دوره و شماره: دوره 24، شماره 101، بهار 1397 
تعداد مقالات: 6
نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

نقش همکاری‌های اقتصادی در روابط استراتژیک چین و روسیه

صفحه 1-28

سید محمد کاظم سجادپور، الهام خلیلی

چکیده بیش از دو دهه است که ­روابط چین و روسیه وارد مرحله همکاری استراتژیک شده است. این روابط حوزه­های گوناگونی را در برمی­گیرد که یکی از آنها همکاری در حوزه­ اقتصاد است. همکارهای دوکشور در حوزه اقتصاد شامل تجارت کالا، انرژی و سرمایه گذاری بوده است. این همکارها که از سطح پایینی در دهه ۹۰ میلادی آغاز گردید در سال‌های پس از آن به‌رغم برخی نوسانات به­طور عمده روندی صعودی داشته و مقامات دو کشور همواره در جهت گسترش آن تلاش کرده‌اند. امروزه استراتژیک بودن روابط چین و روسیه هم مورد تاکید مقامات دو کشور و هم مورد تایید پژوهشگران سیاسی است. ازاین رو در این مقاله تلاش می­شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از چه میزان اهمیت استراتژیک در چارچوب روابط دو کشور برخوردار بوده است؟ از آنجا که روابط استراتژیک  فاقد تعریفی روشن است در این مقاله تلاش می­شود تا با به­ کارگیری رویکردی توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر ویژگی‌های مورد تاکید یک رابطه استراتژیک در پیشینه­های پژوهشی، ابتدا تعریفی از این رابطه به دست آید و سپس بر مبنای این تعریف اهمیت استراتژیک همکاری­های اقتصادی دو کشور مورد ارزیابی قرار­گیرد. برای پاسخگویی به این پرسش فرض نویسندگان این است که همکاری­های اقتصادی چین و روسیه از اهمیت استراتژیک چندان بالایی برخوردار نبوده است.
   

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

جایگاه کلیسا و دیپلماسی مذهبی در سیاست خارجی روسیه، مطالعه موردی: اوکراین و گرجستان

صفحه 29-56

نوذر شفیعی، احسان فلاحی

چکیده مذهب مقوله‌‌ای فراتر از سرزمین و مبنایی برای هویت فراملی محسوب می‌‌شود. ازاین‌رو، منبعی برای قدرت نرم در میان کشورهای هم‌‌کیش و عموما همجوار است. جمهوری فدارتیو روسیه و تعدادی از کشورهای حوزه خارج نزدیک ارتدوکس مذهب هستند که در گذشته‌ای نه چندان دور تحت یک واحد سیاسی مشترک به نام اتحاد جماهیر شوروی قرار داشتند. در آن زمان همه سیاست‌‌ها در چارچوب ایدئولوژی کمونیستی طراحی و از جانب مسکو به سایر مناطق کشور دیکته می‌‌شد. اما از 1991 به بعد شرایط دگرگون شد. اگرچه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به معنای پایان تعامل داخلی جمهوری‌‌ها با یکدیگر و تبدیل روابط داخلی آنها به سیاست خارجی بود، اما روسیه کماکان کشوری صاحب نفوذ در خارج نزدیک است. به‌‌طوری‌‌که باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماندن کشورهای منطقه در مدار مسکو، یکی از مهم‌‌ترین اصول سیاست خارجی کرملین است. اما، در فقدان ایدئولوژی کمونیسم روسیه با نوعی خلاء ایدئولوژیک در رابطه با جمهوری‌‌های بازمانده مواجه گردیده است. ازاین‌‌رو، مسیحیت یکی از گزینه‌‌های جایگزین مسکو برای پر کردن خلا مذکور است. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش‌‌ها است که جایگاه کلیسا در سیاست خارجی روسیه چیست؟ و کارایی دیپلماسی مذهبی در قبال گرجستان و اوکراین چگونه بوده است؟ «اگرچه نقش کلیسا در سیاست خارجی مسکو در قالب قدرت نرم تفسیر می‌‌شود، اما دیپلماسی مذهبی روسیه بیش از آن‌‌که در خدمت قدرت نرم باشد، ابزاری برای قدرت سخت در اوکراین و گرجستان بوده است.» این فرضیه در چارچوب نظریه قدرت نرم جوزف نای بررسی شده است.

چالش های سیاست خارجی روسیه در آسیای مرکزی

چالش های سیاست خارجی روسیه در آسیای مرکزی

صفحه 57-85

رضا سیمبر، مهدی پادروند

چکیده    به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشور روسیه به دلیل مشکلات داخلی برای مدت کوتاهی از توجه جدی به مسائل آسیای مرکزی و قفقاز بازماند. این موضوع که سبب خلاء ژئوپلیتیک در این منطقه شد، فعالیت گسترده بازیگران منطقه‌ای مانند ایران، ترکیه و رژیم ‌صهیونیستی و نیز بازیگران جهانی مانند ناتو و آمریکا را به دنبال داشت. با تعریف رهبران روسیه از آسیای مرکزی و قفقاز به عنوان«خارج نزدیک» در سند امنیت ملی این کشور در سال 2015 و همچنین پیوندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فدراسیون روسیه با جمهوری‌های جدید این مناطق باعث حساسیت و توجه جدی دوباره روسیه به این مناطق شد و به دنبال آن روسیه منطقه آسیای مرکزی را بخشی از «حیات خلوت» و یا«منطقه نفوذ» خود می‌داند و در صدد گسترش نفوذ و همکاری خود با جمهوری­های تازه استقلال یافته این منطقه می­باشد. این مقاله با هدف بررسی مهم­ترین چالش­های سیاست­خارجی روسیه و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی در صدد پاسخگویی به این پرسش است که مهم‌ترین چالش­های سیاست خارجی روسیه با توجه به سند امنیت ملی این کشور در دوره دوم ریاست جمهوری پوتین در آسیای مرکزی برای توسعه همکاری و نفوذ خود با این جمهوری­ها چه عواملی می­باشند؟ فرضیه مقاله که با استفاده از واقع‌گرایی تدافعی انجام شده است، بیان می­دارد، گسترش ناتو به شرق، قاچاق مواد مخدر، توسعه و گسترش فعالیت گروه‌های تروریستی در این منطقه و همچنین یک‌جانبه­گرایی آمریکا از جمله مهم­ترین چالش­های سیاست خارجی روسیه  برای رسیدن به هدف مذکور می­تواند باشد. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و فضای مجازی سعی در بررسی این موضوع دارد.

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

تأثیر‌ عامل انرژی بر روابط ترکمنستان و چین

صفحه 87-115

مرتضی نورمحمدی، مهناز زارع

چکیده      رشد مصرف انرژی طی دو دهه‌ گذشته در چین و چشم‌انداز استمرار این روند، موضوع تأمین سوخت‌های فسیلی را در این کشور به مقوله‌ای مهم و حیاتی تبدیل نموده است. دستیابی به منابع مطمئن انرژی عامل مهمی در تضمین تداوم نوسازی به مثابه انتخاب استراتژیک چین می‌باشد. بر این اساس دستیابی به ذخایر انرژی ارزان قیمت و تنوعسازی مسیرهای واردات آن و توسعه‌ مناسبات با کشورهای دارای منابع غنی هیدروکربنی به خصوص در حوزه‌ دریای خزر و سرمایه‌گذاری‌ها در این بخش در متن دستگاه دیپلماسی این کشور قرار گرفته است. از سوی دیگر، برنامه راهبردی ترکمنستان با توجه به ذخایر چشمگیر گاز طبیعی آن، تبدیل شدن به یک بازیگر استراتژیک در حوزه‌ انرژی است. از این رو در زمان ریاست‌جمهوری بردی‌‌محمد‌اف، رفع انزوا‌طلبی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و دستیابی به بازارهای متنوع خارجی از طریق توسعه‌ مسیرهای انتقال گاز طبیعی در دستور کار این کشور قرار گرفت و زمینه جهت تعاملات گسترده بین‌المللی فراهم شد. مقاله حاضر درصدد ارزیابی این پرسش است که در عرصه‌ سیاست خارجی عامل انرژی چه تأثیری بر روابط و مناسبات دو کشور داشته است؟ لذا فرض ما بر این قرار خواهد گرفت که عامل انرژی شرایط را جهت توسعه‌ روابط میان دو کشور ترکمنستان و چین فراهم نموده و نگرانی‌های چین در مورد تأمین و عرضه انرژی و اولویت استراتژیک آن برای این کشور و تمایلات ترکمنستان جهت کاهش وابستگی به روسیه جهت صادرات گاز طبیعی همکاری‌ها را بعد بیشتری داده است و خط لوله گاز آسیای‌مرکزی_ چین نقطه عطف این همکاری‌ها بوده است. روش نگارش این نوشتار توصیفی_تحلیلی و بر مبنای نظریه وابستگی متقابل می‌باشد.
 

مثلث روسیه-هند-چین (ریک) و امکان ایجاد شبکه نوظهور همکاری

مثلث روسیه-هند-چین (ریک) و امکان ایجاد شبکه نوظهور همکاری

صفحه 117-148

محمدرضا جهانگیری، خسرو وفایی سعدی

چکیده مثلث روسیه-هند-چین موسوم به ریک از ساز‌و‌کارهایی به‏شمار می‌رود که پس از جنگ سرد از سوی قدرت‏های شرقی در جهت تغییر یا تعدیل ساختار نظم بین‏الملل آمریکایی- محور پدید آمد. این هدف سپس به شکل گسترده‌تری در قالب سازمان همکاری شانگهای، ائتلاف بریک و بعدها، بریکس پیگیری شده است. سه‏گانه وزرای خارجه روسیه، هند و چین در واقع تلاشی است برای ایجاد شبکه نوظهور همکاری میان قدرت‏های تجدیدنظرطلب به‏منظور تغییر نحوه حکمرانی جهانی و تأسیس نظم بین‏المللی چندقطبی. با توجه به روابط دوجانبه، سه‏جانبه و چندجانبه ریک، پرسش مقاله حاضر این است که آیا تحقق چنین هدفی ممکن است و چرا؟ یافته‏های مقاله هم‏راستا با فرضیه آن نشان می‏دهد که مثلث روسیه-هند-چین به‏رغم برخورداری از ظرفیت‏های نسبی و انگیزه‏های قوی برای تغییر نظم بین‏المللی آمریکا-محور از انجام این هدف در شرایط کنونی عاجز است؛ چراکه هرچند مسکو، دهلی نو و پکن در خصوص نیاز به نظمی چندقطبی یا نظام چندمرکزی روابط بین‏الملل اتفاق‏نظر دارند، اما ادراکات آنها از ماهیت این تغییر و جایگاه هر یک از این سه کشور در نظم بین‏المللی آینده در اساس واگرا است. نتیجه آنکه تعامل بیشتر شبکه ریک در قالب گروه‏های هم‏فکر بزرگ‏تر همچون بریکس و یا سازمان همکاری شانگهای و بریکس پلاس که ایران یکی از گزینه‏های حضور در آنها است، می‏تواند با تقویت چشم‏انداز تغییر نظم جهانی موجود به نفع کشورهای نوظهور و درحال توسعه تا حد زیادی بر رقابت درونی روسیه-هند-چین و واگرایی میان آنها فائق آید. مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با بهره‏گیری از روش تبیینی در پی کشف علل ناکارآمدی سازوکار ریک برآمده است.
 

عملکرد روسیه در مواجه با تحریم‌های اقتصادی غرب (2014-2018)

عملکرد روسیه در مواجه با تحریم‌های اقتصادی غرب (2014-2018)

صفحه 150-178

مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده تحریم‌های اقتصادی همواره آثار مثبت و منفی را در درون کشورهای تحریم‌شده با خود به همراه خواهد داشت. تحریم‌های غرب علیه اقتصاد روسیه از سال 2014 به بعد موجب افزایش فشار تورمی، دشواری دسترسی به بازارهای سرمایه‌ بین‌‌المللی برای وام‌گیرندگان، تضعیف ارزش روبل (واحد پول ملی روسیه) در برابر یورو و دلار و ایجاد تاخیر در خروج  اقتصاد روسیه از رکود را فراهم آوردند. این نتایج موجب شدند تا دولت روسیه به دنبال راه‌‌هایی برای حمایت بیشتر از بخش مالی و اقتصادی در برابر تحریم‌ها باشد و برای مقابله با آثار سوء آنها برنامه‌هایی را تدارک ببیند. سوال مقاله آن است که مهم‌ترین اقدام‌های روسیه در پاسخ به تحریم‌های غرب از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده است؟ فرضیه ارائه شده در مقاله بر این اساس بنیان نهاده شده است که دو اصل عقلانیت راهبردی و کنش متوازن به عنوان عناصر اصلی مواجه با تحریم‌ها در دستور کار مسکو قرار داشته‌اند. برای پرداختن به این نکته، ابتدا مقاله بر تحولات اقتصادی روسیه در سال‌های اولیه تحریم متمرکز خواهد بود. سپس به مهم‌ترین اقدام‌های انجام شده توسط روسیه بر اساس اصل کنش عقلانی و متوازن پرداخته می‌شود. این مقاله بـا گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای و اسنادی و تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها به روش توصـیفی- تحلیلی، شاخص‌های اقتصادی روسیه را در فاصله سال‌های 2014 تا 2018 مورد ارزیابی قرار خواهد داد.