خلاصه آمار فصلنامه

موارد

تعداد

آخرین دوره‌

28

آخرین شماره‌

120

ارسال ‌شده

980

پذیرفته شده

659

ردشده

321

مقاله‌های هر شماره

6

نرخ پذیرش

10%

مشاهده مقاله

303230

دریافت فایل مقاله

358530

نمایه‌شده

6

      دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی در مهرماه 1362 تأسیس شده است. هدف اصلی از تأسیس این دفتر، تحقیق و مطالعه در مورد مسائلی است که به نحوی با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارتباط دارد. دفتر در اجرای این هدف، وظیفه خود می‌داند تا در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، حقوقی، فرهنگی و آنچه در حال حاضر روابط بین‌الملل و مباحث راهبردی خوانده می‌شود به پژوهش و بررسی بپردازد.

        فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز در راستا اهداف دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی در سال 1371 شروع به انتشار کرد. هدف این فصلنامه ایجاد فضای علمی مناسب برای ارائه مقالات معتبر در خصوص روندها، تحولات و مسائل مهم سیاسی، اقتصادی، امنیتی و راهبردی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی مرتبط با حوزه جغرافیایی روسیه، آسیای مرکزی، قفقاز و اوراسیا است. فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز آماده پذیرش مقالات اساتید، مولفین و پژوهشگران و دانشجویان محترم در جهت هرچه غنی‌تر کردن فصلنامه می‌باشد.

 آثار قابل پذیرش در فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز:  مقالات پژوهشی

تذکر مهم: از کلیه نویسندگان محترم خواهشمند است، مقالات خود را فقط از طریق سامانه مجله و صفحه شخصی خود ارسال نموده و صرفا از همین طریق نیز پیگیری نمایند زیرا دفتر مجله در مقابل مقالاتی که به جز از طریق سامانه مجله ارسال گردد، مسئولیتی نخواهد داشت.

 

 

 به منظور رعایت حقوق معنوی پدیدآورندگان آثار، فصلنامه سیاست با استفاده از نرم افزارهای مشابهت یاب و پایگاه های داده معتبر به بررسی اصالت مقالات دریافتی می پردازد.

-------------------------------

 مجله از بررسی مقالاتی که نویسنده آنها مقاله در حال داوری  یا  در نوبت چاپ است معذور  می باشد،

لطفا در هنگام ارسال مقاله به این نکته توجه فرمایید.

 

بر اساس دستورالعمل جدید لازم است کلیه نویسندگان محترم در هنگام ارسال مقاله علاوه بر فایل اصلی مقاله، فرم تعارض منافع را نیز از طریق فایل های پیوست مقاله ارسال فرمایند. ادامه فرآیند مقالات منوط به تکمیل و ارسال فرم های مذکور خواهد بود.

دریافت فرم تعهدنامه نویسندگان

دریافت فرم تعارض منافع

 فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز اخلاق علمی و نشر را تحت قوانین بین‌المللی کپی رایت و کمیته بین‌المللی اخلاق در انتشارات (COPE) تبعیت می‌نماید.


 فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز به خوانندگان اجازه خواندن، دانلود، کپی، توزیع، چاپ، جستجو و پیوند متن کامل مقالات را داده و خوانندگان برای استفاده از آن‌ها برای هر مقصود قانونی دیگر مجاز می‌باشند. 


 

نوع دسترسی به مقالات فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز به‌صورت «باز» می‌باشد. 


 

با توجه به اقدام فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقازبرای نمایه شدن در پایگاه‌های بین‌المللی، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID برای تمامی نویسندگان مقالات (به ویژه نویسنده مسئول) الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به فصلنامه نسبت به دریافت کد شناسه پژوهشگر ORCID اقدام فرمایند.

https://orcid.org/signin

برای دیدن راهنمای فارسی دریافت کد شناسه پژوهشگر ORCID روی لینک زیر کلیک کنید:

http://ijme.mui.ac.ir/files/site1/files/orcid_help.pdf

ORCID logo

 


 

مشخصات کلی فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز

  • کشور محل چاپ: ایران
  • ناشر: انتشارات مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه
  • شاپا: 3766-2322
  • وضعیت دسترسی به مقاله‌ها: دسترسی باز
  • وضعیت چاپ: چاپی و الکترونیکی
  • نرخ پذیرش مقاله‌ها: 10%
  • نوبت‌های چاپ: فصلنامه
  • زبان فصلنامه: فارسی (چکیده انگلیسی)
  • زیرگروه: علوم انسانی/ علوم سیاسی، روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای
  • حوزه تخصصی: آسیای مرکزی و قفقاز
  • نوع فصلنامه: علمی (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)
  • ISC: رتبه (Q1)
  • نمایه شده در:  ISC- Ricest- Magiran- Noormags- SID - Ensani 
  • نوع داوری: داوری بسته و حداقل 2 داور برای هر مقاله
  • میانگین بازه زمانی فرایند داوری: حداقل 4 هفته
  • هزینه پردازش مقالات: رایگان
  • هزینه چاپ: ندارد

 

 درج قدردانی از حامی یا تامین کننده اعتبار پژوهش (در صورت وجود) در مقاله

 

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

تاثیر ملت‌سازی بر دگرگونی هویت زنان در دوران شوروی (۱۹۱۷-۱۹۹۱) و پساشوروی (۱۹۹۱-۲۰۲۲): مطالعه موردی قزاقستان

صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2074158.1937

طیبه قلی پوری، الهه کولایی

چکیده پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، روند شکل‌گیری هویت در چارچوب ایدئولوژی سوسیالیستی بلشویک‌ها سامان گرفت. یکی از محورهای اصلی این ایدئولوژی بازآفرینی مسئله زن و تلاش برای ساخت «زن جدید شوروی» بود؛ زنی که بتواند هم‌زمان در حوزه‌های خانواده، سیاست و اقتصاد نقشی فعال داشته باشد. در این زمینه، سازمان‌هایی چون سازمان زنان حزب کمونیست
با شعار برابری جنسیتی کوشیدند زنان را به‌عنوان نیرویی فعال در حزب و دولت معرفی کنند و با ایجاد فرصت‌های آموزشی، اجتماعی، سیاسی و شغلی، آنان را به مشارکت در ساختار قدرت تشویق کنند. ایدئولوژی بلشویکی با ساختن اسطوره «زن جدید سوسیالیست»، هویت جنسیتی تازه‌ای را پدید آورد که در تقابل با الگوهای اروپایی قرار می‌گرفت. با فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، قزاقستان دستخوش دگرگونی‌های ساختاری و ایدئولوژیک شد. ورود سازمان‌های بین‌المللی و ایجاد سازمان‌های غیردولتی در پی فروپاشی اتحاد، هرچند در ظاهر با هدف حمایت از برابری جنسیتی بود، اما در عمل بیش از آنکه به بهبود شرایط اجتماعی زنان بینجامد، در خدمت نهادینه‌سازی سیاست‌های اقتصادی بازارمحور و تقویت ملی‌گرایی قزاقی قرار گرفت. در نتیجه این روند، بخشی از دستاوردهای زنان در دوران شوروی تضعیف شد و جایگاه اجتماعی آنان به تدریج کاهش یافت. اگرچه ملت‌سازی شوروی در بازآفرینی هویت زنان نقشی اساسی داشت، ملی‌گرایی قزاقیِ پساشوروی و اصلاحات نولیبرال مانع تداوم دستاوردهای پیشین شد و وضعیت زنان را با چالش‌های تازه‌ای رو‌به‌رو ساخت.

چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راستِ تندرو اروپا از سال 1991 تا 2024 میلادی: مطالعه موردی؛ آلمان، ایتالیا و فرانسه

چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راستِ تندرو اروپا از سال 1991 تا 2024 میلادی: مطالعه موردی؛ آلمان، ایتالیا و فرانسه

صفحه 33-60

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2070589.1919

مهدی نوری چورتی، مهدی سنایی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991م، روسیه به‌دنبال بازتعریف جایگاه خود در نظم بین‌المللی و تاثیرگذاری در سیاست‌های اروپا بوده است. یکی از راهبردهای مسکو، تقویت و حمایت از جریان راست تندرو در کشورهای کلیدی اروپای غربی نظیر آلمان، ایتالیا و فرانسه را شامل می‌شد. این مقاله با روشی کیفی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی به‌بررسی چرایی و چگونگی همکاری روسیه با جریان راست تندرو اروپای غربی (آلمان، فرانسه و ایتالیا) در بازه زمانی 1991 تا 2024م می‌پردازد. از منظر راهبردی، روسیه این همکاری را ابزاری برای تضعیف انسجام اتحادیه اروپا، ناتو و تضعیف ارزش‌های لیبرال غربی می‌داند و در مقابل، احزاب و جنبش‌های راست تندرو اروپایی از حمایت مالی، رسانه‌ای و دیپلماتیک روسیه بهره‌برداری کرده‌اند. این پژوهش، با تمرکز بر سه کشور آلمان (با محوریت حزب آلترناتیو برای آلمان)، فرانسه (جبهه ملی/ اجتماع ملی) و ایتالیا (حزب برادران ایتالیا و لیگ شمال)، ابعاد مختلف همکاری را مورد بررسی قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این روابط نه‌تنها بر سیاست داخلی این کشورها تا حدی تاثیر گذاشته، بلکه به‌یکی از ابزارهای ژئوپلتیک نوین روسیه در جنگ نرم تبدیل شده است.

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

جنگ اتصال: نقش بنادر کوچک در کریدورهای بین‌المللی با تکیه بر توسعه بنادر آکتائو و کوریک

صفحه 61-94

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2077927.1951

حبیب الله ملکوتی فر

چکیده ظهور بنادر کوچک و متوسط به عنوان گره های حیاتی و اتصال دهنده مناطق دور افتاده در حمل و نقل بین المللی با توجه به اهمیت یافتن کریدورهای دریایی و ریلی موضوعی مسلط در حمل و نقل جهانی است. دو بندر کوچک آکتائو و کوریک در سال های اخیر طی یک برنامه روشن و مدون تبدیل به یکی از گرههای حمل و نقل دریایی در چند کریدور بین المللی در دریای خزر از جمله کریدور مهم ترانس کاسپین و کریدور تراسیکا شده اند. علاوه بر این نقش اصلی و بسیار مهمی را در ابر پروژه کمربند و راه چین ایفا< می کنند و در صورت موفقیت کریدور شمال- جنوب از نقاط کلیدی این پروزه هستند. این پژوهش با بررسی این موضوع در پی بررسی و اثبات اهمیت بنادر کوچک در جهان و مخصوصا در دریای خزر برای اتصال دادن کریدورهای مهم بین المللی و نهایتا تاثیرات بسیار زیاد آنها در اقتصاد منطقه ای و بین المللی است. روش پژوهش ترکیب توصیفی کتابخانه ای و پژوهش میدانی است و از تئوری های دولت توسعه گرا و ژئواکونومی بهره می برد.

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

معمای امنیت روسیه در نوردیک-بالتیک

صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732613

رضا رحمتی

چکیده از زمان جنگ روسیه با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه در سال 2014، مداخله در درگیری‌های سوریه در تقابل مستقیم با منافع غرب، تهاجم به بخش‌های شرقی اوکراین در 24 فوریه سال 2022 و مداخله در امور کشورهای دیگر ، بحث‌ها در مورد رفتار و نیات روسیه به‌طور قابل توجهی در مناطقی که چسبندگی جغرافیایی با روسیه دارند، افزایش یافته است. خصوصا که «مسئله اوکراین»، یک ویژگی برجسته غیرژئوپلیتیک داشته که «دولت-ملت‌های دارنده» این ویژگی در همسایگی و اطراف روسیه نیز کم نیستند. مطالعه روندهای سیاست خارجی روسیه در نوردیک-بالتیک و مولفه تاثیرگذار «هم‌وطنان خارج از کشور» روسیه، می‌تواند روندهای ژئوپلیتیک در نوردیک و بالتیک را مورد توجه دهد. سوال اصلی این مقاله این است که وضعیت معمای امنیت چگونه روابط بین روسیه و کشورهای نوردیک-بالتیک را متاثر ساخته است؟ این پژوهش بر اساس درک روسیه نسبت به معمای امنیت، به این موضوع می‌پردازد که معمای امنیت، دامنه تهدیدات امنیتی مسکو را به منطقه بالتیک و نوردیک گسترش داده است. «عدم قطعیت»، «خودیاری» و آنارشی» در رفتار سیاست خارجی روسیه منجر به تضعیف مولفه‌های امنیت ملی در کشورهای نوردیک-بالتیک شده است. این تحقیق تلاش خواهد کرد تا با استفاده از منطق معمای امنیت، به تحلیل رفتار روسیه در مواجهه با نوردیک‌ها و بالتیک‌ها پرداخته است.

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

تحلیل اهداف کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای قفقاز جنوبی در افق 2036

صفحه 117-144

https://doi.org/10.22034/ca.2025.732619

اسماعیل بابایی، مجید عباسی

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به لحاظ منابع انرژی ، ترانزیت ، اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک از جایگاه مهمی در سیاست بین الملل برخوردار است. منطقه ای که سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان با تداوم اختلافات درونی و ناپایداری امنیتی، مانع شکل گیری یک مجموعه امنیتی مشترک شده و نفوذ و رقابت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای را در تاثیرگذاری بر روند تحولات تسهیل کرده اند. لذا این پرسش اصلی مطرح می شود که رویکرد بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای ، اهداف و جایگاه آنها در دستیابی به منافع خود در قفقاز جنوبی در افق 2035چگونه خواهد بود ؟ در پاسخ به سؤال اصلی، فرضیه اصلی بر این مدعاست که بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای برای دست یابی به منافع راهبردی خود رویکردهای متضادی را در افق 2035 در پیش خواهند گرفت و چالش های ژئوپلتیک، سیاسی و امنیتی داخلی منطقه و چینش متضاد کشورهای قفقاز جنوبی در نزدیکی به قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در دست یابی به منافع ملی، محیط مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی را رقابتی، نامتوازن و بحرانی خواهد نمود و زمینه های نفوذ قدرت های مذکور را فراهم خواهد کرد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و تبیین منافع کنشگران منطقه ای و فرامنطقه ای در قفقاز جنوبی در افق 2035 از منظر نخبگان متخصص می باشد. روش پژوهش این مقاله آینده نگری راهبردی و روش تحلیل ساختاری میشل گوده و ابزار گردآوری اطلاعات نیز بهره گیری از کتب، مقالات، اسناد معتبر، پرسشنامه و مصاحبه نیمه عمیق با کارشناسان و نخبگان است.

افغانستان و خط لوله تاپی: بررسی دینامیسم ژئوپلیتیک

افغانستان و خط لوله تاپی: بررسی دینامیسم ژئوپلیتیک

صفحه 145-170

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067341.1908

شکیلا حسینی، مهدی هدایتی شهیدانی

چکیده پروژه خط لوله گاز ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند (تاپی) به‌عنوان یکی از ابتکارات ژئواکونومیک در آسیای مرکزی و جنوبی، پتانسیل تأثیرگذاری بر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه‌ای را دارد. جایگاه ترانزیتی افغانستان در این پروژه، این کشور را به نقطه‌ای کلیدی در اتصال منابع گازی آسیای مرکزی به بازارهای پرمصرف جنوب آسیا تبدیل می‌کند. پژوهش حاضر با طرح این پرسش اصلی که «دینامیسم پروژه تاپی چه فرصت‌ها و چالش‌های ژئوپلیتیکی را برای افغانستان ایجاد می‌کند؟»، درصدد بررسی ظرفیت‌ها و موانع ژئوپلیتیکی فراروی این کشور در روند تحقق پروژه تاپی است. فرضیه تحقیق بر این مبنا است که اگرچه پروژه تاپی از یک سو می‌تواند منافع مهمی چون بهره‌مندی از درآمد ترانزیت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، ایجاد اشتغال، تقویت پیوندهای اقتصادی با کشورهای همسایه و ارتقاء نقش ژئوپلی‌نومیک افغانستان را به همراه داشته باشد؛ اما از سوی دیگر، چالش‌هایی نظیر ناامنی در مسیر پروژه، نبود زیرساخت‌های فنی و نهادی کافی، ساختار سیاسی مبهم و غیرکارآمد طالبان، رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامطقه‌ای و همچنین تردید در ظرفیت گازی ترکمنستان، تحقق کامل این فرصت‌ها را با موانع جدی مواجه ساخته است. این تحقیق با روش کیفی و رویکرد توصیفی– تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و دیجیتال معتبر انجام شده است.

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

مسئله اقوام تالش و تات در آذربایجان بعد ازفروپاشی شوروی

صفحه 171-190

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071914.1924

جلیل دارا، کوثر طالشی

چکیده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نه‌تنها موجب دگرگونی در مرزهای منطقه قفقاز شد، بلکه نقطه‌عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری آذربایجان نیز به‌شمار می‌آید. در این میان، اقوام غیرآذری ایرانی‌تبار به‌ویژه تالش‌ها، تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند. این مقاله با هدف مسئله‌شناسی وضعیت این دو قوم در دوره پساشوروی، به بررسی ابعاد هویتی، سیاسی و اجتماعی آنان می‌پردازد. از آنجا که خلأ مطالعاتی در زمینه ظرفیت‌های کنش‌گری فرهنگی و اجتماعی این اقوام وجود دارد، انجام این پژوهش ضروری به‌نظر می‌رسد. افزون بر این، تمرکز بر اقوام کمتر مطالعه‌شده می‌تواند به فهم دقیق‌تری از نقش‌آفرینی‌های هویتی در تحولات منطقه‌ای و توازن فرهنگی قفقاز جنوبی کمک کند. در راستای تحلیل این موضوع، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناسی سیاسی جدید، در چارچوب نظری‌ چند لایه که شامل نظریه هژمونی فرهنگی، سیاست هویت و ژئوپلیتیک قومیت‌ها است، تلاش دارد سازوکارهای مقاومت فرهنگی و رشد آگاهی هویتی در میان این اقوام را تحلیل کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی، بهره‌گیری از روش کیفی و اتکا به منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی در پی پاسخگویی به این پرسش است که ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی قوم تالش در چارچوب نظری مذکور چگونه قابل تحلیل‌اند و این جوامع در برابر سیاست‌های هویت‌زدا چه واکنشی نشان داده‌اند؟فرضیه پژوهش حاکی از آن است که در سیاست‌های همگون‌ساز دولت و فقدان نهادهای مدنی مستقل، اقوام تالش از ظرفیت محدودی برای کنش‌گری سیاسی برخوردارند. با این حال، نشانه‌هایی از مقاومت فرهنگی و تقویت آگاهی هویتی درون‌گروهی در میان آنان قابل مشاهده است.

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

بررسی رویکرد ترکیه در مناقشه قره باغ

صفحه 191-218

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2068010.1909

محمدرضا شالباف، اردشیر سنایی

چکیده جنگ دوم قره‌باغ در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی به شمار می‌رود؛ جنگی که طی آن جمهوری آذربایجان پس از نزدیک به سه دهه موفق شد کنترل خود را بر مناطق پیرامونی قره‌باغ کوهستانی باز پس گیرد. در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه‌ای برجسته بود. در این جنگ، ترکیه برخلاف رویکرد خود در جنگ اول قره‌باغ که تنها به حمایت سیاسی از آذربایجان محدود می‌شد، با اتخاذ رویکردی تهاجمی و حمایت همه‌جانبه (سیاسی، نظامی و رسانه‌ای)، نقش بسزایی در پیروزی آذربایجان ایفا کرد. پرسش اصلی این مقاله آن است که علل اتخاذ چنین رویکرد تهاجمی از سوی ترکیه چه بوده است؟ در پاسخ، نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک به‌عنوان چهارچوب نظری تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. این نظریه بر آن است که عوامل ساختاری نظام بین‌الملل به‌تنهایی کنش سیاست خارجی کشورها را تعیین نمی‌کنند، بلکه از طریق متغیرهای داخلی مانند ادراک نخبگان سیاسی، فرهنگ استراتژیک و ملاحظات داخلی فیلتر و تعدیل شده و در نهایت، رفتار سیاست خارجی کشورها را شکل می‌دهند. بنابراین در پاسخ به سؤال اصلی، این فرضیه مطرح می‌شود که «عوامل ساختاری نظیر انفعال روسیه، بی‌تفاوتی غرب نسبت به حل مناقشه قره‌باغ و اتحاد راهبردی ترکیه با آذربایجان، از طریق عواملی چون اجماع رهبران سیاسی ترکیه، گفتمان ملی‌گرایی ترک‌محور، منافع حزب عدالت و توسعه برای حفظ قدرت و منافع اقتصادی تفسیر و تعدیل شده و در نهایت ترکیه را به اتخاذ رویکرد تهاجمی سوق داده‌اند.» روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است.

رویکرد آبی طالبان: تاثیر پروژه قوش تپه بر تعارض و همکاری منطقه ای

رویکرد آبی طالبان: تاثیر پروژه قوش تپه بر تعارض و همکاری منطقه ای

صفحه 219-244

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067629.1907

جواد خادم زاده

چکیده با توجه به کمبود منابع آبی ، نحوه مدیریت و بهره‌برداری از رودخانه‌های مرزی می‌تواند به‌عنوان منبعی برای همکاری‌های کشورها یا بستر تشدید تنش و منازعه عمل کند . کشورهای منطقه آسیای مرکزی نیز با توجه به محدودیت های گسترده که در عرصه منابع آبی از آن برخورداند نسبت به هرگونه تغییر و تحول در عرصه های منابع آاب خود بشدت حساس هستند لذا با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی افغانستان و آسیای مرکزی، رودخانه‌های مشترک میان این کشورها از اهمیت راهبردی برخوردارند و در کانون تعاملات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه‌ای قرار دارند. در سال‌های اخیر، بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان چشم‌انداز جدیدی را در مناسبات هیدروپلتیک منطقه رقم زده است. سیاست‌های جدید طالبان در خصوص بهره‌برداری از منابع آبی، از جمله پروژه‌هایی نظیر کانال قوش‌تپه، نگرانی‌هایی را در میان کشورهای پایین‌دست به‌ویژه ازبکستان و تاجیکستان ایجاد کرده است.پرسش‌های اصلی این تحقیق آن است که چگونه سیاست‌های آبی طالبان بر تعادل هیدروپلتیک منطقه تأثیر گذاشته و چه فرصت‌ها یا تهدیدهایی برای آینده همکاری‌های منطقه‌ای در حوزه آب ایجاد شده است؟ در فرضیه نیز تاکید شده است که طالبان با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی کشور افغانستان و عدم تعهد به رژیم‌های الزام‌آور آبی، سعی در افزایش اهرم‌های فشار و کسب منافع راهبردی از طریق پروژه‌هایی چون کانال قوش‌تپه دارد این پژوهش با بهره‌گیری از نظریه‌های هیدروپلتیک، به دنبال روشن‌سازی دینامیک‌های نوظهور در تعاملات آبی منطقه و آینده همکاری یا منازعه آبی در منطقه آسیای مرکزی است .

خرد و دانش در نصیحت‌نامۀ آبای: از بستر هویت قزاق‌ها تا فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم میلادی

خرد و دانش در نصیحت‌نامۀ آبای: از بستر هویت قزاق‌ها تا فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم میلادی

صفحه 243-274

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2070296.1918

فهیمه شکیبا

چکیده آبای قونانبای‌اغلو (1845ــ‌1904) متفکر و شاعر برجستۀ قزاق در قرن نوزدهم میلادی است. اثر برجستۀ او با نام نصیحت‌نامه نوشته‌ای حکمت‌آمیز است که در بستری از بحران‌های هویتی، فرهنگی و استعماری قزاقستان پدید آمد. او در این کتاب در چهل‌و‌پنج گفتار اندیشه‌های ژرف انسانی و اخلاقی را بیان می‌کند. نوشتار حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی هدایت‌شده و رویکرد هرمنوتیک فلسفی سعی دارد نشان دهد اندیشه‌های آبای دربارۀ خِرَد و دانش، در نصیحت‌نامه، با هویت قزاق‌ها و فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم پیوند دارد. ازاین‌رو، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که آبای چگونه در نصیحت‌نامۀ خود با بازتعریف مفاهیم خرد و دانش به بحران هویتی قزاق‌ها و فضای فکری آسیای‌میانه در قرن نوزدهم واکنش نشان داده و نوعی سوژگی اخلاقی‌ـ‌فرهنگی را صورت‌بندی کرده است. این مقاله با تحلیل نمونه‌هایی از گفتارهای او نشان می‌دهد آبای نه‌تنها شاعر و مصلحی اجتماعی، بلکه فیلسوفی اخلاق‌محور بوده است که در صدد بنیان‌نهادن ویژگی‌هایِ انسانی آگاه در دل بحران هویتی آسیای‌میانه بود. خرد در نگاه او ابزاری برای تمیز خیر از شر و دانش وسیله‌ای برای حقیقت‌جویی و عدالت است. این مفاهیم در سطح فردی به خودسازی اخلاقی، در سطح اجتماعی به اصلاح جامعه، و در سطح تاریخی با بازسازی هویت فرهنگی در برابر سلطۀ بیگانه پیوند می‌خورد. بدین‌ترتیب، نصیحت‌نامۀ آبای متنی چندلایه است که هویت فردی و بیداری جمعی را هدف می‌گیرد و الگویی برای پرورش «انسان خردمند و متعهد» ارائه می‌دهد.

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

پیامدهای ژئوپلیتیکی تحولات قفقاز جنوبی بعد از جنگ قره‌باغ 2020 بر منافع و امنیت ملی ایران (مطالعه موردی کریدور زنگه‌زور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733323

زهرا قاسمی کلدهی، امیر نیاکویی

چکیده درگیری متداوم آذربایجان و ارمنستان پیامدهای مهمی بر منافع کشورهای مختلف و همنچنین ژئوپولیتیک منطقه قفقاز دازذد در این میان بررسی پیامدهای این تحولات و تهدیدهای بالقوه آن برای ایران موضوع حائز اهمیتی است بحران قره باغ و درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر 2020 و تاثیر آن بر سایر بازیگران منطقه‌ای و بین المللی نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه و تاثیرات این بحران‌ها بر ایران داشت لذا پژوهش حاضر در جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده است که برنامه‌ ساخت‌ کریـدور زنگـه‌زور چـه‌ تهدیـدهایی‌ علیـه‌ منـافع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران خواهد داشت؟ و در این راستا با بهره‌گیری از نظریه امنیت منطقه‌ای این فرضیه مطرح شده است که ایجاد کریدور زنگه‌زور در خاک ارمنستان، بـر پایة برنامه‌هاى اعلام شده از سوى محور جمهورى آذربایجان- ترکیه، می‌تواند توازن منطقه‌اى قدرت را به ضرر جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد؛ بنابراین پیشبرد این پروژه تهدیدى امنیتـی علیـه منـافع ژئوپلتیـک و اقتصادى جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود که اهم موارد آن عبارت‌اند از: امکان تغییر ژئوپلتیک مرزها از طریق انسداد مرز زمینی ایران و ارمنستان؛ امکان همگرایی ارمنسـتان بـا بلـوک غـرب و تشـدید تنهـایی استراتژیک جمهوری اسلامی ایران؛ کاهش مزیتهاى ترانزیتی ایران در کریدور شمال-جنوب؛ افزایش نفوذ ترکیـه در منطقه؛ به مخاطره افتادن حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی از طریق پیشبرد طرح پـان ترکیسـتی و احیاى قوم گرایی آذرى؛ تقویت حضور ناتو، اسرائیل و روسیه در مرزهاى شمالی کشـور. همچنین در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و اینترنتی جهت گرداوری اطلاعات استفاده شده است.

شناسایی الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با کشور اذربایجان در سیاست خارجی با رویکرد آمیخته اکتشافی

شناسایی الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با کشور اذربایجان در سیاست خارجی با رویکرد آمیخته اکتشافی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733324

زهرا باقری، زهرا سادات مشیر استخاره

چکیده ادبیات روابط بین‌الملل حاکی از آن است که سیاست‌ها و تعاملات درون‌مرزی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به جهت‌گیری‌های سیاست خارجی دولت‌ها ایفا می‌کنند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف طراحی و تحلیل الگوی تعاملات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان و بررسی تأثیر این تعاملات بر سیاست خارجی انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که تعاملات داخلی ایران چگونه بر نوع و جهت سیاست خارجی آن نسبت به جمهوری آذربایجان اثرگذار است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) و با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد و مدل‌سازی آماری انجام شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که عواملی همچون منافع ملی، مشارکت اجتماعی، ضعف در دیپلماسی، رویکرد تعادل‌گرایی و مدیریت رسانه‌ها از جمله مؤلفه‌های کلیدی مؤثر در طراحی سیاست خارجی ایران در قبال آذربایجان هستند. یافته‌های کمی نیز بر معناداری روابط بین متغیرها و اهمیت تحلیل تعاملات داخلی در تدوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأکید می‌کند.

ارتقای جایگاه افغانستان در محیط استراتژیک و تمدنی ایران: تثبیت به هم پیوستگی استثنایی و مغفول

ارتقای جایگاه افغانستان در محیط استراتژیک و تمدنی ایران: تثبیت به هم پیوستگی استثنایی و مغفول

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2053908.1864

بهادر امینیان

چکیده مساله اصلی این مقاله آنست که در محیط پیچیده استراتژیکی و تمدنی ایران افغانستان به صورت بالقوه چه نقشی دارد . ادعای مقاله آنست که هم پیوستگی ژئوپلیتیک دو کشور بسیار زیاد است ولی در عمل به دلایل مختلف ایران نتوانسته است از این به هم پیوستگی بهره ببرد و حتی آنرا تثبیت نماید .ایران و افغانستان به دلایل متعدد به شدت به هم پیوند خورده اند. در عین حال مساله افغانستان از دیرباز در ایران مورد بی توجهی قرار گرفته و توجه لازم به آن نمی گردد.ایران به دلیل مشکلات افغانستان مجبور به پرداخت هزینه های بسیار سنگینی شده که این تهدیدات بویژه از ابعاد ژئوپلیتیکی همانندمسایل امنیتی ، زیست محیطی و اجتماعی حالتی فزاینده دارد. سوال اصلی مقاله آنست که چگونه می توان پیوند دو کشور را تثبیت کرد و تهدیدات فزاینده از افغانستان را مهار نمود. در پاسخ به این سوال توضیح داده ی شود که ایران باید با اجرای یک طرح جامع اقدام به ایجاد تحولات گسترده در افغانستا ننماید که این طرح در مقاله توضیح داده شده است. این مقاله بر خلاف سایر مقالات رایج در مجلات کشور رویکردی سیاست نامه ای دارد.ادعای این مقاله آنست که ایران به شدت درگیر هزینه ها و تبعات مسایل افغانستان است و چاره ای بجز پرداختن ریشه ای به مسابل افغانستان ندارد و می تواند مسایل افغانستان را به شرط اتخاذ سیاست و مدیریت مناسب و بسیج توانمندیها به سمت آرامش ببرد. در نهایت و در بخش چه باید کرد پیشنهادی برای حل مسایل افغانستان تنظیم شده است.

سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

سفال به عنوان پلی فرهنگی: مطالعه‌ای بر تبادلات هنری و فنی میان ایران و آناتولی از قرن دوم تا هشتم هجری قمری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2060794.1888

مهدی کاظم پور

چکیده این پژوهش به بررسی تبادلات فرهنگی میان ایران و آناتولی از طریق سفال در طی قرون دو تا هشتم هجری قمری می‌پردازد. در این دوره، تحت تأثیر امپراتوری‌هایی مانند بیزانس، سلجوقیان و ایلخانان انتقال دانش و سبک‌های هنری در سفالگری میان این دو منطقه رواج داشته است. هدف تحقیق، مشخص نمودن سبک های سفالی مشترک ایران و آناتولی طی قرون دوم تا هفتم ه.ق برای فهم شواهدی از نحوه تأثیرات متقابل فرهنگی و هنری است. سؤالات پژوهش: کدام گونه‌های سفالی به‌صورت مشترک در ایران و آناتولی تولید شده‌اند؟ مسیرهای تجاری و مهاجرت‌های هنرمندان و صنعتگران چه نقشی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیرگذاری بر سبک‌های سفالینه‌های ایران و آناتولی داشته‌اند؟ روش پژوهش این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و شیوه گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای و الکترونیکی است. نتایج نشان می‌دهد که گونه‌های سفالی شانلوه، آق‌کند، زرین‌فام، مینایی، لاجوردین و فیروزه قلم-مشکی در هر دو منطقه تولید شده‌اند، اما دارای تفاوت‌های سبک‌شناختی محلی هستند. مسیرهای تجاری، به‌ویژه جاده ابریشم و راه‌های دریایی، نقش مهمی در انتقال فناوری‌های سفالگری و تأثیر بر سبک‌های سفالی داشته اند. همچنین مهاجرت هنرمندان و صنعتگران، تهاجمات نظامی و باورهای دینی و مذهبی در تعاملات فرهنگی میان ایران و آناتولی نقش اساسی ایفا کرده اند.

مسیرهای نوین یکپارچگی در اوراسیا: مطالعه پیوندهای مشارکتی میان ابتکار کمربند و جاده و اتحادیه اقتصادی اوراسیا

مسیرهای نوین یکپارچگی در اوراسیا: مطالعه پیوندهای مشارکتی میان ابتکار کمربند و جاده و اتحادیه اقتصادی اوراسیا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2061707.1890

حسین امام وردی، رضا رحمتی

چکیده ابتکار «کمربند و جاده» چین، الگویی نوین و متمایز از راهبرد آتلانتیستی پس از جنگ جهانی دوم ارائه می‌دهد که با تأکید بر توسعه پایدار، اتصال‌گرایی اقتصادی و همکاری چندجانبه، به‌عنوان بدیلی برای رویکردهای امنیت‌محور در نظم ژئوپلیتیکی اوراسیا مطرح است. این مقاله به بررسی این پرسش می‌پردازد که ادغام ابتکار کمربند و جاده با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ــ به‌عنوان دو پروژه اصلی یکپارچگی غیرغربی تحت رهبری چین و روسیه ــ چه اهداف، کارکردها و پیامدهایی برای منطقه‌گرایی نوظهور اوراسیا به همراه دارد؟ تحلیل تطبیقی این دو ابتکار نشان می‌دهد که هرچند هر یک دارای منطق نهادی و راهبردی خاص خود هستند، اما همگرایی آن‌ها می‌تواند چارچوبی مؤثر برای ارتقای همکاری‌های اقتصادی، امنیتی و نهادی در اوراسیا فراهم آورد و به‌عنوان بستری برای گذار به نظم جهانی چندقطبی ایفای نقش کند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که این ادغام، افزون بر تقویت همگرایی اقتصادی و زیرساختی، دربرگیرنده مؤلفه‌هایی برای بازتعریف نظم بین‌المللی، مقابله با یک‌جانبه‌گرایی غربی و شکل‌دهی به معماری امنیت اقتصادی در اوراسیای بزرگ است. این مقاله با بهره‌گیری از روش بررسی تاریخی _تطبیقی و اتکا بر داده‌های کتابخانه‌ای و منابع برخط، تلاش می‌کند تا با تبیین منطق ادغام دو ابتکار مزبور، چگونگی تأثیر آن بر ساختارهای نوظهور اقتصادی ـ سیاسی منطقه اوراسیا و همچنین سازوکارهای تحکیم نظم چندقطبی جهانی را روشن سازد. تمرکز اصلی این پژوهش بر تحلیل اهداف، چشم‌اندازها و الزامات روابط چندجانبه میان چین و کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا است.

تحلیل لایه ای علل و عوامل ناپایداری روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان (2024-2000)

تحلیل لایه ای علل و عوامل ناپایداری روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان (2024-2000)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2061855.1892

محمدباقر حسین پور، اکبر ولی زاده

چکیده منطقه قفقاز جنوبی به عنوان بخشی از حوزه تمدنی ایران، ورای معادلات مربوط به مناسبات دولت-ملت و مرزهای جغرافیایی برای جمهوری اسلامی ایران دارای اهمیت ژئواستراتژیک است. در بین کشورهای قفقاز جنوبی جمهوری آذربایجان به لحاظ وسعت، جمعیت، منابع طبیعی، مرز گسترده با ایران و مذهب تشیع، قومیت آذری و موضوعات فرهنگی و تمدنی برای ایران اهمیت ویژه ای دارد. علیرغم وجود ظرفیت‌های زیاد جهت همگرایی و همکاری بین دو کشور، ناپایداری روابط دوجانبه، مشخصه اصلی روابط دو کشور در طول تاریخ بیش از 30 سال روابط بوده است. دو کشور در روابط دوجانبه وجوه تعامل بسیار دارند به نوعی که دامنه موضوعات دخیل در روابط دو جانبه بسیار زیاد و متنوع می باشد و طیفی از مسائل، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، زیست محیطی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. به این جهت مدیریت روابط دو جانبه در چنین شرایطی بسیار دشوار می باشد. علاوه بر اثرات شرایط و تکانه‌های داخلی بر روابط دوجانبه، مسائل منطقه ای و گاهاً فرا منطقه‌ای نیز بر پیچیدگی‌های روابط دوجانبه می‌افزاید. در چنین فضایی یافتن ریشه‌های ناپایداری در روابط دو جانبه حائز اهمیت است. سوال اصلی این پژوهش این است که ریشه های اصلی ناپایداری در روابط چیست؟ در این پژوهش سعی شده با با کاربست نظریه تحلیل لایه‌ای علت‌ها، ریشه‌های موثر در همگرایی و واگرایی دو کشور مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق توصیفی- تحلیل بوده و روش آن کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

فرصت‌ها وچالش‌های طرح (کمربند،راه) چین بر اقتصاد سیاسی ایران (2021-2013)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.733329

سیدمهدی صداقت

چکیده چکیده:
ابتکار « کمربند،راه»، که در سال 2013 به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی طراحی و اجرا شد، با هدف تقویت جایگاه چین به‌عنوان یک قدرت جهانی در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و سیاسی مطرح گردید. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت استراتژیک خود در کریدورهای حمل‌ونقل شمال به جنوب و شرق به غرب و همچنین منابع غنی انرژی، به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی این طرح شناخته شده است. هدف از این پژوهش، بررسی فرصت‌ها و چالش‌های ابتکار « کمربند،راه» برای اقتصاد سیاسی ایران می‌باشد. نتایج، حاکی از آن است که این ابتکار می‌تواند ضمن توسعه زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله حمل‌ونقل و انرژی، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای در مسیر طرح، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در منطقه نیز تقویت کند. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی و سیاسی بیشتر به چین، افزایش واردات کالاهای چینی و عدم شفافیت در سرمایه‌گذاری‌ها و مشکلات ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، از جمله چالش‌هایی است که ایران در مواجهه با این طرح با آن‌ها روبرو خواهد بود.

شناسایی دولت‌های غیراستاندارد؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان با تأکید بر منافع ایران

شناسایی دولت‌های غیراستاندارد؛ مطالعه موردی روسیه و طالبان با تأکید بر منافع ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2067601.1906

محمدجواد حیدریان دولت آبادی

چکیده ظهور مجدد طالبان در افغانستان و در دست‌گیری قدرت در سال ۲۰۲۱، بار دیگر بحث‌های حقوقی و سیاسی پیرامون شناسایی دولت‌ها در حقوق بین‌الملل را زنده کرده است. درحالی‌که بیشتر دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی از شناسایی رسمی طالبان امتناع ورزیده‌اند، فدراسیون روسیه با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه، مسیر تعامل تدریجی و حتی برخی اشکال شناسایی غیررسمی را در پیش گرفته است. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل تطبیقی و حقوقی، به بررسی سازگاری یا تعارض شناسایی طالبان از سوی روسیه با اصول و رویه‌های حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در این چارچوب، مفاهیم کلیدی همچون تمایز میان شناسایی «دوفاکتو» و «دوژور»، دولت‌های غیراستاندارد، و تحولات نظم بین‌المللی پسا-غربی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. سپس آثار منطقه‌ای این روند بر منافع جمهوری اسلامی ایران تحلیل می‌شود؛ ازجمله این موارد بهره‌برداری ایران از وضعیت حقوقی مبهم طالبان برای حفظ مزیت‌های امنیتی و دیپلماتیک، تأمین پشت جبهه درحال تنش با غرب و اسرائیل و حفظ برگ ایران توسط روسیه در معامله اوکراین با غرب است. در پایان، مقاله بر ضرورت بازاندیشی در چارچوب‌های حقوقی شناسایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی نوین تأکید می‌ورزد.

برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

برندسازی ملی روسیه در ایران: مورد مطالعه رسانه اسپوتنیک در بازه جنگ تحمیلی دوازده روزه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2026.2069690.1914

سجاد ایمانی پور

چکیده در عصر جهانی شدن، برندسازی ملی در سطح جهانی دارای اهمیتی بالاست که می‌تواند مزیت رقابتی راهبردی در تعامل با دیگر کشورها ایجاد نماید. خبرگزاری اسپوتنیک به عنوان یکی از بازوهای دپیلماسی عمومی روسیه در عرصه بین‌الملل و به زبان‌های مختلف فعالیت دارد. این رسانه، تعداد قابل توجهی از مخاطبان فارسی زبان را به صفحات فارسی خود جذب نموده است. در این میان جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه ایران، ظرفیت مناسبی برای فعالیت‌های اسپوتنیک در جهت برندسازی ملی روسیه و تاثیرگذاری در این جهت بر افکار عمومی ایرانیان فراهم آورد. این پژوهش ضمن استفاده از روش تحلیل مضمون و شبکه مضامین، به دنبال پاسخ این پرسش بوده است که راهبردهای دیپلماسی عمومی کانال تلگرامی رسانه دولتی اسپوتنیک ایران در زمینه برندسازی ملی روسیه در بازه زمانی جنگ برای مخاطبان فارسی زبان چه بوده است؟ در نهایت 5 مضمون کلان مرتبط با برندسازی روسیه در پیام‌های این کانال دولتی احصاء شده است که عبارتند از روسیه متمدن، روسیه معقول و میانه‌رو، قدرت روسیه، روابط مستحکم ایران و روسیه و تلاش غرب برای حفظ هژمونی خود. این مضامین فراگیر به مثابه بخشی از پازل «دیگری‌سازی» روسیه از غرب و آمریکا و تلاش برای تحکیم قدرت نرم روسیه تحلیل می‌شود.

ارزیابی تطبیقی نقش هویت در سیاست خارجی چین؛مطالعه مورد دوران هوجینتائو و شی جین پینگ

ارزیابی تطبیقی نقش هویت در سیاست خارجی چین؛مطالعه مورد دوران هوجینتائو و شی جین پینگ

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071666.1923

علی اشرف نظری، پرهام پوررمضان

چکیده هویت ملی به‌عنوان یکی از عوامل بنیادین در شکل‌دهی به سیاست خارجی کشورها عمل می‌کند. در این میان، جمهوری خلق چین به‌عنوان یکی از بازیگران صحنه بین‌الملل، نمونه‌ای شاخص از تأثیرگذاری هویت بر روندها و تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی محسوب می‌شود. هدف اصلی این مطالعه، انجام تحلیل تطبیقی درباره تأثیر مؤلفه‌های هویت ملی و گفتمان‌های هویت‌ساز بر سیاست خارجی چین و همچنین شناسایی وجوه تشابه و تمایز این دو دوره است. پرسش پژوهش این است که هویت ملی و گفتمان هویتی چگونه بر سیاست خارجی چین در دوره‌های رهبری هو جینتائو و شی جین‌پینگ تأثیر گذاشته است؟.فرضیه پژوهش بر این امر استوار است که اگرچه اصول کلیدی سیاست خارجی چین در هر دو دوره از تداوم نسبی برخوردار بوده، اما تفاوت در گفتمان‌های هویتی و نیز برداشت از موقعیت جهانی چین، به تغییراتی در اولویت‌بندی‌ها و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی این کشور منجر شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که دوره هو جینتائو با رویکردی محتاطانه و تمرکز بر توسعه اقتصادی در قالب چندجانبه‌گرایی و همکاری‌های بین‌المللی همراه بود، در حالی که در دوره شی جین‌پینگ، با تقویت مؤلفه‌های هویت ملی و به‌کارگیری توأمان قدرت سخت و نرم، نقش فعال‌تر و راهبردی‌تری برای چین در عرصه جهانی تعریف شده است. تحلیل هویت ملی و گفتمان‌های هویتی،سهم تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به راهبردهای بین‌المللی این کشور دارد.ارزیابی تطبیقی حاکی از آن است که تغییر در درک و تصور از جایگاه چین در نظم بین‌الملل و تأکید فزاینده بر قدرت ملی، از عوامل اصلی تغییر در رویکردهای سیاست خارجی این کشور بوده است.

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان: شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی

اکوسیستم کارآفرینی گرجستان: شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2071933.1925

محمدجواد نائیجی، فاطمه لاچینانی

چکیده اکوسیستم کارآفرینی به‌عنوان بستری پویا از تعامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، مالی و نهادی، نقش مهمی در موفقیت یا ناکامی کارآفرینان ایفا می‌کند. کشور گرجستان طی سال‌های اخیر به‌واسطه اصلاحات اقتصادی، موقعیت ژئوپولیتیک و روابط تجاری با ایران، به یکی از مقاصد مورد توجه کارآفرینان ایرانی بدل شده است. با این حال، فعالیت در اکوسیستم کارآفرینی غیر بومی، با چالش‌های متعددی همراه است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های کارآفرینان ایرانی در اکوسیستم کارآفرینی گرجستان بر اساس مدل آیزنبرگ است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی–پیمایشی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارآفرینان با سابقه فعالیت در خارج از کشور، تجار و اعضای اتاق مشترک ایران و گرجستان گردآوری و با روش تحلیل تم بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد که کارآفرینان ایرانی با هفت دسته چالش اصلی شامل: تأمین مالی، سیاست‌های داخلی و خارجی، تفاوت‌های فرهنگی، ضعف قوانین و حمایت‌های نهادی، محدودیت‌های سرمایه انسانی، موانع بازار و مخاطرات امنیتی مواجه هستند. این نتایج بیانگر آن است که اکوسیستم گرجستان علی‌رغم فرصت‌های بالقوه، نیازمند طراحی سیاست‌های حمایتی مشترک و برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت برای تسهیل فعالیت کارآفرینان ایرانی است. بر این اساس، تقویت همکاری‌های دوجانبه اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی مشترک، بهبود قوانین حمایتی و رفع موانع تأمین مالی می‌تواند زمینه ارتقای روابط کارآفرینانه بین دو کشور را فراهم آورد.

جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

جایگاه سرمایه اجتماعی بین المللی در راهبردهای سیاست خارجی ترکیه در آسیای مرکزی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2072132.1927

اصغر حسنوند، علیرضا سلطانی

چکیده مقارن بافروپاشی اتحادجماهیرشوروی وظهورحاکمیت های‌مستقل درمنطقه آسیای مرکزی، فضای تعامل وهمکاری نیز دراین منطقه به شکل بی سابقه ای استحاله یافت. درچنین متنی کشورترکیه توانست خود را به عنوان یکی ازبازیگران ذی نفع منطقه مطرح نمایدو پس از گذشت بیش ازسه دهه حضور مصرانه دستاوردهای مطلوبی را بدست آورد. لذاعطف‌به اقتضائات-پژوهشی وجستارگشایی برای حصول داده های پسینی ازسیاست منطقه ای ترکیه در آسیای مرکزی هدف از تنظیم نوشتارحاضربررسی این‌مبحث باتمتع ازنظریه سرمایه اجتماعی بین الملل است. این تحقیق با استفاده ازروش توصیفی-تحلیلی وبابهره‌گیری ازمنابع کتابخانه ای به انجام رسیده است وبدنبال پاسخ به این سوال است که سرمایه اجتماعی بین الملل چه-جایگاهی درپیشبردسیاست منطقه ای وموقعیت مطلوب ترکیه درمنطقه آسیای مرکزی داشته‌است؟ درجواب به پرسش‌حاضر فرضیه این است که ترکیه با به کارگیری مولفه های سرمایه اجتماعی بین‌الملل:(سرمایه اجتماعی شناختی، سرمایه اجتماعی-رابطه ای وشبکه ای)توانسته ازاین مجرا به گسترش نفوذ ومناسبات خودبااین منطقه بپردازد، یافته ها ونتایج تحقیق حاکی از آن است که ترکیه ضمن تاکیدبرقرابت های هنجاری وساخت اعتماد، ارتباطات شبکه ای گسترده ای درپیش گرفته وبعنوان بازیگرشبکه پردازمطرح منطقه نیزشناخته می‌شود.

بررسی اختلاف ژئوپلتیکی ایران و ترکمنستان در بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر: تحلیل استراتژیک و پیامدها

بررسی اختلاف ژئوپلتیکی ایران و ترکمنستان در بهره‌برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر: تحلیل استراتژیک و پیامدها

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 دی 1404

https://doi.org/10.22034/ca.2025.2073484.1930

محمد سمیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی چالش‌های ژئوپلیتیکی بهره‌برداری از منابع نفت و گاز در دریای خزر میان ایران و ترکمنستان می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش عنوان می‌دارد که ریشه اختلافات انرژی دو کشور در چه عواملی نهفته بوده و آیا این اختلافات صرفاً ناشی از مسائل حقوقی است یا تحت تأثیر منافع ملی و فشار بازیگران فرامنطقه‌ای نیز قرار دارد. فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که چالش‌های ژئوپلتیکی موجود محصول تعامل پیچیده میان ساختار حقوقی، تضاد منافع ملی و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. روش تحقیق تحلیلی و کیفی است و بر تحلیل محتوای اسنادی و بررسی کتب و مقالات تخصصی استوار است. داده‌ها از منابع مکتوب، توافق‌نامه‌ها، کنوانسیون‌های خزر و مقالات علمی گردآوری و بر اساس سه سطح تحلیل (ساختاری، ملی و منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابهامات حقوقی خزر، فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های داخلی ایران، راهبردهای صادراتی ترکمنستان و نفوذ روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا، همگی موجب تداوم و تشدید اختلافات شده‌اند. این نتایج فرضیه پژوهش را تأیید کرده و نشان می‌دهد که مدیریت پایدار منابع انرژی خزر نیازمند رویکردی ترکیبی از توافقات مشترک، دیپلماسی فعال و تقویت ظرفیت داخلی است.

شبکه سلول‌های تروریستی داعش در آسیای مرکزی

شبکه سلول‌های تروریستی داعش در آسیای مرکزی

دوره 21، شماره 92، زمستان 1394، صفحه 29-63

محمدرضا دهشیری، شاهین جوزانی کهن

چکیده آسیای مرکزی یکی از مناطق مورد توجه داعش برای شکل دهی به شبکه هواداری فرامرزی از سلول‌ها‌ی تروریستی با هدف انجام اقدامات تروریستی در مناطق نبرد در سوریه‌ و عراق است. داعش تلاش نموده از بستر فضای مجازی و ابزارهای نوین ارتباطی آن از جمله شبکه‌های اجتماعی به ویژه تارنمای خود ساخته خلافت‌بوک در راستای جذب و آموزش افراد این منطقه و ایجاد شبکه‌ای از سلول های تروریستی استفاده نماید.
این مقاله تلاش می‌نماید چگونگی عملکرد داعش در بستر فضای مجازی و نیز نحوه به کارگیری شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی را بررسی نماید.
در پاسخ به این سوال که داعش چگونه به ایجاد شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی مبادرت کرده است؟ نگارندگان معتقد هستند که داعش از طریق انتشار پیام‌های تبلیغی خود در بستر فضای مجازی به جذب و آموزش نیرو و ایجاد شبکه‌ای از سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی مبادرت نموده است.
در این مقاله پس از تبیین ابزارهای نوین ارتباطی داعش در بستر فضای مجازی، اهداف و مقاصد داعش در استفاده از فضای سایبر در جذب و آموزش افراد و ایجاد سلول‌های تروریستی در آسیای مرکزی و راهبردهای مقابله با داعش در این منطقه واکاوی می‌شود.

مبنای ژئوپلیتیک راه ابریشم آمریکا و چین در آسیای مرکزی

مبنای ژئوپلیتیک راه ابریشم آمریکا و چین در آسیای مرکزی

دوره 23، شماره 99، پاییز 1396، صفحه 1-25

ماندانا تیشه یار، مجتبی تویسرکانی

چکیده برخی بازیگران بین‏المللی در سال‏های اخیر با توسل به قدرت نمادین تمثیل راه ابریشم در صدد بازسازی و بهره‏مندی از منافع آن برآمده‏اند. چین در سال 2013 ازابتکار "یک کمربند، یک راه" رونمایی کرد و ابرطرح کمربند اقتصادی راه ابریشم را ارائه نمود که مسیر اصلی آن از آسیای مرکزی می‏گذرد. پیش از آن نیز ایالات متحده در سال 2011 به‏طور رسمی، اصطلاح رمانتیک راه ابریشم را در تعیین سیاست خارجی خود در قبال آسیای مرکزی به‏کار برد. با این حال، روایت راه ابریشم ایالات متحده معانی متمایزی از روایت چینی هم‏نام آن دارد. هدف اصلی این مقاله، مقایسه گفتمان ژئوپلیتیک پشتیبان روایت‏های آمریکایی و چینی راه ابریشم نوین در آسیای مرکزی است. پرسش محوری مقاله نیز این است که روایت‎های راه ابریشم نوین آمریکا و چین در آسیای مرکزی بر مبنای کدام یک از گفتمان‏های ژئوپلیتیک شکل گرفته‏اند؟ فرضیه‏ای که مقاله در صدد آزمون آن برآمده این است که به‏رغم توسل ایالات متحده به استعاره راه ابریشم، طرح راه ابریشم نوین این کشور در آسیای مرکزی بر بازتعریف ژئوپلیتیک سلطه، یعنی بازگشت منطقه به ژئوپلیتیک استعماری گذشته بنا شده است؛ در حالی‏که طرح کمربند اقتصادی راه ابریشم چین با درس گرفتن از تاریخ، بر پندار ژئوپلیتیک انتقادی و در نظر گرفتن جمهوری‏های آسیای مرکزی به‏مثابه بازیگر و نه صرفا زمین بازی مبتنی است. یافته‏های مقاله نیز نشان‏دهنده درستی این فرضیه است. 

ابتکار کمربند – راه: قوام نظریه هارت‌لند

ابتکار کمربند – راه: قوام نظریه هارت‌لند

دوره 22، شماره 96، زمستان 1395، صفحه 163-188

عنایت اله یزدانی، علی امیدی، پریسا شاه محمدی

چکیده منطقه اوراسیا که در نظریه هارت‌ لند به عنوان قلب سیاست جهان معرفی شده است، امروزه در پرتو ابتکار «کمربند راه» که از سوی چین ارائه شده با تحولات گسترده و متنوعی مواجه است که می‌تواند بر اهمیت آن منطقه بیافزاید. نظریه  «هارت‌ لند» که از آن با عنوان «فلسفه مک‌ کیندر» نیز یاد می‌شود،یک نقطه مرکزی را در قلب زمین مشخص کرده است که رودخانه‌ های ولگا، ینی ‌سی، آمودریا و سیردریا و دو دریاچه خزر و آرال را در خود جای داده است. «مک‌ کیندر» در نظریه خود منطقه اوراسیا را به لحاظ راهبردی پرامتیازترین منطقه جغرافیایی دانسته و آن را قلب سیاست جهان معرفی می‌کند. به باور وی «هارت‌ لند» محور جغرافیایی تاریخ در تمام دوران خواهد بود، اما نظریه‌ های رقیب و همچنین برخی انتقادهای ارائه شده علیه آن، دو موضوع صحت و پایداری این نظریه را با تردید مواجه ساخته بود.
نگارندگان به منظور پاسخگویی به این سوال که «ابتکار کمربند -راه» چگونه می ‌تواند منطقه آسیای مرکزی را به عنوان «هارت‌ لند» مورد توجه مجدد قرار دهد این فرضیه را تبیین می‌ نمایند که ابتکار یادشده سرشت بالقوه نظریه هارت ‌لند را دیگر بار مورد توجه قرار خواهد داد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی تحلیلی است.

ترکیه و نقش آن در روابط ایران و جمهوری آذربایجان

ترکیه و نقش آن در روابط ایران و جمهوری آذربایجان

دوره 30، شماره 126، تابستان 1403، صفحه 145-166

رهبر طالعی حور، امیر حسین مهدی پور

چکیده   هدف اصلی در این مقاله بررسی نقش ترکیه در روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان بوده و سؤال پژوهش را هم می­توان به این صورت بیان کرد که ترکیه چه نقشی در روابط ایران و جمهوری آذربایجان داشته است؟ در پاسخ به سؤال پژوهش با استفاده از چارچوب نظری مکتب کپنهاگ فرضیه‌ای به این صورت طرح می­گردد ترکیه با به‌کارگیری سیاست­های پان‌ترکیستی،  همکاری‌های نظامی و حمایت‌های تسلیحاتی و پشتیبانی اطلاعاتی از جمهوری آذربایجان، تسهیل حضور نیروهای تکفیری در منطقه و حمایت از ایجاد کریدور زنگه­زور در امنیتی شدن روابط ایران و جمهوری آذربایجان نقش داشته است. یافته­­های پژوهش نشان می­دهد مهم‌ترین هدف ترکیه در قفقاز حضور و نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی درازمدت است که این اهداف را با همکاری آذربایجان دنبال می­نماید. علاوه بر پیوندهای زبانی، قومی و فرهنگی بین جمهوری آذربایجان و ترکیه، ترکیبی از عوامل مختلف سیاسی، دفاعی و اقتصادی نیز در نزدیکی روابط دو کشور به یکدیگر تأثیر داشته که نقش مهمی در امنیتی‌شدن روابط ایران و جمهوری آذربایجان داشته است. این پژوهش از نوع تبیینی تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه‌ای و پویش اینترنتی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است.

تأثیر جنگ 2022 روسیه و اوکراین بر اقتصاد بین‌الملل

تأثیر جنگ 2022 روسیه و اوکراین بر اقتصاد بین‌الملل

دوره 28، شماره 118، تابستان 1401، صفحه 37-60

حمید درج

چکیده تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در فوریه 2022 و تحریم‌های مالی شدید اعمال شده علیه مسکو، نه تنها تأثیر اقتصادی بر روسیه داشته است؛ بلکه پیامد این بحران، اقتصاد بین ­الملل از جمله آمریکا و اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. تورم ناشی از بحران اوکراین که در حال حاضر، بیشتر اقتصادهای جهان از جمله آمریکا و اروپا را دچار آسیب کرده است؛ به دلیل افزایش شدید قیمت نفت و گاز و محصولات صنعتی و کشاورزی به طور پیوسته در حال افزایش است. از این­رو نوشتار پیش­رو، در تلاش است  به بررسی تأثیر اقتصادی جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 بر بازیگران کلیدی اقتصاد جهانی، به ویژه آمریکا و اروپا که تحریم‌های مالی شدیدی علیه روسیه اعمال کرده‌اند؛ بپردازد. لذا سؤال اصلی پژوهش عبارت است از این­که جنگ 2022 روسیه و اکراین چه تأثیری بر اقتصاد بین­الملل به ویژه آمریکا و اروپا داشته است؟ فرضیۀ پژوهش این است که با توجه به ابعاد سیاسی و نظامی مناقشه اوکراین؛ رهبران کشورها در تصمیم­گیری‌های خود در خصوص این بحران، مسائل سیاسی را بر مسائل اقتصادی اولویت داده‌اند و این امر باعث شده تا اقتصادی که در دوران جنگ سرد به عنوان سیاست سفلی مطرح بوده است، دوباره تحت تأثیر مسائل سیاست اعلی قرار بگیرد و با رکود و افزایش قیمت جهانی مواجه شود. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.

ابر واژگان