دلایل و زمینه های غیرامنیتی سازی در آسیای مرکزی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه مطالعات منطقه‌ایی، گرایش مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز دانشگاه تهران.

2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقه‌ایی، گرایش مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز دانشگاه تهران.

چکیده

منطقه آسیای مرکزی که بیش از دو دهه با اختلافات و تنش­های کشورهای منطقه در قبال موضوعات مختلف و امنیتی سازی مسائل مرزی و سرزمینی، آب و محیط زیست، هویت­های قومی و زبانی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی شناخته می­شد، طی یک دهه گذشته به تدریج وارد فضای جدیدی از تنش­ زدایی و غیرامنیتی­ سازی شده است که در واقع فرایند معکوس امنیتی­ کردن است؛ یعنی بازگشت یک موضوع از حالت سیاسی فوری به وضعیت سیاسی عادی. این روند در یک دهه گذشته با تغییر نسل رهبران منطقه و عادی­ سازی مناسبات تاجیکستان و ازبکستان شدت و سرعت بیشتری نیز به خود گرفته است. در نتیجه این تحولات بسیاری از موضوعات نظیر آب، محیط‌زیست، مرزها و گذرگاه­های مرزی، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی به تدریج از وضعیت امنیتی گذشته خارج شده و به وضعیت طبیعی و عادی خود بازگشته­ اند. تحولات یاد شده این پرسش را مطرح می ­کند که دلایل و زمینه­ های  تنش­ زدایی و غیرامنیتی ­سازی در منطقه آسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ به پرسش یاد شده این فرضیه می­ تواند مطرح شود که «تغییر نسل رهبران آسیای مرکزی به عنوان بازیگران (کنشگران) امنیتی ­ساز، تغییر گفتمان و کنش کلامی رهبران و نخبگان جدید، منافع مشترک حاصل از گسترش خطوط انتقال انرژی و کریدورهای ارتباطی و ترانزیتی و نیز تهدیدهای مشترک آبی و زیست محیطی موجب تنش­ زدایی و غیرامنیتی سازی در منطقه آسیای مرکزی شده است». به منظور ارزیابی فرضیه مطرح شده این مقاله با کاربست مفاهیم و مولفه­ های نظری  امنیتی‌سازی  و غیر امنیتی­ سازی که در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ مطرح شده است، کوشش می ­کند شناخت و درک بهتری از تحولات جدید صورت گرفته در سطح منطقه آسیای مرکزی حاصل شود.

کلیدواژه‌ها