دوره و شماره: دوره 25، شماره 107، پاییز 1398، صفحه 1-204 
تعداد مقالات: 6
فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

فدراسیون روسیه و نهادگرایی روس محور در منطقه آسیای مرکزی

صفحه 1-36

سید عباس احمدی کرچ، صارم شیراوند

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکل‌گیری روسیه جدید سرزمین‌هایی که امنیت روسیه مستقیما به آنها مربوط می‌گردید، اهمیت فراوانی یافتند. با توجه به سیطره مجدد گفتمان ژئوپلیتیک منفعت ­بنیان در سیاست خارجی روسیه جدید و نیز  تکیه بر ذهنیت تاریخی، دکترین خارج نزدیک و روابط با این منطقه مبدل به یکی از اولویت­ های اصلی سیاست خارجی روسیه گردید و در عین حال راهبرد امنیتی جدید روسیه از یک راهبرد جهانی با رویکرد مضیق به یک راهبرد منطقه‌ای  با رویکردی موسع تبدیل شد. در دوره جدید، روسیه در راستا تأمین امنیت خود، سه حلقه امنیتی تعریف کرده‌است؛ حلقه اول، خود روسیه، حلقه دوم، فدراسیون روسیه که جمهوری‌های خودمختار وابسته را نیز شامل می‌شود و سومین حلقه به منطقه خارج ‌نزدیک اشاره دارد و آسیای مرکزی در حلقه سوم قرار دارد. سوال مقاله عبارت است از اینکه با کاربست نظریه فالکر ریتبرگر نقش و ماهیت نهادگرایی روس محور در سیاستگذاری­ های فدراسیون روسیه در منطقه آسیای مرکزی چگونه قابل تحلیل است؟ در پاسخ به این سوال نگارندگان فرضیه خود را اینچنین مطرح می‌نمایند که هر سه موقعیت شناختی، هژمونیک و مساله محور نظریه ریتبرگر در زمینه نهادگرایی روسیه در منطقه آسیای مرکزی به­ کار گرفته شده است، اما وزن و نقش هر موقعیت متفاوت است و روسیه بیشتر بر موقعیت هژمونیک و مساله محور متکی بوده است. در این مقاله روش پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی است و منابع از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده است.

ترکیه و تغییر بازی انرژی در اوراسیای مرکزی

ترکیه و تغییر بازی انرژی در اوراسیای مرکزی

صفحه 37-63

علی ایلخانی پور

چکیده ترکیه به‏ رغم فقدان منابع انرژی از مدت‏ ها پیش قصد جدی خود را برای تبدیل‏ شدن به کانون انرژی منطقه ابراز داشته است. در این میان، ساخت خط ‏لوله جریان ترک که به ‏دنبال فسخ قرارداد خط‏ لوله جریان جنوبی از سوی اروپا در واکنش به بحران اوکراین اتفاق افتاد، تأثیر به‏ سزایی بر پیشبرد این هدف خواهد داشت. پرسش‏ هایی فراوانی در خصوص چرایی و پیامدهای احداث خط‏ لوله جریان ترک در سطوح داخلی، منطق ه‏ای و بین‏ المللی مطرح است. مقاله حاضر از چشم ‏انداز منطقه‏ای در پی یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش اساسی برآمده است که «مناسبات جدید انرژی روسیه-ترکیه و به‏ویژه خط‏ لوله جریان ترک، ژئوپلیتیک انرژی در اوراسیای مرکزی را چگونه تحت تأثیر قرار می‏ دهد؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «مناسبات جدید انرژی روسیه-ترکیه و به‏ ویژه خط‏ لوله جریان ترک با تغییر بازی انرژی در مثلث روسیه-اروپا-ترکیه و کاهش ابعاد امنیتی موضوع انرژی در اوراسیای مرکزی به ‏نفع ابعاد اقتصادی به برقراری موازنه ژئوپلیتیک انرژی در اوراسیای مرکزی و میان اوراسیای مرکزی و اروپا کمک خواهد کرد». یافته‏ های مقاله نیز هم ‏راستا با فرضیه مقاله نشان از تقویت نسبی روند امنیتی‏ زدایی از مناسبات انرژی موجود در اوراسیای مرکزی و میان کشورهایی اوراسیای مرکزی با اروپا در اثر گسترش روابط انرژی روسیه-ترکیه دارد که به نوبه خود به تقویت بازیگران حاشیه‏ ای و برقراری توازن بیشتر در ژئوپلیتیک انرژی منطقه منجر می‏ شود. مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با روش کتابخانه‏ ای انجام پذیرفته ‏است.

پیچیدگی ‏های روابط دیاسپورای ارمنی و دولت ارمنستان

پیچیدگی ‏های روابط دیاسپورای ارمنی و دولت ارمنستان

صفحه 65-94

محمود بابایی، یوسف مسلمی مهنی

چکیده جمعیت ارامنه پراکنده در سراسر جهان به‏ جهت حفظ ریشه‏ های هویتی و تداوم پیوند با وطن و تعلق‏ خاطر به سرزمین اجدادی خود به‏ عنوان یک نمونه بارز دیاسپورا در مقیاس جهانی در نظر گرفته می‌شوند. دیاسپورا به ‏مثابه یک بازیگر سیاسی ممکن است از نفوذ بالایی بر میهن خود برخوردار باشد که میزان آن برپایه توازن قدرت میان وطن و دیاسپورا سنجیده می‏ شود. هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی تأثیر موازنه حکومت-دیاسپورا از زمان استقلال ارمنستان در سپتامبر 1991 تا سال 2018 (تغییر نظام ریاستی به پارلمانی) بر توانایی ‏های درونی و بیرونی دولت ارمنستان است. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که «موازنه میان حکومت و دیاسپورای ارمنی از زمان استقلال تا سال 2018 چه تأثیری بر توانایی‏ های درونی و بیرونی دولت ارمنستان داشته است؟» فرضیه مقاله که یافته‏ های پژوهش نیز بر درستی آن گواهی می‏ دهند این است که «رابطه نامتوازن دیاسپورای قدرتمند ارمنی و حکومت‏ های نیازمند حمایت در جمهوری ارمنستان، تأثیر دوگانه‏ ای بر توانمندی‏ های ایروان داشته به‏ گونه ‏ای که دولت ارمنستان ضمن بهره ‏مندی از مزایای اقتصادی و قدرت لابی‏ گری با چالش اقتدار ملی و استقلال عمل در سیاست خارجی مواجه شده است». در این مقاله از روش‌شناسی ردیابی فرایند برای ارزیابی رابطه میان دولت ارمنستان و دیاسپورای ارمنی استفاد شده است. چارچوب نظری حاکم بر تجزیه ‏و تحلیل یافته‏ های مقاله، تقریر رابرت کیوهن و جوزف نای از فراملی‏ گرایی است که بر اهمیت کنشگران غیردولتی در سیاست جهانی تأکید دارد.

آسیای مرکزی در میان  ابتکار اوراسیا کره جنوبی و  ابتکارکمربند و راه چین

آسیای مرکزی در میان " ابتکار اوراسیا" کره جنوبی و " ابتکارکمربند و راه" چین

صفحه 95-126

ماندانا تیشه یار، مجتبی تویسرکانی

چکیده ابتکار اوراسیا در سال 2013 از سوی رئیس‏ جمهور وقت کره جنوبی و بلافاصله پس از رونمایی از ابتکار کمربند و راه چین ارائه شد و در سال 2017 با اعلام سیاست شمالی جدید کره جنوبی توسط رئیس ‏جمهور کنونی این کشور مورد تأکید قرار گرفت. ایده مذکور که هدف برقراری پیوند سئول با منابع انرژی و بازارهای اوراسیا را دنبال می‏ کند، مستقل از اولویت‏ ها و اهداف ابتکار کمربند و راه چین تدوین شده است و شاید در نگاه نخست حتی در تقابل با آن تصور شود، اما مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه احتمالا تنها شانس این کشور برای پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا خواهد بود. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی نقش و جایگاه ژئوراهبردی و ژئوپلیتیک آسیای مرکزی در هر یک از دو ابتکار کمربند و راه چین و اوراسیای کره جنوبی، زمینه‏ های موجود برای همگرایی میان این دو ابتکار و مشارکت کره جنوبی در ابتکار کمربند و راه چین به‏ منظور تحقق اهداف ابتکار اوراسیا را به بحث بگذارد. پرسش مقاله نیز به ‏طور مشخص این است که «پیاده‏ سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی در گرو چیست و آسیای مرکزی چه نقشی در این میان ایفا می ‏کند؟» فرضیه به آزمون گذاشته شده این است که «پیوستن سئول به ابتکار کمربند و راه چین تنها شانس واقعی برای پیاده ‏سازی ابتکار اوراسیا کره جنوبی به شمار می رود و از آنجا که آسیای مرکزی فصل مشترک هر دو ابتکار را تشکیل می‏ دهد، تمرکز پکن و سئول بر هدف یکسان دست‏یابی به فضای ژئوپلیتیک آسیای مرکزی می ‏تواند در توسعه هر دو ابتکار مؤثر واقع شود.» نوع پژوهش در این مقاله، توصیفی-تحلیلی بوده و روش پژوهش، کتابخانه‏ ای و اسنادی است. یافته‏ های مقاله نیز بر صدق فرضیه پژوهش گواهی می‏ دهند.

راهبرد جدید اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی و گذار از قدرت هنجاری به بازیگر عمل‏ گرا

راهبرد جدید اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی و گذار از قدرت هنجاری به بازیگر عمل‏ گرا

صفحه 127-158

علیرضا کوهکن، لیلا کریمی

چکیده رویکرد اتحادیه اروپایی به آسیای مرکزی طی سه دهه گذشته با تحولات فراوانی همراه بوده است. راهبرد جدید اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی (می 2019) در مقایسه با راهبرد پیشین (مارس 2007) دارای ویژگی‏ هایی است که تحت تأثیر تغییر نگرش جهانی اتحادیه اروپایی در خصوص اعمال حاکمیت بیرونی تنظیم شده است. پرسش اصلی مقاله این است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی از بدو استقلال جمهوری‏ های این منطقه تا به امروز چه تغییری کرده است و چرا؟» در پاسخ این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که «راهبرد اتحادیه اروپایی در آسیای مرکزی به‏ تدریج با فاصله‏ گرفتن از اعمال حاکمیت بیرونی ارزش‏ های اروپایی در آسیای مرکزی به‏ سمت حاکمیت بیرونی معیارهای فنی و کمک به تاب ‏آوری جمهوری‏ های این منطقه برپایه عمل‏ گرایی با هدف انتفاع بیشتر در حرکت است. دلیل این دگرگونی، واکنش منفی حکومت‏ های آسیای مرکزی در برابر صدور ارزش ‏های اروپایی و کاهش بهره ‏مندی این اتحادیه از منافع موجود در منطقه در مقایسه با سایر بازیگران است.» مقاله حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی (کیفی) بوده و در فرایند تحلیل یافته‏ ها از روش‏ شناسی استنباطی استفاده شده است. چارچوب نظری حاکم بر این مطالعه را دوگانه قدرت هنجاری اروپا در برابر دستورکار مرکززدایی تشکیل می ‏دهد. یافته ‏های مقاله نیز با فرضیه مقاله هم‏سو هستند.

درک قدرت هوشمند در روندهای سیاست خارجی روسیه (2014-2019)

درک قدرت هوشمند در روندهای سیاست خارجی روسیه (2014-2019)

صفحه 159-188

مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده بیش از یک دهه از ورود مفهوم قدرت هوشمند به ادبیات سیاسی و مطالعات بین‌المللی می‌گذرد. اگرچه این مفهوم ابتدا در محافل سیاسی و دیپلماتیک آمریکایی رایج گردید، اما در چند سال اخیر قدرت هوشمند به واسطه محتوای جامع در دستورکار سایر قدرت‌ها همچون روسیه نیز قرار گرفته است. اهمیت مفهوم قدرت هوشمند به نوعی بازتاب تحول در روابط قدرت در سطوح جهانی می‌باشد. حضور فعال روسیه در بسیاری از موضوعات بین‌المللی موجب شده است تا در این مقاله براساس اصول مبنایی قدرت هوشمندانه به ارزیابی راهبردهای مسکو و انطباق آنها با این اصول پرداخته شود. براین اساس، سوال اصلی مقاله آن است که آیا تلاش روسیه برای استفاده از قدرت هوشمند در راستا تأمین اولویت‌ها و اهداف سیاست خارجی این کشور مؤثر واقع شده است؟ در پاسخ به این سوال، فرضیه مقاله بیانگر آن است که براساس ماهیت ترکیبی (قدرت نرم و قدرت سخت) در الگوی قدرت هوشمند، اگرچه ابعاد نرم‌افزارانه قدرت روسیه در حوزه پیرامونی با چالش‌های جدی همراه بوده است، اما نقطه تکیه قدرت هوشمند این کشور مبتنی بر قدرت سخت می‌باشد. براین اساس، مسکو با ایجاد فرصت از درون تهدید تلاش دارد تا به ایجاد مشروعیت برای کنش‌های بین‌المللی خود بپردازد. این رهیافت به نوعی نشان‌دهنده عدم توازن در مولفه‌های ترکیبی قدرت هوشمند روسیه است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد استفاده از هوشمندی محیطی، واکنش سریع، انعطاف‌پذیری عقلانی و همچنین بهره‌برداری از منابع قدرت برای استمرار فرآیند رشد مهم‌ترین ویژگی موجود در راهبرد قدرت هوشمند روسیه طی سال‌های 2014 تا 2019 بوده است.