تاثیر ملتسازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان
صفحه 3-32
https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937
طیبه قلی پوری، الهه کولایی
چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکلگیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویکها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند همزمان در حوزههای خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمانهایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را بهعنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصتهای آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازهای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار میگرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونیهای ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمانهای بینالمللی و ایجاد سازمانهای غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینهسازی سیاستهای اقتصادی بازارمحور و تقویت ملیگرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملتسازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملیگرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالشهای تازهای روبهرو ساخت.

