بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

10.22034/ca.2025.2068010.1909
چکیده
جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی به شمار می‌رود؛ جنگی که طی آن جمهوری آذربایجان پس از نزدیک به سه دهه موفق شد کنترل خود را بر مناطق پیرامونی قره‌باغ کوهستانی باز پس گیرد. در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه‌ای برجسته بود. در این جنگ، ترکیه برخلاف رویکرد خود در جنگ اول قره‌باغ که تنها به حمایت سیاسی از آذربایجان محدود می‌شد، با اتخاذ رویکردی تهاجمی و حمایت همه‌جانبه (سیاسی، نظامی و رسانه‌ای)، نقش بسزایی در پیروزی آذربایجان ایفا کرد. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی از سوی ترکیه چه بوده است؟ در پاسخ، نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک به‌عنوان چهارچوب نظری تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. این نظریه بر آن است که عوامل ساختاری نظام بین‌الملل به‌تنهایی کنش سیاست خارجی کشورها را تعیین نمی‌کنند، بلکه از طریق متغیرهای داخلی مانند ادراک نخبگان سیاسی، فرهنگ استراتژیک و ملاحظات داخلی فیلتر و تعدیل شده و در نهایت، رفتار سیاست خارجی کشورها را شکل می‌دهند. بنابراین در پاسخ به سؤال اصلی، این فرضیه مطرح می‌شود که «عوامل ساختاری نظیر انفعال روسیه، بی‌تفاوتی غرب نسبت به حل مناقشه قره‌باغ و اتحاد راهبردی ترکیه با آذربایجان، از طریق عواملی چون اجماع رهبران سیاسی ترکیه، گفتمان ملی‌گرایی ترک‌محور، منافع حزب عدالت و توسعه برای حفظ قدرت و منافع اقتصادی تفسیر و تعدیل شده و در نهایت ترکیه را به اتخاذ رویکرد تهاجمی سوق داده‌اند.» روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات