیه- چچن و موضع گیری مقام‌های روس در این میان نیز مورد کنکاش قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله آن است که خشونت در چچن از چه منبعی تغذیه می‌شود و نقش دولت روسیه در آن چیست؟ فرضیه پژوهش بیان می‌دارد که خشونت در چچن از یک‌سو از رویکرد دولت روسیه به چچن ناشی می‌شود و از سوی دیگر در تاریخ سرزمین و مردم چچن که همواره درگیر تنش‌های قومی- قبیله‌ای و نیز نبرد با دولت‌های مرکز گرا بوده‌اند، ریشه دارد.

چیستی اندیشه «قدرت بزرگ» در سیاست خارجی روسیه

چیستی اندیشه «قدرت بزرگ» در سیاست خارجی روسیه

صفحه 133-162

چکیده غم از دست رفتن عظمت دوره‌های تزاری و شوروی را می‌توان یکی از معدود نقاط اشتراک طیف‌های فعال در روندهای سیاسی- اجتماعی روسیه پساشوروی دانست. این احساس که در قالب آرمان تبدیل روسیه به یک «قدرت بزرگ» نمود مشهودی یافته، مبتنی بر عناصر مختلف مادی و معنایی گذشته، حال و آینده روسیه و مؤلفه‌ای قابل اعتنا برای ایجاد انسجام داخلی در جامعه هویت گسیخته این کشور بوده است. این اندیشه همچنین متاثر از اعتقاد مردم و نخبگان روسیه به وستفالیایی بودگی نظام بین‌الملل، راهنمای اقدامی در سیاست خارجی و قرائت اصلی مسکو از موقعیت خود در نظام بین‌الملل به عنوان هویتی مستقل و در عین حال ممتاز است. هرچند در دهه 1990 تلاش‌ها برای تحقق این آرمان به واسطه فقدان منابع لازم و رویکردهای ایدئولوژیک ناکام‌ ماند، اما پوتین و مدودف با اتخاذ رویکردی عمل‌گرا به طور نسبی در تحقق برخی جنبه‌های «سخت» این هدف موفق‌ بوده‌اند. با این وجود، نگاه صرفاً «از بالا»، عدم توجه به مؤلفه‌های قدرت نرم و طنین همچنان قدرتمند نگاه سنتی به برخی عرصه‌ها از جمله خارج نزدیک اسبابی برای عدم تحقق کامل این اندیشه بوده است.